آداب زندگی
ادب از فهم سرشار و ادراك حقایق سرچشمه می گیرد و بی ادبی از جهل و نادانی

در اندرزهاى لقمان اشاره اى به آداب سخن گفتن شده بود ، و در اسلام باب وسيعى براى اين مساله گشوده شده ، از جمله اينكه : تا سخن گفتن ضرورتى نداشته باشد سكوت از آن بهتر است .
    چنانكه در حديثى از امام صادق (عليه السلام) مى خوانيم : السكوت راحة للعقل : سكوت مايه آرامش فكر است .
    و در حديثى از امام على بن موسى الرضا (عليهما السلام) آمده است من علامات الفقه : العلم والحلم والصمت ، ان الصمت باب من ابواب الحكمه : از نشانه هاى فهم و عقل ، داشتن آگاهى و بردبارى و سكوت است ، سكوت درى از درهاى حكمت است .
    ولى البته در روايات ديگر تاكيد شده است ، در مواردى كه سخن گفتن لازم است مؤمن بايد هرگز سكوت نكند پيامبران به سخن گفتن دعوت شدند نه به سكوت ، وسيله رسيدن به بهشت و رهائى از دوزخ ، سخن گفتن به موقع است .
    از شاخه هاى ديگر حسن خلق ، كه رابطه ها را استوارتر و پيوندهارا صميمى تر مى سازد ، گفتار دلپذير و شادى بخش
است . متانت درسخن و ادب در گفتار و زيبايى در كلام ، خصلت پاكدلان بى كينه است و خلق و خوى اولياء دين .
    ارزش انسان و جوهره وجودى اش را زبان و بيان روشن مى سازد :
    يكى تحقير مى كند ، يكى تشويق .
    يكى عيبجويى مى كند ، ديگرى تحسين و تقدير .
    يكى ملامت مى كند ، ديگرى پر و بال مى دهد و اميد مى آفريند .
    كدام يك خوبتر است ؟
    شما خودتان چگونه بيان و زبانى داريد ؟ تلخ يا شيرين ؟ گزنده يامرهم گذارنده ؟
    آيا با ديگران همان گونه صحبت مى كنيد كه دوست داريد ديگران با شما آنچنان حرف بزنند و خطاب كنند ؟


    پذيرايى از ديگران ، هميشه با غذا و ميوه و شيرينى نيست .
    گاهى پذيرايى ، با يك كلام خوب و سخن شايسته است . اين اكرام ، بالاتر از تغذيه و اطعام است ، چرا كه گفتار شايسته و زيبا ، غذاى روح است .
    گفتن يك آفرين ، احسنت ، بارك الله مگر چقدر هزينه و خرج دارد ؟
    كسانى هستند كه جان مى دهند ، ولى حاضر نيستند يك كلام تشويق آميز و محبت بار بر زبان جارى كنند. بشنويم از رسول خدا صلى الله عليه و آله كه اسوه اخلاق حسنه و الگوى ادب در گفتار و رفتار است كه فرموده است :
    من اكرم اخاه المؤمن بكلمة يلطفه بها وفرج عنه كربته لم يزل فى ظل الله الممدود عليه الرحمة ما كان فى ذلك .
    هر كس برادر با ايمانش را با گفتن كلامى ملاطفت آميز و غم زدا ، مورد تكريم قرار دهد ، تا وقتى او شادمان است ، گوينده آن سخن همواره در سايه رحمت گسترده الهى به سر مى برد.


    كلام تشويقى و آفرين و مرحبا گفتن بر عمل شايسته ديگرى نيز ، از اين گونه صالحات است . باز هم از كلام امام صادق عليه السلام بشنويم :
    من قال لاخيه المؤمن مرحبا كتب الله له مرحبا الى يوم القيامة .
هر كس به برادر مؤمن خود (مرحبا) بگويد ، خداى متعال تا روز قيامت براى او مرحبا و آفرين مى نويسد.
    غير از پاداش الهى ، تاثيرات اجتماعى (خوشگويى) در نرم ساختن دلها و جلب عاطفه ها و استوار ساختن رابطه ها مشهود است . آنكه خوش سخن باشد ، از ديگران نيز كلام نيكو مى شنود. (اين جهان كوه است و فعل ما ندا) و البته كه حرف و سخن ما هم در كوهستان زندگيها انعكاس دارد و خوبى آن به خود ما منعكس مى شود.
    كسى كه گفتار مؤدبانه داشته باشد ، ديگران نيز با او مؤدبانه سخن خواهند گفت . وگرنه ... (كلوخ ‌انداز را پاداش ، سنگ است). از كلام مولاعلى عليه السلام است كه :
    اجملوا فى الخطاب تسمعوا جميل الجواب
    زيبا خطاب كنيد ، تا جواب زيبا بشنويد !...
    كيفيت برخورد ما با انسانهاى ديگر ، همان نتيجه را به ما برمى گرداند. ادب ، ادب مى آورد و توهين و فحش ، بدزبانى و اهانت متقابل را در پى دارد.
    هرگاه در علل مشكلات ناگوارى كه در محيط خانواده ها و اجتماع پيدا مى شود به كاوش پردازيم خواهيم ديد كه منشاء بيشتر آنها بد زبانى و زشت گوئى و سخنان دور از نزاكت است كه بى مطالعه و فكر از شخص سر مى زند و در نتيجه نفرت طرف را بر مى انگيزاند و غالبا هم منجر به منازعاتى مى گردد كه انسان از آنها بى نياز است يعنى بسيار ديده شده و مى شود كه از يك سخن كوچك زشت نزاع بزرگى به وجود آمده كه تبديل به يك معركه خونين گشته است براى همين است كه قران كريم مردم را از بد زبانى بكلى بيزار ميكند و به گفتار نيك تحريص مى نمايد و بد زبانى را به عرعر خر تشبيه نموده تا قباحت آن را كاملا مجسم و محسوس گرداند تا هر كس همينكه خواست صداى خود را به بد زبانى و بد گوئى بلند كند فورا آن صحنه خنده آور و مسخره آميز و منفورى را كه صداى ناهنجار الاغ آنرا ايجاد مى كند بخاطر آورده و از نعره زدن و عربده كشيدن خود دارى كرده و يادآور شود كه الاغ نيست بلكه آدم است .


