آداب زندگی
ادب از فهم سرشار و ادراك حقایق سرچشمه می گیرد و بی ادبی از جهل و نادانی

راوي مي‎گويد از امام حسن مجتبي(ع) خواستم كه منطق پيامبر اكرم(ص) را براي من وصف كند، فرمود:
رسول خدا(ص) دايم در فكر بود. بسيار كم حرف بود و جز در مواقع ضرورت، تكلم نمي‎كرد و وقتي حرف مي‎زد كلام را از اول تا به آخر با تمام فضاي دهان ادا مي‎كرد. خُلق نازنينش بسيار نرم بود؛ به اين معنا كه نه كسي را با كلام خود مي‎آزرد و نه به كسي اهانت مي‎نمود؛ دنيا و ناملايمات آن، هرگز او را به خشم در نمي‎آورد و وقتي كه حقي پاي‎مال مي‎شد، از شدت خشم، كسي او را نمي‎شناخت. از هيچ چيزي پروا نداشت تا آن كه احقاق حق مي‎كرد.[2]
2. از امام حسين(ع) از وضع داخلي خانه و رفتار پيامبر(ص) با خانواده‎اش سؤال كردند؛ در پاسخ فرمودند:
وقت خود را در خانه به سه جزء تقسيم مي‎كرد: جزئي را براي عبادت خدا و جزئي را براي به سر بردن با خانواده و جزئي را به خود اختصاص مي‎داد. و از جمله‎ي سيره‎ي آن بزرگوار اين بود كه در مقابل اهل علم و دانشمندان تواضع مي‎كرد و هر كسي را به مقدار فضيلتي كه در دين داشت احترام مي‎نمود و نيازهايش را برطرف مي‎ساخت.[3]
3. امام حسين (ع) از پدر بزرگوارش علي(ع) نقل مي‎كند كه فرمود:
رسول خدا(ص) زبان خود را از سخنان غير مورد لزوم باز مي‎داشت و با مردم انس مي‎گرفت و آنان را از خود نمي‎رماند. بزرگ هر قومي را احترام مي‎كرد. از مردم، حال مردم را مي‎پرسيد و هر عمل نيكي را تحسين و تقويت مي‎كرد. و هر عمل زشتي را تقبيح و توهين مي‎نمود. در همه‎ي امور، ميانه‎رو و معتدل بود و افراط و تفريط نمي‎كرد. از غفلت مسلمين و انحرافشان ايمن نبود.[4]
4. سيد الشهداء(ع) مي‎فرمايد: پدر بزرگوارم حضرت علي(ع) درباره‎ي ادب پيامبر اكرم(ص) در جلسات فرمودند:
دايم خوش‎رو و نرم‎خو بود. خشن و درشت‎خو و فحاش و عيب‎جو و مداح نبود. خود را از سه چيز پرهيز مي‎داد: نخست. هرگز احدي را مذمت و سرزنش نمي‎كرد؛ دوم. هرگز لغزش و عيب‎هايش را جست‎وجو نمي‎نمود؛ سوم. هيچ وقت حرف نمي‎زد مگر در جايي كه اميد ثواب در آن مي‎داشت.[5]
5. غزالي، در احياء العلوم، در باب اخلاق پيامبر اكرم(ص) گويد:
پيامبر(ص) هميشه دعا مي‎كرد كه خداوند او را به محاسن آداب و مكارم اخلاق مزيّن گرداند و مي‎فرمود: «اللهم حسّن خَلقي و خُلقي؛ خدايا خلقت و خوي مرا نيكو گردان» و مي‎فرمود: «اللهم جنبني منكرات الاخلاق؛ خدايا خوي‎هاي زشت را از من دور ساز.» سپس خداوند دعاي او را مستجاب نمود و فرمود: «ادعوني استجب لكم».[6]
6. سعد هشام گويد:
از يكي از زنان پيامبر اكرم (ص) در مورد اخلاق او پرسيدم، گفت: «آيا قرآن نمي‎خواني؟» گفتم: «بلي مي‎خوانم»؛ گفت: «خوي پيغمبر قرآن بود».[7]
7. در كافي به سند خود از طلحه بن زيد از امام صادق(ع) روايت كرد كه فرمود:
رسول خدا (ص) بيش‎تر اوقات رو به قبله مي‎نشست.[8]
8. در اهميت دادن به نماز و فضيلت اول وقت آن بسيار تأكيد داشتند. در بحار الانوار، علاّمه مجلسي روايتي از عايشه نقل مي‎كند كه گفته است:
رسول خدا (ص) براي ما و ما براي او سخن مي‎گفتيم، همين كه موقع نماز مي‎شد، حالتي به خود مي‎گرفت كه گويي، نه او ما را مي‎شناخته و نه ما او را مي‎شناخته‎ايم.[9]
9. نقل است كه وقتي آيه‎ي شريفه‎ي «خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ»[10]نازل شد، حضرت پيامبر اكرم (ص) فرمودند:
خداي تعالي، مرا ادب نمود به تمام مكارم اخلاق و صفات پسنديده؛ و بزرگ‌ترين افراد با ادب نسبت به خداوند، همانا پيامبران و اوصيا و كساني كه رفتارشان همانند آنها باشد هستند. و بالاتر از همه‌ي ايشان از لحاظ اخلاق و ادب، پيغمبر ما(ص) است؛ چنان كه خداوند در حقش فرمود: «وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ؛[11]اي حبيب ما، اخلاق نيكوي تو از همه لحاظ عظيم و بزرگ است».[12]
اين خلقيات و آداب نه تنها در شخصيت پيامبر اكرم(ص) در تمام طول عمر شريفش هويدا بود، بلكه در اهل بيت پاكش نيز جلوه و تجلي يافته و همه‎ي ائمه‎ي طاهرين(ع) را مزيّن ساخته است. به عنوان نمونه يك مورد از اين ادب بلند الهي را مورد اشاره قرار مي‎دهيم و آن هم وصيت امير بيان علي(ع) به فرزند بزرگوارش، امام حسن مجتبي(ع) است كه او را مخاطب قرار مي‎دهد و مي‎فرمايد:
اي پسر من، بهره و نصيب خود را كاملاً از ادب بگير و دل را آماده كن براي ادب؛ زيرا دل بزرگ‎تر است از اين كه پليدي وارد آن گردد. بدان كه هر وقت فقير شدي، ادب، تو را بي‎نياز گرداند و مي‎تواني به خوبي زندگاني كني و اگر در شهر و ديار غربت رفتي، رفيق و مصاحب و دوست با وفاي توست (يعني با داشتن ادب، ترس و وحشتي نخواهي داشت). اي پسر من، ادب سبب زياد شدن عقل و باعث پاكي و زيركي قلب و منشأ فضيلت و بزرگواري است. بدان كه دوست واقعي براي كسي به سبب مال و رياست پيدا نشود؛ بلكه ادب است كه تكيه‎گاه مرد و دليل عقل و راه‎نماي صفات و اخلاق نيكوي او مي‎باشد و هر كه ادب ندارد، حيوان بي‎مصرفي بيش نيست».[13]
پس اگر واقعاً به دنبال آن هستيم كه خود را مؤدب ساخته و با ادب نفس به كمالات و فضايل دست يابيم، بايد پيرو اين الگوهاي اخلاقي باشيم و به آنان تأسّي نماييم.