    پس گفتار نيك و زيبا گوئى و دقت در طرز تكلم و آنگ صدا و انتخاب بهترين سخن و اداى آن با بهترين روش از مهمترين رموز موفقيت و راه رسيدن به يك اجتماع مترقى است و به همين جهت مربيان و مصلحين نيز به آن توجه خاص مبذول نموده و در اين باره كتابهاى زيادى تاليف كرده و در آنها طرز گفتگو با مردم را كه بايد با لهجه اى نرم و مودبانه باشد نشان داده اند .
    پس انتخاب كلمات زيبا با مراعات لهجه و زبان و صدا آسانترين و ارزانترين وسيله محبوبيت انسان در اجتماع و هم باعث پيشرفت وى در كار و حرفه خود ميباشد و هم بهترين راه دوستيابى است كه براى انسان دوستان زيادى كه در نبرد زندگى كمكهاى موثرى به او كنند فراهم مى آورد .گفتار نيك با همه خوب و لازم است هم با دوستان هم با دشمنان اما با دوستان ضامن حفظ و پايدارى دوستى است اما با دشمنان باعث كاهش دشمنى و يا حد اقل مانع از تشديد و افزايش آن است .لذا قران مجيد با يك تعبير كلى و عام يعنى با كلمه (مردم) گه شامل مسلمان و غير مسلمان و دوست و دشمن است به ما دستور خوش گفتارى مى دهد .
    رسو لخدا (ص) فرمود : (در بهشت غرفه (قصر و بالا خانه) هائى هست كه [ از درخشندگى ] بيرون آنها از درون و اندرون از بيرون ديده مى شود ، خدا آنها را براى كسانى آماده كرده است كه مردم را اطعام كنند و خوش سخن باشند).
    و فرمود : الكلمة الطّيّبة صدقة.
    سخن نيكو صدقه است.
    و روايت است كه : (حيوانى از نزد عيسى عليه السّلام مى گذشت ، به او گفت :
    برو به سلامت . شخصى عرض كرد : يا روح اللّه ، به حيوان چنين مى گوئى ؟! فرمود :
    نمى خواهم زبانم به بدى عادت كند).
    حكيمى گويد : (سخن نرم كينه هاى نهانى را مى شويد).

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ساعت 05:37 ب.ظ | نظرات (0)

در آستانه خوابيدن شبانه اعمال زير مستحب است:
الف) محاسبه اعمال روزانه خود.
امام صادق (ع) فرموده است:
هنگامي كه به بستر مي‏روي، نگاه كن و ببين كه در روز، چه به دست آورده‏اي و به ياد آر كه خواهي مُرد و معاد و قيامتي در كار هست.
و پيامبر (ص) فرموده است:
لَيْسَ مِنّا مَنَ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ.
از ما نيست آن كه در هر روز، خود را حسابرسي نكند.
ب)تخلّي پيش از خوابيدن.
حضرت امير (ع) به امام حسن (ع) اين سفارش را كرد تا به طبيب، نيازمند نگردد.
ج) مسواك زدن.
پيامبر اكرم (ص) هنگام خواب مسواك مي‏كرد.
در روايتي آمده است؛ پيامبر (ص)، هنگام خواب، مسواك را بالاي سر خود مي‏گذاشت، تا بلافاصله بعد از بيداري مسواك بزند.
د) شستن دست و صورت قبل از خواب.
پيامبر (ص) فرموده است:
شب نخوابيد در حالي كه دستتان آلوده به چربي است؛ و گرنه اگر ناراحتي‏اي به شما رسيد، خود را ملامت كنيد.
ه) با وضو خوابيدن.
امام صادق(ع) فرمود:
آن كه با وضو به بستر رود، بسترش مسجد اوست.
در روايت ديگر آمده است:
هر كه با وضو بخوابد، مانند كسي است كه شب را به بندگي خدا گذرانده است.
و) خواندن سوره اخلاص و تكاثر هنگام خواب.
منابع:
-
ميزان الحكمة، محمد محمدي ري شهري، دفتر تبليغات اسلامي، قم، 1403 ق، ج 10، ص 518.
-
محاسبة النفس، السيد بن طاووس، المكتبة المرتضوية، تهران.، ص 13.
-
ميزان الحكمة، محمد محمدي ري شهري، دفتر تبليغات اسلامي، قم، 1403 ق، ج 10، ص 264.
-
بحارالأنوار، محمّد باقر المجلسي (م 1111 ق)، المكتبة الاسلامية، ج 76، ص 203.
-
همان، ص 202.
-
ميزان الحكمة، محمد محمدي ري شهري، دفتر تبليغات اسلامي، 10 ج، قم، 1403 ق، ج 10، ص 262.
-
وسائل الشيعة، محمد بن الحسن الحر العاملي، المكتبة الاسلامية، 20 ج، عبدالرحيم رباني شيرازي، تهران، 1383 ق، ج 1، ص 265.
-
همان، ص 266.
-
همان، ص 196.

 





نوشته شده در تاريخ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ساعت 03:56 ب.ظ | نظرات (0)

آداب شاگردی

قرآن برای تعلیم و تعلم آداب خاصی را بیان می‌كند. در مسئله تعلیم قرآن به مسئله مهم و اساسی تعهد اشاره می‌كند و بیان می‌دارد كه تعلیم كننده باید با متعلم شرط كند كه بر پایه و اساس دانش عمل نماید و متعهد گردد تا از دانش خود به خوبی و درستی بهره گیرد. بر همین پایه است كه هاروت و ماروت دو فرشته الهی در زمان حضرت سلیمان (ع) برای آموزش متعلمان از ایشان می‌خواهد كه متعهد گردند تا از دانش خویش در راستای اهداف نادرست بهره نگیرند و آن را برای اهداف سازنده و مفید به كار گیرند. (بقره آیه 102)



افزون بر این می‌توان به آداب دیگری كه قرآن بدان تأكید كرده است اشاره نمود. از جمله می‌توان به آداب زیر اشاره كرد:

1- اجازه

از آداب تعلم آن است كه متعلم و شاگرد از معلم خویش برای یادگیری اجازه بگیرد؛ چنان كه حضرت موسی (ع) در هنگام تعلم دانش لدنی الهی از عالم ربانی اجازه گرفته و می‌فرماید: «هل اتبعك علی ان تعلمن مما علمت رشد؛ آیا می‌توانم برای دست‌یابی به دانش رشدی كه به تو آموخته شده است از تو پیروی نمایم». (كهف آیه 66) بنابراین نمی‌توان بدون اجازه در دروس استادان شركت كرد؛ زیرا برای كسب هر دانشی شرایطی لازم و ضروری است كه استاد و معلم می‌تواند با آزمون و یا روش‌های دیگر آن را به دست آورد.

2- دوری و اجتناب از شتاب و عجله

شاگردان نباید پیش از پایان آموزش هر درس و یا هر دانشی در پرسش شتاب كنند؛ زیرا بسیاری از پرسش‌ها در هنگام تعلیم استاد و معلم به خودی خود پاسخ داده می‌شود و در یك فرآیند طبیعی پرسشی باقی نمی‌ماند؛ تعجیل و شتاب موجب می‌شود تا معلم ناچار شود مسئله‌ای كه می‌بایست در جایگاه خود طرح و تبیین گردد را پیش‌تر بیان كند و آموزش درست را با مشكل و خلل مواجه سازد و یا به پرسش‌ها پاسخ ندهد كه موجبات كدورت و یا برداشت‌های نادرست دیگر از سوی شاگردان را سبب می‌شود. بنابراین شایسته و بایسته است كه شاگردان در هنگام تعلیم از شتاب و تعجیل دوری و اجتناب ورزند و پرسش‌های خود را به وقت دیگری واگذارند. این مسئله در حقیقت به معنای شكیبایی و صبر است (كهف آیه 66 و 69 نیز 70)

3- احترام

یكی دیگر از آداب تعلم آن است كه شاگردان حق استاد را مراعات نموده و از احترام و تكریم وی كوتاهی نكنند. اجازه گرفتن، پاسداشت عمل و سخن استاد، پیروی از بیانات و دانش آموخته شده، عدم تعجیل در پرسش‌گری و یا اموری از این دست در حقیقت بیان دیگری از تكریم و احترام به استاد و معلم است. (كهف آیه 66)