[1]. الميزان، ج 6، ص 304، بحث روايي.
[2]. همان.
[3]. همان، 309-304.
[4]. همان.
[5]. همان.
[6]. ترجمه احياء العلوم، ج 2، ص 771.
[7]. همان.
[8]. الميزان، ج 6، ص 316، حديث 30.
[9]. همان، ص 336، حديث 159.
[10]. سوره‎ي اعراف، آيه‎ي 198.
[11]. سوره‌قلم، آيه‌ي 5.
[12]. ديلمي. ارشاد القلوب، ج 2، ص 194.
[13]. همان، ص 195.
 





نوشته شده در تاريخ جمعه 10 تیر 1390  ساعت 07:10 ق.ظ | نظرات (0)

خدمت‌ كردن‌ و ياري‌ رساندن‌ به‌ امام‌ زمان‌، عليه‌السلام‌

در وجود مقدس‌ حضرت‌ ولي‌ عصر، عليه‌السلام‌، اموري‌ جمع‌ است‌ كه‌ هر كدام‌ به‌ تنهايي‌ ما را بر آن‌ مي‌دارد كه‌ از ياري‌ رساندن‌ به‌ امام‌ و اطاعت‌ از آن‌ بزرگوار يك‌ لحظه‌ هم‌ كوتاهي‌ نكنيم‌. حضرت‌ مهدي‌، عليه‌السلام‌، حق‌ ولايت‌ و جانشيني‌ از جانب‌ خدا و رسول‌ او بر گردن‌ ما دارد، حق‌ ولي‌نعمت‌ و واسطه‌ نعمت‌ بودن‌، حق‌ معلمي‌ بزرگ‌ و عالمي‌ هدايتگر، حق‌ پدري‌ مهربان‌ و دلسوز... و حق‌ تمام‌ نعمت‌هاي‌ ظاهري‌ و باطني‌ كه‌ به‌ بركت‌ وجود آن‌ عزيز از آن‌ برخورداريم‌ و شكر و سپاسش‌ بر ما لازم‌ است‌ و تلاش‌ در جهت‌ ياري‌ رساندن‌ به‌ آن‌ حضرت‌ يكي‌ از راه‌هاي‌ اداي‌ اين‌ حق‌ بزرگ‌ و شكر اين‌ نعمت‌ گرانقدر است‌. امام‌ صادق‌، عليه‌السلام‌، در بين‌ انواع‌ عبادت‌ آن‌ را ترجيح‌ داده‌ و فرموده‌اند:
اگر دوران‌ او را دريابم‌ تمام‌ مدت‌ زندگاني‌ام‌ او را خدمت‌ خواهم‌ كرد.
منظور از ياري‌ كردن‌ امام‌، اقدام‌ كردن‌ و همكاري‌ نمودن‌ در هر كاري‌ است‌ كه‌ مورد نظر آن‌ بزرگوار باشد، لذا چگونگي‌ اين‌ ياري‌ كردن‌ بر حسب‌ زمانها و مكانهاي‌ مختلف‌، تفاوت‌ مي‌كند:
ياري‌ كردن‌ در دوران‌ غيبتش‌ به‌ گونه‌اي‌ خاص‌ انجام‌ مي‌شود و گاه‌ با برپايي‌ مجالسي‌ براي‌ يادآوري‌ نام‌ و ياد او. گاهي‌ به‌ جهاد كردن‌ در ركاب‌ او و زماني‌ به‌ دعا كردن‌ براي‌ تعجيل‌ در فرج‌ و ظهورش‌. گاه‌ با ياري‌ دوستان‌ و محبان‌ و شيعيانش‌ و گاهي‌ با تأليف‌ و نشر كتابها و...
اي‌ مردم‌ اگر شما از ياري‌ كردن‌ حق‌ از پاي‌ نمي‌نشستيد و در كنار زدن‌ باطل‌ سستي‌ نمي‌كرديد، آنانكه‌ بر شما نيرو يافتند، قوت‌ نمي‌گرفتند ولي‌ شما همچون‌ بني‌اسرائيل‌ راه‌ را گم‌ كرديد و به‌ جانم‌ سوگند كه‌ بعد از من‌ سرگرداني‌ شما چندين‌ برابر خواهد شد از جهت‌ اينكه‌ حق‌ را پشت‌ سر نهاديد و به‌ بيگانگان‌ پيوستيد.
ياوران‌ مهدي‌ چنانكه‌ در احاديث‌ و روايات‌ آمده‌ است‌ برادران‌ پيغمبر خدا، صلّي‌اللهعليه‌وآله‌، و گرامي‌ترين‌ افراد امت‌ او در قيامتند. آنها برترين‌ افراد در هر زمانند. يقين‌ آنها، قوي‌، ايمانشان‌، شگفت‌انگيز و صبرشان‌، عظيم‌ است‌ و ثواب‌ عبادت‌هايشان‌ چند برابر مي‌شود. به‌ خاطر آنها بلايا رفع‌ مي‌شود و آسمان‌ باران‌ رحمتش‌ را مي‌بارد و اينها فقط‌ گوشه‌اي‌ از فضايل‌ و برتري‌هاي‌ ياوران‌ و خدمتگزاران‌ واقعي‌ مولايمان‌ حضرت‌ صاحب‌الزمان‌، عليه‌السلام‌، است‌.
پس‌ چه‌ شايسته‌ است‌ كه‌ در اطاعت‌ و خدمت‌ به‌ آن‌ حضرت‌ تلاش‌ كنيم‌ و بر تلاش‌ و ياري‌ خود دوام‌ بخشيم‌ و ياد آن‌ عزيز را با طولاني‌ شدن‌ مدت‌ آن‌ فراموش‌ نكنيم‌ و از خدا بخواهيم‌ تا ما را از ياوران‌ واقعي‌ حضرت‌ مهدي‌، عليه‌السلام‌، قرار دهد.


پي‌نوشت‌ها:
1. بحارالانوار، ج‌51، ص‌148.
2. نهج‌البلاغه‌، ترجمه‌ و شرح‌ فيض‌الاسلام‌، خطبه‌ 165.

مأخذ:
موسوي‌ اصفهاني‌، سيدمحمدتقي‌، مكيال‌المكارم‌، ج‌2، صص‌ 323-309 و 438.

موعود جوان‌ شماره‌ 17
 





نوشته شده در تاريخ جمعه 10 تیر 1390  ساعت 07:10 ق.ظ | نظرات (0)

در حدیث معتبر منقول است كه مسافر را سنت است كه چون از سفر برگردد، برادران مؤمن خود را به ضیافت ‏بطلبد.

در حدیث معتبر از حضرت امام محمد باقر(ع) منقول است كه چون كسى از سفر آید، براى اهل خود تحفه بیاورد، اگرچه سنگى باشد.

از حضرت صادق (ع) منقول است كه حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم مى‏فرمود با كسى كه از مكه مى‏آمد: «قبل الله منك و اخلف علیك نفقتك و غفر ذنبك».

در حدیث دیگر منقول است كه هر كه دست در گردن حاجى بكند در وقتى كه با گرد راه برسد، چنان است كه حجر الاسود را بوسیده است.

در روایت دیگر منقول است كه چون كسى از سفر برگردد سزاوار آنست كه مشغول كارى نشود تا غسل كند و دو ركعت نماز بكند و به سجده رود و صد مرتبه شكر الهى بگوید. چون جعفر طیار از حبشه آمد، حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم او را به سینه خود چسبانید و میان دو چشمش را بوسید. اصحاب حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم چون به یكدیگر مى‏رسیدند مصافحه (صورت به صورت گذاشتن به هنگام دیدار) مى‏كردند و چون یكى از ایشان از سفر مى‏آمد دیگران دست در گردن او مى‏كردند.