4- اطاعت و پیروی

از دیگر آداب تعلم اطاعت از استاد است؛ اگر شاگرد از استاد پیروی نكند نمی‌تواند به درستی به دانش دست یابد و در نتیجه دانشی را یا كسب نخواهد كرد و یا به طور ناقص كسب می‌كند. اگر استاد و معلم به چیزی دستور داد می‌بایست به طور دقیق بر پایه آن عمل كرد و عصیان نورزید. البته این به شرطی است كه شاگرد استادی كامل را انتخاب كرده باشد و در غیر این صورت می‌بایست عقل و شرع را معیار قرار دهد و جز در معصیت خالق و پروردگار از استاد پیروی كند؛ زیرا هدف از تعلم دست‌یابی به دانش رشد و كمال است و این با معصیت و عمل خلاف شرع ممكن نمی‌شود. (كهف آیات 66 و 69)

5- توكل

واگذاری امور به مشیت الهی از آداب تعلم است كه از آن به توكل یاد می‌شود. برخی از دانش‌ها ممكن است به جهت تفاوت استعدادها و ظرفیت‌ها برای شخصی دور از دسترسی باشد، با این همه توكل موجب می‌شود تا امید به دستیابی برای وی فراهم گردد و خداوند به عنایت و توفیق خود وی را به مقامی رساند كه ظرفیت و شرایط كسب آن دانش را به دست آورد. (كهف آیات 66 و 69)

6- تذكر و یادآوری

از دیگر آداب تعلم آن است كه دشواری‌های تعلم هر دانشی به شاگردان گوشزد شود تا دانش‌آموز با توجه به ظرفیت و توان خود آماده دریافت دانش گردد. (كهف آیه 67)

7- صبر و شكیبایی

این مسئله از آداب مهم تعلم است؛ زیرا آدمی در شرایط سخت و دشوار، ناشكیبایی كرده و از ادامه دانش‌آموزی منصرف می‌شود. از این روست كه شاگردان می‌بایست صبر و شكیبایی را پیشه خویش سازند و در دانش‌آموزی از عجله اجتناب كنند و خواهان آن نشوند كه زود به هدف دست یابند بدون آن كه فرآیند دانش‌آموزی را به كمال گذرانده باشند. (كهف آیات 60 و 66 و 39)
 

منبع:تبیان





نوشته شده در تاريخ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ساعت 05:11 ق.ظ | نظرات (0)

از جمله سنن و آداب آن حضرت در امر نظافت و نزاهت
1- و از جمله سنن و آداب آن حضرت در امر نظافت و نزاهت یكى این است كه آن حضرت بنا به نقل صاحب كتاب مكارم الاخلاق وقتى مى‏خواست موى سر و محاسن شریف خود را بشوید با سدر مى‏شست. (58)2- و در جعفریات به سند خود از جعفر بن محمد از آباى گرامش از على(ع) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا(ص) همیشه موى خود را شانه می زد و اغلب با آب شانه مى‏كرد و مى‏فرمود: آب براى خوشبو كردن مؤمن كافى است. (59)



3- و در كافى به سند خود از ابى عبدالله (ع) نقل كرده كه فرمود: یكى از سنت‏ها گرفتن ناخن ها است.

4- و در فقیه مى‏گوید: روایت شده كه یكى از سنت‏ها، دفن كردن مو و ناخن و خون است. (60)

5- و نیز به سند خود از محمد بن مسلم نقل مى‏كند كه از حضرت ابى جعفر از خضاب پرسید، آن جناب فرمود: رسول خدا(ص) همواره خضاب می كرد. (61)

6- و در كتاب مكارم است كه رسول خدا(ص) همواره روغن به بدن خود مى‏مالید. (62)

7- و در فقیه مى‏گوید: على(ع) فرموده: ازاله موى زیر بغل بوى بد را از انسان زایل مى‏سازد، علاوه بر این كه هم پاكیزگى است و هم از سنت‏هایى است كه رسول خدا (ص) به آن امر فرموده است. (63)

8- و در كتاب مكارم الاخلاق مى‏گوید: براى رسول خدا(ص) سرمه ‏دانى بود كه هر شب با آن سرمه به چشم مى‏كشید، و سرمه‏اش سرمه سنگ بود. (64)

9- و در كافى به سند خود از ابى اسامه از ابى عبدالله (ع) نقل كرده كه فرمود: از سنن مرسلین یكى مسواك كردن دندانها است. (65) 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ساعت 05:11 ق.ظ | نظرات (0)

در دین مبین اسلام هم تشویق به سیر و سفر شده و هم برای آن آداب بسیاری بیان شده است. آداب سفر را می توان به آداب قبل از سفر و آداب در سفر تقسیم کرد.



اهمیت سفر در آیات و روایات

در قرآن کریم پنج بار کلمه سیروا آمده که با این عبارت خداوند دستور به سیر و سفر در روی زمین را داده است. مانند این آیه شریفه: قُلْ سیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللهُ یُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللهَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ. بگو: «در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز كرده است؟ سپس خداوند (به همین گونه) جهان آخرت را ایجاد مى‏كند؛ یقیناً خدا بر هر چیز توانا است!(1)

در کتاب آداب الدینیه فصل سیزدهم بیان آداب مربوط به مسافرت آمده است: رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم فرمود: مسافرت كنید تا سالم بمانید.

و حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: یكى از حكمت‏هاى آل داود علیه السلام آن است كه عاقل باید كوچ ننماید مگر در سه صورت: بدست آوردن توشه آخرت، اصلاح زندگى، لذت غیر حرام.(2)



آداب قبل از سفر

الف. زمان های مناسب سفر

امام صادق علیه السلام فرمود: هر كس مى‏خواهد سفر برود روز شنبه مسافرت كند، اگر در روز شنبه سنگى از كوهى سقوط كند خداوند آن را به جاى خود برمى‏گرداند.
 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ساعت 05:11 ق.ظ | نظرات (0)

مهمان خوبي باشيد
1 -‌تشكر يادتان نرود:
تشكر از ميزبان به خاطر پذيرايي‌اش ضرورت دارد. اين كار را مي‌توانيد در پايان مهماني انجام بدهيد. اما روش بهتري هم وجود دارد؛ مي‌توانيد فرداي مهماني به ميزبان تلفن بزنيد و به او بگوييد فقط زنگ زده‌ايد بابت تشكر از پذيرايي ديروز؛ همين.

2- سرزده نرويد مهماني:
ايام عيد، بازار مهماني و ديد و بازديد حسابي داغ است. پيش از اين‌كه به قصد مهماني از منزل خارج شويد، تلفن بزنيد و از حضور ميزبان در منزل و از آمادگي‌اش براي پذيرايي از شما اطمينان حاصل كنيد. شايد مهمانان زيادي در منزل ميزبان حضور داشته باشند و او موقع پذيرايي به زحمت بيفتد.