منابع:

سایت غدیر

سایت حوزه

کتابخانه اینترنتی تبیان
 





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 9 تیر 1390  ساعت 07:27 ب.ظ | نظرات (0)

در حديث معتبر منقول است از حضرت امام جعفر صادق (ع) كه حضرت لقمان پسر خود را نصيحت فرمود: چون سفر كنى با گروهى، مشورت با ايشان بكن در كارهاى خود و كارهاى ايشان، و در روى ايشان تبسم بسيار بكن و در توشه خود صاحب كرم باش در ميان ايشان و چون تو را به ضيافت‏ بطلبند قبول كن و اگر از تو مدد طلبند يارى ايشان بكن و به سه چيز بر ايشان غلبه كن: به بسيارى خاموشى و بسيارى نماز و سخاوت و جوانمردى در هر چه با خوددارى از چهار پا و مال و توشه؛ و اگر گواهى از تو بطلبند يا بر امر حقى خواهند تو را گواه كنند و چون با تو مشورت كنند تا توانى سعى كن كه رأى نيكو از براى ايشان اختيار كنى و زود عزم مكن و رأى خود را با ايشان مگو تا تأمل كنى و فكر كنى، و جواب ايشان مگو در مشورت ايشان تا آن كه در آن فكر برخيزى و بنشينى و بخوابى و چيزى بخورى و نماز كنى و در اثناى اين احوال فكر خود و حكمت ‏خود را در مشورت ايشان به كار فرمايى، زيرا كه هر كه خيرخواهى خود را براى كسى كه با او مشورت كند خالص نگرداند، حق تعالى رأى و عقل او را سلب مى‏كند و امانت را از او برمى‏دارد و هرگاه ببينى كه رفيقان تو پياده مى‏روند، با ايشان پياده برو و هرگاه ببينى رفيقان كارى مى‏كنند با ايشان بكن و اگر تصدقى كنند يا قرضى دهند تو نيز با ايشان بده و بشنو سخن كسى را كه از تو بزرگ‏تر باشد. و هرگاه رفيقان كارى به تو فرمايند يا چيزى از تو سؤال كنند، بگو: "بلى"، و "نه" مگو، كه "نه" گفتن علامت عجز و موجب ملامت است. و چون راه را گم كنيد و حيران بمانيد فرود آييد و اگر در راه مقصود شك كنيد بايستيد و با يكديگر مشورت كنيد و مصلحت ‏ببينيد. اگر يك كسى را ببينيد خبر راه از او مپرسيد و مصلحت از او نبينيد كه يك شخص در بيابان اين كس را به شك مى‏اندازد كه شايد جاسوس دزدان باشد يا شيطان كه خواهد شما را حيران كند. از دو شخص نيز حذر كنيد مگر آن كه چيزى چند از علامت‏ها و قرينه‏ها ببينيد. اى فرزند چون وقت نماز درآيد از براى امرى آن را تأخير مينداز و نماز را به جا آور كه هر چند بيشتر ادا مى‏كنى سبك بار مى‏شوى. و نماز را با جماعت بخوان، هر چند بر سر نيزه باشى. و بر روى چهار پا خواب مكن كه اين از كردار دانايان نيست مگر آن كه در ميان كجاوه باشى كه ممكنت ‏باشد كه بخوابى براى سستى مفاصل و چون نزديك شوى به منزل از چهارپاى خود فرود آى كه آن چهارپا ياور توست. و ابتدا كن به علف دادن پيش از آن كه چيزى بخوريد و چون خواهيد كه فرود آييد، پس اختيار كنيد از بقعه‏هاى زمين مكانى را كه خوش رنگ‏تر و خاكش نرم‏تر و پر گياه‏تر باشد. و چون فرود آيى، پيش از آن كه بنشينى دو ركعت نماز بكن و چون به قضاى حاجت‏ بروى بسيار دور برو. پس چون خواهى كه بار كنى دو ركعت نماز بكن. پس از آن زمين را وداع كن و سلام كن بر آن زمين و اهل آن زمين كه هر بقعه‏اى از زمين را اهلى چند از ملائكه هست. و اگر توانى مخور هيچ طعامى را مگر آن كه قدرى از آن را تصدق كنى و بر تو باد به خواندن قرآن مادامى كه سوار باشى و بر تو باد به تنزيه و ياد خدا كردن تا مشغول كار باشى و بر تو باد به دعا كردن در وقتى كه تنها و بيكار باشى. و زينهار كه در اول شب راه مرو، بلكه در اول شب فرودآى و در نصف آخر شب راه رو و زنهار كه در راه رفتن صدا بلند مكن.


از حضرت اميرالمؤمنين (ع) منقول است كه مروت و مردى در حضر، خواندن قران است و همنشينى با علما كردن و تفكر در فقه و علوم كردن و محافظت ‏بر نمازهاى جماعت كردن و اما مروت سفر، پس توشه خود را صرف كردن، مخالفت رفيقان نكردن، و خدا را در هر بلندى و پستى و فرود آمدن و ايستادن و نشستن بسيار ياد كردن است.

در روايت ديگر از حضرت صادق (ع) منقول است كه مروت سفر، توشه بسيار برداشتن و پاكيزه گردانيدن توشه است و عطا كردن به جمعى كه رفيق تواند و آن كه بعد از مفارقت از رفيقان رازهاى ايشان را كه بر آنها مطلع شده‏اى بپوشانى و مزاح و خوش طبعى بسيار بكنى در چيزى كه خدا را به خشم نياورد.

در حديث ديگر فرمود: از مروت نيست كه نقل كند آدمى چيزى چند را كه در سفر ديده است.

و از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم منقول است كه توشه مسافر "حدى" (آوازى كه شتربانان به هنگام سفر مى‏خوانند) خواندن است و خواندن شعرى چند كه در آن حرامى و باطلى نباشد.

از حضرت صادق (ع) منقول است كه چون با جماعتى رفيق شوى، مگو اين جا فرود آييد يا اين جا فرود مي آييد، كه در ميان ايشان كسى هست كه اين كار را بكند اگر تو به ايشان بگذارى.
در احاديث معتبر از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم منقول است كه هر كه اعانت كند مؤمن مسافرى را، حق تعالى از او هفتاد و سه شدت از شدت‏هاى دنيا را بردارد و او را امان دهد از غم و اندوه؛ و هفتاد غم و شدت در آخرت از او بردارد در وقتى كه از شدت احوال قيامت، نفس‏هاى مردم گرفته باشد.

منابع:

سايت حوزه

سايت غدير

سايت امام جواد
 





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 9 تیر 1390  ساعت 07:27 ب.ظ | نظرات (0)

سفر، حركت و انتقال از وطن و محل زيست دائمی به سوی سرزمين‌های ديگر جهت زيارت، تفريح، تجارت، علم اندوزی و يا حفظ دين است. در اين نوشتار نگاهی داريم بر آداب سفر در معارف اسلامی.
به طور كلی سفر مربی انسان است و برای جسم و روح انسان سازندگی دارد. سفر وسيله شناخت است، هم شناخت خود، هم شناخت ديگران. چون رنج‌ها و سختی‌های مسافرت و حالت‌های فوق‌العاده، جوهره انسان را می‌نماياند و خصلت‌های درونی بروز می‌كند.
حتی انسان ميزان تحمل، مقاومت، كاردانی و تجربه خود را هم در سفر می‌تواند محك بزند، اگر به معارف اسلامی نگاهی گذرا بيفكنيم خواهيم ديد كه نه تنها در كتاب الهی و انسان ساز قرآن كريم بلكه در سخنان بزرگان دين در اين خصوص بحث به ميان آمده است.
آن جا كه خداوند در سوره عنكبوت آيه 20 می‌فرمايد: قل سيروا فی الارض فانظروا كيف بدا الخلق. بگو در زمين بگرديد پس بنگريد كه خداوند چگونه آفرينش را آغاز كرده است.
با دقت در اين آيه می‌توان فهميد كه جهانگردی، سير و سفر مطالعه طبيعت و گردش‌های هدف‌دار يك وظيفه است و حتی گردش در طبيعت انسان را به فكر وا می‌دارد و سفر علاوه براين كه عقل را تقويت و سلامت جسمی را تامين می‌كند حتی منجر به تخليه روانی و فرار از خستگی‌ها می‌شود.
در اين ميان بهتر است انسان، مسافرت به شهرهای مذهبی و زيارتگاه‌ها و ديدن اماكن تاريخی و ديدار با بزرگان و شخصيت‌های علمی و اخلاقی را مدنظر داشته باشد.
به فرموده حضرت رضا عليه السلام:
« هر امامی برگردن دوستان و پيروانش ، عهد و پيمانی دارد. از جمله اموری كه وفای به اين عهد و پيمان است ، زيارت قبور ائمه (ع ) است.»

آداب سفر
حال كه به اهميت سفر پی برديم بهتر است كه به بعضی از آداب آن اشاره نماييم .

1-انتخاب همسفر. پيامبر اكرم (ص) می‌فرمايد: انتخاب همسفر مقدم بر سفر كردن است

2- شروع كردن سفر با «صدقه»، جهت سلامتی و رفع و دفع بلاها.
در اين باره امام صادق (ع) می‌فرمايد: مسافرت خود را با صدقه آغاز كن و هرگاه خواستی بيرون برو، زيرا با صدقه دادن سلامت سفرت را می‌خری.


3- تهيه سوغات. پيامبر اكرم (ص) می‌فرمايد: «هرگاه يكی از شما به سفر رفت در بازگشت حتی اگر شده ، يك قطعه سنگ برای خانواده‌اش هديه و تحفه بياورد.»


4- انتخاب يك نفر به عنوان سرپرست يا راهنما . رسول اكرم (ص) می فرمايد : هر گاه سه نفر همسفر شدند از ميان خود يك نفر را به سالاری انتخاب كنند .

5- همراه برداشتن مواد غذايی و خوراكی‌های مورد نياز و ره توشه سفر.
رسول خدا صلى اللّه عليه و اله فرمود:از بزرگوارى مرد است كه وقت رفتن به سفر، توشه راهش پاكيزه باشد.
از امام صادق عليه‌السلام است كه فرمود:هرگاه مسافرت كرديد، سفره اى همراه داشته باشيد و در آن زمان با همراهان مدارا كنيد.

6- خواندن دو ركعت نماز، دعا كردن و جان و مال خانواده را به خدا سپردن و بر او توكل كردن.

7- همراه داشتن مسواك، شانه، لباس و ظرف و داروهای مورد نياز، سوزن، نخ، طناب و زيرانداز. و رعايت اخلاق خوب با همسفر در طول مسافرت.
در روايت آمده است لقمان حكيم در مقام اندرز به فرزندش می‌گويد : فرزندم ! با شمشير و پای فزار و دستار و چادر (خيمه) و مشك آب و نخ و سوزن و درفش خود مسافرت كن و داروهايی كه به كار تو و همراهانت آيد را با خود بردار و با همسفرانت سازگاری نشان ده مگر آن جا كه پای معصيت خدا در ميان باشد.