3- سر وقت برويد :
اگر قرار گذاشته‌ايد زمان معيني به منزل ميزبان برويد، دير نكنيد. زود هم نرويد در روز‌هاي شلوغ عيد، هر خانواده‌اي براي خودش برنامه‌ريزي فشرده‌اي دارد و تأخير شما ممكن است برنامه يك جمع را مختل كند.
 





نوشته شده در تاريخ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ساعت 05:05 ق.ظ | نظرات (0)

«آداب» جمع «ادب» به معنی آموختن علوم و دانش های گوناگون و محاسن اخلاقی است و به علوم و معارف عمومی نیز اطلاق می شود و گاهی در مورد شخص یا شی ء خاص بكار می رود مانند آداب درس خواندن، آداب نماز، آداب قاضی و آداب مسافرت و...(۱).

ادب از فهم سرشار و ادراك حقایق سرچشمه می گیرد و بی ادبی از جهل و نادانی.

در جهان آفرینش هر دسته از مردم مقرّرات خاصی برای آداب معاشرت دارند. حتی وحشیان نیز چنین هستند. اصلاً یكی از تفاوتهای انسان با حیوان، ادب است. انسانها در اثر درك حقایق، ادب دارند و حیوانات فاقد آن هستند و هرچه انسانیت كسی كامل تر شود، ادب و تربیت او بیشتر می شود. ولی رفتار و رسوم پسندیده در یك دسته ممكن است در دسته دیگر اصلاً پسندیده نباشد.

● معنی لغوی آداب

برای «آداب» معانی گوناگونی بیان گردیده كه تقریباً همگی به معنی «راه درست معاشرت كردن با دیگران» می باشد:

۱) «آداب» جمع «ادب» به معنی آموختن علوم و دانش های گوناگون و محاسن اخلاقی است و به علوم و معارف عمومی نیز اطلاق می شود و گاهی در مورد شخص یا شی ء خاص بكار می رود مانند آداب درس خواندن، آداب نماز، آداب قاضی و آداب مسافرت و...(۱).

۲) ادب یعنی: به زحمت و مشقّت افتادن پسندیده در راه فضائل انسانی و خود را مؤدّب به آداب نیك كردن(۲).

۳) آداب یعنی: عادات و رسوم، روشهای نیكو(۳).

4) آداب یعنی: چم و خم، حُسن معاشرت، حسن محضر، اخلاق حسنه، فضیلت مردمی، حسن احوال در قیام و قعود و حسن اخلاق و اجتماع، خصال حمیده(۴). 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ساعت 05:05 ق.ظ | نظرات (2)

* از جمله آداب و سنن آن حضرت در روزه گرفتن آنست كه صاحب فقیه به سند خود از محمد بن مروان نقل كرده كه گفت: از امام صادق (ع) شنیدم كه مى فرمود: رسول خدا (ص) یك مرتبه آن قدر زیاد روزه مى گرفت كه مى گفتند: دیگر افطار نمى كند و یك مرتبه آن قدر پشت سر هم افطار مى كرد كه مى گفتند دیگر روزه نمى گیرد، بعضى از اوقات هم یك روز روزه مى گرفت و یك روز افطار مى كرد، بعضى از اوقات تنها روزهاى دوشنبه و پنجشنبه را روزه مى گرفت تا آنكه به اینجا رسید كه در هر ماه تنها سه روز یعنى پنجشنبه اول ماه و چهارشنبه وسط ماه و پنجشنبه آخر ما را روزه مى گرفت. و مى فرمود: اگر كسى اینچنین روزه بگیرد مثل این است كه تمام عمرش روزه بوده، آن گاه امام صادق (ع) فرمود: پدرم بارها مى فرمود: هیچ كسى نزد خدا دشمن تر و مبغوض تر از كسى نیست كه وقتى به او مى گویند رسول خدا (ص) چنین و چنان میكرد و مثلا زیاد روزه نمى گرفت و تو چرا این قدر روزه مى گیرى و نماز مى خوانى در جواب بگوید: خدا مرا بخواندن نماز زیاد و گرفتن روزه بسیار عذاب نخواهد كرد، زیرا معنى این حرف این است كه رسول خدا بیش از آن نمى توانسته عبادت كند.

* و در كافى به سند خود از محمد بن مسلم از ابى عبد اللَّه (ع) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا (ص) در اوائل بعثت روزه گرفتنش اینطور بود كه یك مدت آن قدر پى در پى روزه مى گرفت كه مى گفتند هیچ روزى را بدون روزه بسر نمى برد، و مدتى دیگر آن قدر پى در پى روزه بود كه گفته مى شد: روزه نمى گیرد، آن گاه این رویه را ترك كردند و مدتى یك روز در میان روزه مى گرفتند كما اینكه روزه حضرت داود هم همین طور بوده، پس از مدتى این را نیز ترك كرد و مدتى همان ایام البیض هر ماه را روزه بود، در آخر این را نیز ترك كرد و سه روزى را كه در ایام البیض روزه مى گرفت در دهه هاى ماه تقسیم كرده یكى را در پنجشنبه دهه اول و یكى در چهارشنبه دهه دوم و یكى در پنجشنبه دهه سوم مى گرفت و تا زنده بود این رویه را داشت. علامه ی طباطبایی ره: مطابق مضمون این روایت، روایات بسیار زیادى در دست هست.

* و نیز در كافى به سند خود از عنبسه عابد نقل كرده كه گفت: رسول خدا از دنیا رحلت فرمود در حالى كه رویه اش در روزه داشتن این بود كه ماه شعبان و رمضان و سه روز از هر ماه را روزه مى گرفت.

* و در كتاب نوادر احمد بن محمد بن عیسى از على بن نعمان از زرعه از سماعه نقل شده كه گفت از امام صادق (ع) پرسیدم آیا رسول خدا (ص) ماه شعبان را هم روزه مى گرفت؟ فرمود: آرى و لیكن همه آن ماه روزه نمى گرفت. پرسیدم: چند روز از آن را مى خورد؟ فرمود: مى خورد. سه مرتبه سؤال مزبور را تكرار كردم و آن جناب جواب بیشترى به من نداد. سپس سال بعد همان مساله را پرسیدم و امام همان جواب را تكرار نمود ...

* و در كتاب مكارم از انس نقل مى كند كه گفت: غذاى رسول خدا (ص) شربتى بود كه در افطار مى آشامید، و شربتى كه آن را در سحر مى خورد، خیلى از اوقات این شربت عبارت بود از شیر و خیلى از اوقات مقدارى آب بود كه در آن نان را حل كرده بودند، ...

* و در كافى به سند خود از ابن قداح از ابى عبد اللَّه (ع) نقل مى كند كه فرمود: رسول خدا در روزهایى كه روزه مى گرفت اولین چیزى كه با آن افطار مى فرمود خرماى تازه و یا خرماى خشك بود.

* و نیز در كافى به سند خود از سكونى از جعفر از پدرش (ع) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا (ص) وقتى روزه مى گرفت و براى افطار بشیرینى دست نمى یافت با آب افطار مى كرد، و در بعضى از روایات دارد كه با كشمش افطار مى فرمود.