9-مشورت كردن در سفر . در حديث معتبر از حضرت امام جعفر صادق منقول است، حضرت لقمان پسر خود را چنين نصيحت فرمود: وقتی با گروهی سفر می‌كنی، در كارهای خود و كارهای ايشان بسيار مشورت كن و در روی ايشان تبسم بسيار بكن و در توشه ی خود در ميان ايشان صاحب كرم باش. وقتی تو را به ضيافت بطلبند قبول كن و اگر از تو مدد طلبند ايشان را ياری كن و به سه چيز بر ايشان غلبه كن: به بسياری خاموشی ، بسياری نماز و سخاوت و جوانمردی در هر چه با خود از چهارپا ، مال و توشه داری. اگر گواهی از تو بطلبند، يا بر امر حقی خواهند و تو را گواه كنند بپذير.
از حضرت علی (ع) منقول است كه مروت و مردی در حضر، خواندن قرآن ، همنشينی با علما و تفكر در فقه و علوم و محافظت بر نمازهای جماعت است. اما مروت سفر توشه خود را صرف كردن، مخالفت رفيقان ننمودن و خدا را در هر بلندی ، پستی فرود آمدن ، ايستادن و نشستن بسيار ياد نمودن است.
از حضرت صادق (ع) منقول است كه در حكمت آل داود نوشته است كه نبايد كسی سفر كند مگر برای سه چيز : سفری كه توشه ی آخرت در ان حاصل شود، سفری كه باعث مرمت امور معاش شود يا سفری كه برای سير و لذتی باشد كه حرام نباشد.

 





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 تیر 1390  ساعت 05:07 ب.ظ | نظرات (0)

اهمیت دعا:

امام صادق علیه السلام: خدای عزوجل را بخوان و مگو کار گذشته است.

پیامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم: بیشتر دعا کن که دعا قضا و قدر را برمی گرداند.

پیامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم: دعا لشکری از لشکریان آماده خداست و قضا و قدر بایسته و حتمی را دور می سازد.

در حديث قدسى آمده است: اى موسى! هر چه بدان نياز دارى از من بخواه، حتى علف گوسفند و نمك غذايت را.

پیامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم: هرگز ترس از قضا و قدر سود می بخشد، اما دعا در برابر آنچه فرود آمده و آنچه فرود می آید سود بخش است.

امام صادق علیه السلام: دعا از سلاح نیز کارگرتر است.


پیامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم: دعا اسلحه انسان با ایمان است.

امام صادق علیه السلام: بر تو با به دعا کردن، زیرا که آن شفای هر دردی است.

امام صادق علیه السلام: بر شما باد به دعا کردن، زیرا با هیچ چیز به مانند دعا به خدا نزدیک نمی شوید. دعا کردن برای هیچ امر کوچکی را به خاطر ناچیز بودنش رها نکنید زیرا حاجتهای کوچک نیز به دست همان کسی است که حاجتهای بزرگ به دست اوست.

امام صادق علیه السلام: دعا مخزن اجابت است، همچنان که ابر مخزن باران است.

امام صادق علیه السلام: بسیار دعا کن، زیرا دعا کلید هر رحمتی است و مایه روا شدن هر حاجتی و آنچه نزد خداست جز با دعا به دست نمی آید. هیچ دری نیست که بسیار کوبیده شود مگر اینکه به زودی به روی کوبنده باز گردد.

امام صادق علیه السلام: آداب دعا را رعایت کن. اگر شرایط دعا را به جا نیاوری منتظر اجابت مباش و بدان که اگر خدا ما را به دعا کردن فرمان نداده بود ولی ما خالصانه او را می خواندیم باز از روی فضل و کرم اجابت می کرد، چه رسد به اینکه خودش اجابت دعای کسی را که شرایط آن را به جا آورد ضمانت کرده است.

در اینجا مهمترین شرایط و آداب استجابت دعا را که از معصومین علیهم السلام روایت شده است ذکر می شود:

شرایط استجابت دعا:

1. شناخت:

امام صادق علیه السلام در پاسخ به گروهی که از آن حضرت پرسیدند: چرا ما دعا می کنیم اما مستجاب نمی شود؟ فرمودند: چون کسی را که می خوانید نمی شناسیدش. و نیز حضرت درباره آیه «فلیستجیبوا لی و لیؤمنوا بی» (پس دعوت مرا اجابت کنند و به من ایمان آورند) فرمودند: یعنی بدانند که من می توانم آنچه را از من می خواهند به آنان بدهم.

2. عمل کردن به مقتضای شناخت:

امام صادق علیه السلام در پاسخ به این سوال که خداوند فرموده است: «ادعونی استجب لکم» (مرا بخوانید اجابتتان می کنم) پس چرا دعا می کنیم ولی دعایمان اجابت نمی شود؟ فرمودند: زیرا شما به عهد و پیمان خدا وفا نمی کنید. خداوند می فرماید: «اوفوا بعهدی اوف بعهدکم» (به عهد من وفا کنید به عهد شما وفا می کنم) به خدا قسم اگر به عهد خدا وفا می کردید، خداوند به عهد و پیمان شما وفا می کرد.

و نیز حضرت فرمودند: خداوند به موسی علیه السلام وحی فرمود: که ای موسی! مرا با دل پاک و زبان راست بخوان.