* و در كتاب مقنعه از آل محمد (ع) روایت كرده كه فرموده اند: مستحبّ است اینكه روزه دار سحرى بخورد و لو به شربتى از آب، و روایت شده كه بهترین سحرى ها خرما و قاووت است، زیرا پیغمبر اكرم (ص) در سحر آن دو را استعمال مى فرمود. علامه ی طباطبایی ره: تا اینجا سنت هاى جارى آن حضرت بود در باب روزه، و البته سنت هایى هم مخصوص به خود داشت، از آن جمله" روزه وصال" است كه عبارت است از روزه بیشتر از یك روز به طورى كه در میان آنها افطار نشود، رسول خدا (ص) خودش چنین روزه اى داشت و لیكن امت را از آن نهى مى كرد و مى فرمود: شما طاقت آن را ندارید، و اگر مى بینید كه من روزه وصال مى گیرم و چند روز پى در پى بدون افطار و سحر بسر مى برم براى این است كه خداى تعالى مرا از غذاهاى آسمانى خود سیر و از شرابهاى بهشتیش سیراب مى سازد.

* و در كتاب مكارم از رسول خدا (ص) روایت كرده كه بیشتر اوقات و از هر غذا بیشتر" هریسه" را مخصوصا در سحرها میل مى فرمود.

* و در فقیه مى گوید: رسول خدا (ص) وقتى كه ماه رمضان فرا مى رسید تمامى اسیرهاى جنگى را آزاد و بتمامى سائل ها عطیه مى داد.

* و در كتاب دعائم از على (ع) نقل مى كند كه فرمود: رسول خدا (ص) در دهه آخر رمضان به كلى لحاف و تشك خود را جمع مى كرد و به عبادت مى پرداخت، و در شب بیست و سوم اهل خانه خود را بیدار مى كرد و در آن شب آب به روى خوابیده ها مى پاشید تا خواب از سرشان برود، و هم چنین فاطمه زهرا (س) احدى از اهل خانه خود را اجازه نمى داد كه در آن شب بخوابند، و براى اینكه خوابشان نبرد غذاى كمترى به آنان مى داد، و از روز خود را براى شب زنده دارى آن شب آماده مى كرد، و مى فرمود: محروم است كسى كه از خیرات امشب استفاده نكند.

* و در كتاب المقنع گفته است: سنت در افطار عید قربان این است كه بعد از نماز انجام شود و در عید فطر قبل از نماز.
 





نوشته شده در تاريخ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ساعت 05:05 ق.ظ | نظرات (0)

از حضرت صادق(ع) نقل شده است که مؤمن قبل از بیرون رفتن از خانه چاشت( صبحانه) بخورد که باعث افزایش عزت او می شود و در حدیث دیگری فرموده که اگرمی خواهی به دنبال کاری بروید، مقداری نان با نمک بخورید که باعث عزت بیشتر می شود و کارت بهتر راه می افتد.



امام علی(ع) فرموده اند: قبل از خوردن بگذارید غذا سرد شود. روزی غذایی را برای رسول خدا آورند، فرمودند: بگذارید تا سرد شود زیرا خدا آتش را بعنوان غذای ما قرار نداده وغذای سرد برکت دارد.




همچنین پیامبر از دمیدن ( فوت کردن) در غذاها نهی می فرمود.



حضرت امیرالمومنین می فرمایند:



اگر کسی می خواهد که با خوردن غذا، دچار ناراحتی یا مشکلی نشود تا گرسنه نشده است چیزی نخورد و قبل از شروع خوردن غذا بسم الله الرحمن الرحیم بگوید و تا سیر نشده است، دست از خوردن بکشد .
طبق احادیث و روایات، موقع غذا خوردن بایستی :

۱- لقمه را کوچک برداشت( به مقدار کم درهر قاشق غذا خورد).



2- غذا را کاملاً جوید.



3- موقع خوردن به صورت دیگران نگاه نکرد.



4- غذای خیلی داغ نخورد.



5- در غذا فوت نکرد، بلکه بگذاریم سرد شود.



6- با چاقو، نان را تکه نکرد.



7- سر سفره، دست خود را جلوی دیگران دراز نکرد ( از جلوی دیگران چیزی برنداشت).



8- ابتدای غذا خوردن بسم الله الرحمن الرحیم گفت.



9- بعد از گرسنه شدن غذا خورد.



10- قبل از سیر شدن ، دست از خوردن کشید.
 





نوشته شده در تاريخ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ساعت 05:02 ق.ظ | نظرات (0)

و اما آداب تعليم، آن نيز چند چيز است:

اول آنكه: معلم، در تعليم، قصد تقرب به خدا داشته باشد و غرض او از درس گفتن‏جاه و رياست و بزرگى و شهرت، و مقصودش مجمع آرائى و خودنمائى نباشد، وطمع وظيفه سلطان (32) يا مال ديگران او را به تعليم نداشته باشد، بلكه منظور او به غير ازارشاد و احياى دلهاى مرده و رسيدن به ثوابهاى پروردگار، ديگر چيزى نباشد.

و شكى نيست هر كه كسى را تعليم نمايد شريك خواهد بود در ثواب تعليم آن كس‏ديگرى را و در ثواب تعليم آن ديگر غير او و همچنين الى «غير النهايه‏» .پس به سبب‏يك تعليم به ثوابهاى بى‏نهايت مى‏رسد و ستم باشد كه كسى چنين امرى را «مشوب‏» . به‏نيتى كند كه همه از دستش به در رود.

دوم آنكه: بر متعلم، مهربان و مشفق باشد و خيرخواهى او را ملاحظه نمايد و او رانصيحتهاى مشفقانه گويد و در تعليم، به قدر فهم او اكتفا كند، و با نرمى و گشاده روئى بااو سخن گويد و درشتى و غلظت‏با او نكند.

دوم آنكه: بر متعلم، مهربان و مشفق باشد و خيرخواهى او را ملاحظه نمايد و او رانصيحتهاى مشفقانه گويد و در تعليم، به قدر فهم او اكتفا كند، و با نرمى و گشاده روئى بااو سخن گويد و درشتى و غلظت‏با او نكند.

سوم آنكه: چون او را سزاوار علمى داند از او مضايقه نكند و «ضنت‏» (33) و بخل‏نورزد و كسى را كه قابل مطلبى نداند آن مطلب را با او در ميان ننهد و با او نگويد.

چهارم آنكه: چيزى كه خلاف واقع باشد به او نگويد و نخواهد امرى را كه مطابق‏واقع نيست‏به او بفهماند، بلكه چنانچه شبهه‏اى وارد شود كه نداند، سكوت كند و تامل‏نمايد تا جواب صحيح به دست آورد و تعليم كند.و اين شرطى است مهم در تعليم، زيرا كه اگر ملاحظه نشود، ذهن متعلم به خلاف واقع معتاد مى‏شود، و سليقه او اعوجاج‏به هم مى‏رساند، و از ترقى باز مى‏ماند.

و آنچه مذكور شد، شرايط كلى تعليم و تعلم است، و يمكن كه آداب جزئيه‏ديگرى هم باشد كه متفحص در احاديث و علم اخلاق بر آنها مطلع گردد.و كسى كه‏معرفت‏با اهل اين زمان داشته باشد، مى‏داند كه آداب تعليم و تعلم، مثل ساير اوصاف‏كماليه «مهجور» ، (34) و معلم و متعلم از ملاحظه شرايط دورند، زمان و اهل آن فاسد وبازار هدايت و ارشاد «كاسد» (35) گشته، نه نيت معلم خالص است و نه قصد متعلم، و نه‏غرض استاد صحيح است و نه منظور شاگرد، و از اين جهت است كه: از هزار نفر يكى‏را رتبه كمال حاصل نمى‏شود، و اكثر در جهل خود باقى مانند، با وجود اينكه بيشترعمر خود را در مدارس به سر مى‏برند.

فايده دوم: بدان كه جميع علوم اگر چه روح را كمال‏اند و نفس را جمال، ليكن‏متفاوت‏اند در شرافت و تكميل و وجوب تحصيل، زيرا كه علوم بر دو قسم‏اند:

اول: علم دنيا، و آن علومى است كه معظم فايده آن براى دنياست، مثل طب،هندسه‏«نجوم‏» ، (36) «عروض‏» ، (37) موسيقى‏«هيئت‏» (38) و حساب.و از اين علوم چندان «بهجت‏» (39) و سعادتى در عالم عقبى حاصل نمى‏شود و از اين جهت تحصيل آنها واجب‏نيست، بلى «نادرا» (40) مى‏شود كه در تحصيل بعضى مسائل بعضى از اين علوم، واجب‏كفائى باشد.

دوم: علم آخرت، كه ثمره اصلى آن تحصيل سعادت اخرويه است، و آن سه علم‏است كه آنها را علم دين گويند.يكى علم الهى، كه به وسيله آن، اصول و عقايد دين واحوال مبدا و معاد شناخته مى‏شود، و آن اشرف علوم و افضل آنها است.و ديگرى علم‏اخلاق، كه به وسيله آن، راه تحصيل سعادت، و آنچه به واسطه آن نفس نجات مى‏يابديا به هلاكت مى‏رسد دانسته مى‏شود، و بعد از علم الهى علمى از آن اشرف نيست.

سيم: علم فقه، كه به وسيله آن كيفيت عبادات و معاملات و حلال و حرام و آداب‏و احكام فهميده مى‏شود.و تحصيل اين سه علم، واجب و لازم است.و همچنين علومى‏كه مقدمات تحصيل اين علوم‏اند مانند: علم لغت عرب و حديث و تفسير، و ليكن‏وجوب تحصيل آنها از باب مقدمه است.

32. حقوق و مقررى دولتى.

33. دريغ

34. متروك.

35. بى رونق، بدون خريدار.

36. علم شناخت‏ستارگان و تاثير آنها در جهان خاكى (جهت آگاهى بيشتر به كتاب فرهنگ معارف اسلامى،ج 3، ص 1991 مراجعه شود) .

37. علمى است كه به وسيله آن به وزن‏هاى شعر و تغييرات آن پى مى‏برند.علم عروض، ميزان و قواعد كلام‏منظوم (شعر) است. يعنى شعر را بر آن عرضه كنند تا شعر موزون از ناموزون پديد آيد.فرهنگ معارف اسلامى، ج‏2، ص 1255.و دهخدا، ماده «عرض‏» .

38. ستاره شناسى (آمار ستارگان، حركت آنها و...) .

39. خوشحالى، سرور.

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ساعت 04:53 ق.ظ | نظرات (0)

قرآن کریم به خانواده اهمیت بسیاری داده است . بنیاد جامعه قرآنی بر خانواده و نقش آن نهاده شده است . از این رو، به خانواده، به عنوان مرکز توجه احکام، حقوق و آداب، اهتمام ویژه ای مبذول داشته و نقش و جایگاه آن را با گزاره ها، آموزه ها و دستورهای متعدد تحکیم بخشیده است .

خانواده از ارکان سه گانه مرد، زن و فرزند تشکیل شده و به زن، به دلایلی، نظری خاص و ویژه ای شده تا جایگاه و نقش واقعی خود را در این شاکله به خوبی پیدا کند . به همین دلیل قرآن آیات زیادی را به مسائل زن اختصاص داده و از بیان کوچک ترین چیز خودداری نورزیده است . یکی از مسائلی که مورد توجه قرآن است، آداب معاشرت با همسر و زن است . آیه 9 سوره نساء: «و عاشروهن بالمعروف » ، بیان گر این مطلب است که هر گونه ارتباط، برخورد و رفتار شوهر باید به گونه ای باشد که عرف و شرع و رفتار جوانمردانه با آن موافق باشد . پس اعمالی چون سخت گیری در نفقه، آزار و اذیت یا بدخلقی و مانند آن ها، مخالف با معاشرت به معروفی است که قرآن بدان سفارش نموده است . (1)

گفته شده که معاشرت به معروف، به معنای رفتار و اعمالی است که خداوند بدان امر نموده است . و نیز مراد از معاشرت به معروف، ادا نمودن حقوق زن، چون قسم، نفقه و داشتن رفتار و گفتاری مناسب با اوست . (2)

معاشرت به معروف از یک سو، باعث دوام و قوام یافتن زندگی مشترک و شیرین شدن آن، برای هر یک از زن و شوهر خواهد شد . از سوی دیگر، موجب شکوفا شدن استعدادهای زن مسلمان می شود و عاملی برای پیشرفت او در زندگی می گردد .
برخی از مصادیق حسن معاشرت

معاشرت به معروف مصادیق فراوانی دارد و شامل بسیاری از امور اخلاقی می گردد که در این جا مجال بحث در مورد همه آن ها نیست و تنها به برخی از مصادیق مهم اشاره، و توضیح مختصری در رابطه با آن، داده خواهد شد .

 

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ساعت 08:58 ب.ظ | نظرات (0)

آداب دوران باردارى
۱ - ماه اول ، هر روز ناشتا به مقدار دو عدد خرما بخورد و به آن سوره ((قدر)) بخواند.
۲ - ماه دوم ، هر روز ناشتا کمى عناب بخورد و به آن سوره ((توحید)) بخواند.
۳ - ماه سوم ، هر روز یک عدد سیب بخورد و به آن سوره ((آیه الکرسى )) بخواند.
۴ - ماه چهارم ، هر روز انجیر بخورد و به آن سوره ((تین ))بخواند.
۵ - ماه پنجم ، هر روز یک عدد تخم مرغ بخورد و به آن سوره ((حمد)) بخواند.
۶ - ماه ششم ، هر روز انار بخورد و به آن سوره ((اءنا فتحنا)) بخواند.
۷ - ماه هفتم ، هر روز به بخورد و به آن سوره ((یس )) بخواند.
۸ - ماه هشتم ، هر روز مقدارى نبات و زعفران را بکوبد و به آن سوره ((نصر)) بخواند.
۹ - ماه نهم ، هر روز شیر و خرما بخورد و به آن سوره ((دهر)) بخواند.
زمانى که نوزاد تکان خورد، سوره توحید بخواند و صلوات بفرستد. همچنین در طول دوران باردارى هر روز دعاى عهد، زیارت عاشورا و دعاى توسل را بعد از نماز صبح بخواند.
هر روز چهار مرتبه سوره توحید بخواند و در طول این دوران یک بار این قرآن را ختم کند و در ماه آخر براى راحتى زایمان ، سوره مریم را بخواند. ضمنا در طول این دوران باید چهل روز سوره یوسف و چهل روز سوره انعام را بخواند.