و نیز حضرت فرمودند: هرگاه بنده با نیتی راست و درست و دلی با اخلاص، خدای تبارک و تعالی را بخواند و به عهد خدای عزوجل نیز وفا کند دعایش مستجاب می شود. اما اگر خداوند عزوجل را بدون نیت و اخلاص بخواند، دعایش اجابت نشود. مگر نه اینکه خداوند متعال می فرماید: «اوفوا بعهدی اوف بعهدکم» (به عهد من وفا کنید به عهد شما وفا می کنم) پس کسی که وفا کند وفا می بیند.

3. پاکی درآمد:

امام صادق علیه السلام: هر که خوشحال می شود که دعایش مستجاب گردد کسب و کار خود را پاک گرداند و حق مردم را بپردازد. دعای هیچ بنده ای که مال حرامی در شکمش باشد یا مظلمه کسی به گردنش باشد، به درگاه خدا بالا نمی رود.

در حديث قدسى آمده است: از تو دعا كردن است و بر من اجابت نمودن كه هيچ دعايى از من محجوب نمى‏ماند مگر دعاى انسان حرامخوار.

رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم: كسى كه دوست دارد دعايش مستجاب شود، خوراك و كسبش را پاك گرداند.

4. حضور و رقت قلب در هنگام دعا:

امام صادق علیه السلام: خدای عزوجل دعایی را که از دلی غافل و بی توجه سر زند اجابت نمی کند. پس هنگام دعا کردن با دلت (به خدا) روی آر و یقین بدان که در این صورت دعایت مستجاب می شود.

امام صادق علیه السلام: خداوند دعایی را که با سنگدلی همراه باشد مستجاب نمی کند.

امام صادق علیه السلام: هر زمان که بدنت به لرزه در آمد و چشمانت گریان شد و دلت تپیدن گرفت آن لحظه را (برای دعا کردن) غنیمت شمار که به تو توجه شده است.

امام صادق علیه السلام: هر زمان که به یکی از شما رقت قلب دست داد دعا کند، زیرا قلب تا خالص و پاک نشود رقت نمی یابد.
 





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 تیر 1390  ساعت 05:07 ب.ظ | نظرات (0)

سید بن طاوس- علیه الرحمه- روایت كرده است كه چون اراده سفر نماید، سنت است كه غسل كند پیش از بیرون رفتن.

در حدیث معتبر از حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم منقول است كه هیچ خلیفه‏اى آدمى در اهلش نمى‏گذارد بهتر از آن كه در وقت‏ بیرون رفتن دو ركعت نماز بگزارد. پس بگوید: «اللهم انى استودعك نفسى و اهلى و مالى و ذریتى و دنیاى و آخرتى و امانتى و خاتمة عملى. »

ابن طاوس- علیه الرحمه- گفته است كه در ركعت اول قل هو الله احد و در ركعت دوم انا انزلناه بخوان.

در حدیث معتبر منقول است كه چون حضرت امام محمد باقر (ع) اراده سفرى مى‏كردند، خانواده خود را در حجره‏اى جمع مى‏كردند و این دعا مى‏خواندند: «اللهم انى استودعك الغداة نفسى و مالى و اهلى و ولدی و الشاهد منا و الغائب اللهم احفظنا و احفظ علینا اللهم اجعلنا فی جوارك اللهم لا تسلبنا نعمتك و لا تغیر ما بنا من عافیتك و فصلك».

در روایت دیگر منقول است كه چون حضرت رسول (ص) اراده سفرى مى‏نمودند، این دعا مى‏خواندند در وقتى كه بر مى‏خاستند كه متوجه شوند (رو به مقصد كنند): «اللهم بك انتشرت و الیك توجهت و بك اعتصمت انت ثقتى و رجائى اللهم اكفنى ما اهمنى و ما لا اهم له و ما انت اعلم به منى اللهم زودنى التقوى و اغفرلى و وجهنى الى الخیر حیث ما توجهت. »
سید بن طاوس- علیه الرحمه- روایت كرده است كه چون بر در خانه بایستد، تسبیح حضرت فاطمه علیها السلام بخواند و سوره حمد و آیة الكرسى را به نحوى كه گذشت، بخواند.

در حدیث معتبر از حضرت موسى بن جعفر(ع) منقول است كه هر كه اراده سفرى نماید و در خانه خود بایستد و به جانبى كه اراده دارد حرکت کند، پس سوره حمد را از پیش رو و جانب راست و جانب چپ بخواند و آیة الكرسى را نیز از پیش رو و از جانب راست و از جانب چپ بخواند. پس بگوید: «اللهم احفظنى و احفظ ما معى و سلمنى و سلم ما معى و بلغنى و بلغ ما معى ببلاغك الحسن الجمیل. » حق تعالى حفظ كند او را و آن چه با اوست و به سلامت دارد او را و آن چه با اوست و برساند او را و آن چه با اوست.
 





نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 تیر 1390  ساعت 05:47 ب.ظ | نظرات (0)

از حضرت صادق (ع) منقول است كه چون به سفر رويد، سفره با خود برداريد و طعام‏هاى نفيس در آن سفره بگذاريد.

از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم منقول است كه از شرف آدمى آنست كه هرگاه به سفرى رود توشه خود را نيكو گرداند.