 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ساعت 08:54 ب.ظ | نظرات (0)

- از سنتها و آداب اسلام پیرامون نوزاد، گفتن اذان و اقامه در دو گوش ‍ اوست . پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى فرمایند: ((کسى که خداوند به او فرزندى داد، باید در گوش راستش اذان و در گوش چپ او اقامه گوید که این کار او را از شیطان رجیم محفوظ مى دارد.))
۲ - مستحب است که پیش از اذان و اقامه کام کودک را با خرما بگیرند؛ چنان که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) با حسن و حسین (علیهما السلام ) چنین کرد.
۳ - عقیقه کردن نوزاد بعد از تولد مستحب است ؛ یعنى این که گوسفند، گاو یا شترى را قربانى نمایند و پس از ذبح ، آنچه خواستند با آن انجام دهند.
۴ - از امام صادق (علیه السلام ) نقل است که مکروه است پدر و مادر نوزاد از گوشت عقیقه بخورند.
۵ - اسلام دستور مى دهد که پسر را در روز هفتم ولادت ختنه کنند و فرزندى هم که ختنه شده به دنیا آمده باشد را مستحب است که تیغ از موضع ختنه بگذرانند.
۶ - مستحب است هنگام ختنه و عقیقه دعاى وارده خوانده شود(۶۷).
۷ - رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: ((اول چیزى که زن زائیده باید بخورد رطب است ؛ چنان که حق تعالى به حضرت مریم بعد از زائیدن حضرت عیسى (علیه السلام ) فرمود که رطب بخورد)). این کار باعث مى شود فرزند او بردبار شود(۶۸).
۸ - مکروه است که نوزاد را در ابتداى ولادت در جامه زرد بپیچند و سنت آن است که او را در جامه سفید بپیچند.
۹ - مستحب است که در روز هفتم ، سر نوزاد را بتراشند و موى سرش را با نقره یا طلا بکشند و آن نقره و طلا را صدقه بدهند.
۱۰ - مستحب است عقیقه پسر، نر و عقیقه دختر، ماده باشد.
۱۱ - مستحب است که اگر نوزاد دختر است ، در روز هفتم گوش (نرمه گوش ) او را سوراخ نمایند(۶۹).
۱۲ - مستحب است که بعد از ولادت به شرط ایمنى از ضرر، نوزاد را بشویند(۷۰).
آداب نام گذارى فرزند
۱ - دین اسلام مى گوید که کودک را پیش از تولد - حتى اگر سقط شود - نامگذارى کنند. امیرالمؤ منین (علیه السلام ) مى فرمایند: ((پیش از آنکه فرزندتان به دنیا آید او را نام گذارى کنید. اگر نمى دانید که دختر است یا پسر، او را به نام هایى بنامید که هم براى پسر است و هم براى دختر. فرزند سقط شده وقتى در روز قیامت پدرش را دیدار کند به او مى گوید: تو بر من نامى ننهادى ، در حالى که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) محسن را پیش از تولد نام نهاد))(۷۱).
۲ - مستحب است که نام ، نیکو باشد و این نخستین احسان از سوى پدر بر فرزند است . امام باقر (علیه السلام ) مى فرمایند: راست ترین اسم ها آن است که با عبودیت همراه باشد و بهترین اسامى از آن پیامبران است ))؛ پس ‍ اسم هایى مثل عبدالرحمن ، عبدالکریم ، عبداللّه و... راست ترین اسامى و محمد، ابراهیم ، نوح ، عیسى و موسى بهترین نام ها هستند. پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى فرمایند: ((خاندانى نیست که در میان آنها نام پیامبرى باشد، مگر آنکه خداوند عزوجل فرشته اى را براى آنها گماشته که بام و شام ، آنها را تقدیس مى کند)).
۳ - مستحب است فرزند پسر - بر پایه سنت امامان - تا هفت روز (محمد) نامیده شود و سپس اگر خواستند، مى توانند هر نامى را که دوست دارند بر او بگذارند. پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) در حدیث شریفى مى فرمایند: ((خداوند به هر کس سه پسر بدهد و نام یکى از آن سه را ((محمد)) نگذارد با من بى مهرى کرده است )). در حدیثى از ابوالحسن (علیه السلام ) رسیده است : ((فقر به خانه اى وارد نمى شود که در آن نام محمد، على ، حسن ، حسین ، جعفر، طالب و یا عبداللّه باشد و این چنین است که اگر در میان زنان نام فاطمه یافت شود))(۷۲).
۴ - بر پایه روایت منقول از امام صادق (علیه السلام )، اسلام خوش ‍ نمى دارد کسى با نام غیر حقیقى همچون حکم ، حکیم ، خالد و مالک نامیده شود(۷۳).



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ساعت 08:54 ب.ظ | نظرات (0)

آداب شیردهى و تربیت فرزند
۱ - از امام صادق (علیه السلام ) نقل است که فرمودند: ((مدت شیرخوارگى بیست و یک ماه است و کمتر از آن ستم بر کودک است ))(۷۴).
۲ - امیرالمومنین (علیه السلام ) مى فرمایند: ((بنگرید چه کسى به کودکانتان شیر مى دهد که کودک با آثار روانى همان شیر به جوانى مى رسد)).
۳ - پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى فرمایند: ((نگذارید زن احمق یا زنى که چشم او ضعیف است به فرزندانتان شیر دهد که شیر اثر وضعى دارد))(۷۵).
۴ - امام باقر (علیه السلام ) مى فرمایند: ((به کودکانتان از شیر زن زیبا و خوشرو بخورانید، نه شیر زن زشت رو را که شیر، اثر وضعى دارد))(۷۶).
۵ - براى شیر دادن بچه بهتر از هر کس مادر اوست و سزاوار است که مادر براى شیر دادن از شوهر خود مزد نگیرد؛ خوب است که شوهر مزد بدهد(۷۷).
۶ - مستحب است دایه اى که براى طفل مى گیرند، دوازده امامى ، داراى عقل و عفت و صورت نیکو باشد(۷۸).
۷ - مکروه است دایه اى بگیرند که بچه اى که دارد از زنا به دنیا آمده باشد(۷۹).
۸ - مستحب است از زن ها جلوگیرى کنند تا هر بچه اى را شیر ندهند. زیرا ممکن است فراموش شود که به چه کسانى شیر داده اند و بعدا دو نفر محرم با یکدیگر ازدواج نمایند(۸۰).
۹ - مستحب است پدر و مادر درباره از شیر گرفتن فرزند با یکدیگر مشورت و رایزنى کنند(۸۱).
۱۰ - اسلام به والدین توصیه مى کند که گریه کودکانشان را تحمل کنند و آنها را از آن که به خاطر گریه ، کودکان خود را بزنند، منع مى کند. پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) در روایتى فرمودند: ((به خاطر گریه ، کودکان خود را نزنید. گریه آنها در طول چهار ماه ، شهادت به یگانگى اللّه است و در چهار ماه دیگر درود بر پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و خاندان او و در چهار ماه بعد دعا براى پدر و مادرشان مى باشد))(۸۲).
۱۱ - سنت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) شیر دادن به کودک را تشویق مى کند. پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) در حدیث شریفى پیرامون اجر زن شیرده فرمودند: ((هر گاه زنى کودکى را شیر دهد، هر مکیدن کودک برابر است با آزاد کردن فرزندى از فرزندان اسماعیل و هر گاه از شیر دادن او فارغ شد، فرشته اى بزرگوار به پهلوى او مى زند و مى گوید: کار را از سر گیر که خداوند تو را بخشیده است ))(۸۳).
۱۲ - امام صادق (علیه السلام ) به زن شیرده توصیه مى کنند که از دو پستان به نوزاد شیر دهد. چرا که شیر یکى از پستان ها به منزله خوراک (طعام ) و دیگرى به منزله آب براى کودک است (۸۴).
اسلام در مورد تربیت کودکان سفارشاتى دارد که عبارتند از:
۱ - اسلام ، خیر خوبى را براى فرزندان توصیه مى کند و دستور مى دهد که آنها را دوست بدارند و به وعده هایى که به آنها مى دهند، وفا کنند. چرا که در حدیثى از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) آمده است که کودکان گمان مى کنند که شما روزى آنها را مى دهید(۸۵).
۲ - اسلام توصیه مى کند که فرزندان خود را ببوسید. مردى نزد پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) آمد و عرض کرد: من هرگز فرزندم را نبوسیده ام . وقتى رفت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: ((این مرد نزد من از اهالى دوزخ است )). در حدیثى دیگر از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نقل شده است : ((هر کس فرزند خود را ببوسد، خداوند حسنه اى براى او مى نویسد))(۸۶).
۳ - اسلام توصیه کرده است که میان کودکان برابرى و عدم تمایز برقرار کنید. پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) مردى را دید که یکى از دو پسرش ‍ را مى بوسد و دیگرى را رها مى کند. پس به فرمودند: ((آیا میان آن دو برابرى برقرار نمى کنى ؟!))(۸۷)
۴ - پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) درباره اداى حقوق کودکان الگوى جهانیان است . در روایتى آمده است که رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) نماز ظهر را با مردم گذارد و دو رکعت پایانى را سبک برگزار کرد. وقتى پیامبر از نماز فارغ شد، مردم گفتند: آیا در نماز چیزى پیش آمد؟ فرمودند: چه چیزى ؟ گفتند: دو رکعت پایانى نماز را سبک برگزار کردید! پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: ((آیا گریه کودک را نشنیدید؟(۸۸))) .
۵ - اسلام براى تربیت ، سه مرحله مقرر کرده است و هر مرحله هفت سال است . امام صادق (علیه السلام ) مى فرمایند: ((بچه هفت سال بازى مى کند، هفت سال علم و قرآن مى آموزد و هفت سال حلال و حرام را مى آموزد)). همچنین مى فرمایند: ((بگذار فرزندت به شش سالگى برسد و سپس هفت سال او را نزد خود نگهدار و چنان که مى خواهى او را ادب کن . پس اگر پذیرفت و شایستگى یافت ، چه بهتر، وگرنه او را رها کن (۸۹))) .
۶ - در روایتى آمده است که اگر پسران شش ساله شدند، مى باید با یکدیگر در یک لحاف نخوابند. همچنین در روایت دیگر وارد شده است که پسران و دختران که ده ساله شوند، رختخواب ایشان را باید جدا کنند(۹۰).
۷ - حضرت صادق (علیه السلام ) فرمودند: ((به فرزندان خود به زودى احادیث را یاد بدهید که مخالفان ایشان را گمراه نکنند(۹۱))).
۸ - رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: ((حق فرزند پسر بر پدر آن است که نام نیک برایش تعیین کند و به او قرآن بیاموزد؛ او را ختنه کند و به شنا یاد دهد و اگر فرزندش دختر است ، نام نیک برایش تعیین کند و به او سوره ((نور)) را یاد دهد؛ سوره ((یوسف )) نیاموزد و او را در بالاخانه ها جا ندهد و او را زود به خانه شوهر فرستد.)) پس حضرت فرمودند: ((هر که فرزند خود را فاطمه نامید، او را دشنام ندهد، نفرین نکند و کتک نزند(۹۲))).
۹ - در حدیثى از حضرت امیرالمومنین (علیه السلام ) آمده است : ((چربى و کثافت دست و صورت اطفال را در هر شب ، پیش از خواب بشویید که شیطان مى آید و ایشان را بو مى کند و آنها در خواب مى ترسند و ملائکه نویسندگان اعمال ، متاءذى (اذیت ) مى شوند(۹۳(

)).
۱۰ - از مسائلى که پدر و مادر باید در تربیت فرزندان دقت و رعایت کنند، یاد دادن ادب ، نظافت و بهداشت است و باید فرزندان را با این مسائل اسلامى بار آورند(۹۴).
 

منبع:آداب معنوى 2000 عمل مستحب و مكروه



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ساعت 08:54 ب.ظ | نظرات (0)

هر دختر و پسری که به سن رشد و بلوغ می رسد، بزرگ ترین آرزویش این است که ازدواج کند، با تشکیل زندگی مشترک زناشویی، استقلال و آزادی بیشتری به دست آورد و یار و مونس مهربان و محرم اسراری داشته باشد. زندگی سعادتمندانه خویش را از زمان ازدواج آغاز می کند و برایش جشن می گیرد. خداوند بزرگ در قرآن مجید از این نعمت بزرگ یاد می کند و می فرماید:

و از نشانه های خدا این است که از خود شما برایتان همسرانی آفرید تا با آنها انس بگیرید و آرامش خاطر پیدا کنید و در میان تان دوستی و مهربانی افکند و در این موضوع برای اندیشمندان آیات و نشانه هایی است. (روم: 21)

دو انسان مؤمن که با آیین مقدس ازدواج پیمان زناشویی می بندند و تشکیل خانواده می دهند، از انس و محبت و آرامش و کامیابی های مشروع جنسی برخوردار می شوند و در نتیجه از انحراف و تمتعات غیرمشروع و کشیده شدن به مراکز فساد و اعتیادهای خطرناک و شب نشینی های خانمان سوز، محفوظ و در امان خواهند بود. بدین جهت است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام نسبت به ازدواج بسیار تأکید فرموده اند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: « هر کس ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است».

داشتن همسری دین دار (چه مرد و چه زن) در راهنمایی و تشویق فرد برای انجام تکالیف دینی از جمله واجبات، مستحبات و ترک مکروهات و محرمات و آراستگی به اخلاق نیک و دوری از اخلاق ناپسند نقش بسیار مهمی را ایفا می کند. زن یا مرد دین دار و مؤمن، دیگری را به خوبی و صلاح دعوت می کند، به همین جهت به مرد و زن سفارش شده است که به هنگام ازدواج موضوع ایمان و دین داری و اخلاق پسندیده را به عنوان شرط اساسی آن مطرح سازند.
 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ساعت 08:46 ب.ظ | نظرات (0)
تعداد صفحات :2   1   2