در حديث‏حسن منقول است كه صفوان از حضرت صادق (ع) پرسيد: من اهل خود را با خود به حج مى‏برم؛ خرجى خود را در كمر خود ببندم؟ حضرت فرمود: بلى، پدرم مى‏گفت: «از قوت مسافر آنست كه نفقه خود را حفظ كند».

در حديث ديگر منقول است كه ديگرى به آن حضرت عرض كرد: دراهمى (درهم‏ها، سكه‏ها) كه در آن صورت‏ها نقش كردند با خود دارم و آن را در هميان (کيسه پول) مى‏كنم و در كمر مى‏بندم در حالت احرام. فرمود: باكى نيست. خرجى تو است و اعتماد تو بعد از خدا بر آنست.
در احاديث معتبره بسيار وارد شده است: "كسى كه تنها به سفر رود ملعون است".

در حديث معتبر منقول است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم به حضرت اميرالمؤمنين (ع) وصيت نمود: يا على! هرگز تنها به سفر مرو، كه شيطان با يك كس است و از دو تا دورتر است. يا على! شخصى كه تنها به سفر مى‏رود گمراه است و دو كس كه مى‏روند دو گمراهند و سه كس مسافرانند.

در روايت ديگر منقول است كه شخصى به خدمت‏حضرت صادق (ع) آمد. آن حضرت پرسيدند: در راه كى مصاحب تو بود؟ گفت: تنها بودم. فرمود: اگر من پيشتر تو را مى‏ديدم تو را نيكو تأديب مى‏كردم كه چگونه بايد سفر رفت. پس فرمود: يك كس شيطان است و دو تا شيطانند و سه نفر مصاحبان‏اند و چهار نفر رفيقان‏اند.

به سند معتبر از حضرت موسى بن جعفر منقول است كه هر كه به سفرى رود، بگويد: «ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله اللهم انس وحشتى و اعنى على وحدتى و ادغيبتي. »

در حديث معتبر از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم منقول است كه رفيق به هم رسان، پس به سفر برو. و فرمود: دو كس با هم رفيق نمى‏شوند مگر آن كه محبوب‏ترين ايشان نزد خدا و آن كه ثوابش بيشتر است، آنست كه بيشتر با رفيقش مدارا مى‏كند.

در حديث ديگر فرمود: بهترين رفيقان و مصاحبان نزد خدا چهار نفرند و هيچ گروهى زياده از هفت كس نمى‏شود مگر آن كه صداهايشان بسيار است. پس از اين احاديث معلوم شد كه اقل رفيقان سه نفرند و اكثر ايشان هفت، و آن كه زياده از هفت‏ خوب نيست در رفيقان هم توشه و هم سفره.

از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم منقول است كه سنت است كه رفيقان هم توشه، اول خرجى‏هاى خود را به درآورند و بر روى يكديگر بگذارند، كه اين بيشتر باعث‏ خشنودى خاطر و نيكى اخلاق ايشان مى‏شود.


از حضرت اميرالمؤمنين (ع) منقول است كه مصاحبت مكن در سفر با كسى كه فضيلت تو را بر خود نداند، آن قدر كه تو از فضيلت او بر خود مى‏دانى.

از حضرت صادق (ع) منقول است كه مصاحبت و رفاقت كن با كسى كه تو به او زينت ‏يابى و مصاحبت مكن با كسى كه او به تو زينت ‏يابد، يعنى تو كسب علم و كمالات از او توانى نمود.

در حديث ديگر از شهاب منقول است كه گفت: به خدمت ‏حضرت صادق عرض كردم: شما مى‏دانيد حال و توانگرى مرا و احسانى كه با برادران خود مى‏كنم. پس با جماعتى از ايشان رفيق مى‏شوم در راه مكه و بر ايشان توسعه مى‏كنم و بسيار خرج مى‏كنم. فرمود: اى شهاب! چنين مكن. اگر تو دست ‏به خرج كردن بگشايى و ايشان هم بگشايند، به ايشان ضرر مى‏رسد و پريشان مى‏شوند و اگر تو بكنى و ايشان نكنند، باعث مذلت ايشان است. پس رفاقت ‏با جماعتى بكن كه مثل تو باشند در توانگرى و توانايى.

در روايت ديگر از حضرت امام محمد باقر (ع) منقول است كه اگر مصاحبت كنى، با مثل و مانند خود مصاحبت و رفاقت ‏بكن و با كسى رفيق مشو كه خرج تو را كشد، كه اين موجب خوارى مؤمن است.

از حضرت امام صادق (ع) منقول است كه حق مسافر بر رفيقان، آنست كه چون بيمار شود، سه روز براى او توقف كنند.

در حديث ديگر منقول است كه از حضرت امام محمد باقر پرسيدند: جماعتى كه با يكديگر رفيق مى‏شوند و در ميان ايشان مالدار و پريشان هست، آيا آن مالدار خرج آنها را مى‏تواند كشيد؟ فرمود: اگر آنها به طيب (رضايت) خاطر راضى باشند باكى نيست.

در روايت ديگر منقول است كه از حضرت صادق (ع) پرسيدند: شخصى رفيق مى‏شود با جماعتى مالدار و مالش از آنها كمتر است و آنها خرج خود را بيرون مى‏آورند و او مثل آنها خرج نمى‏تواند كردن. فرمود: من دوست نمى‏دارم كه خود را ذليل كند. با كسى رفيق شود كه مثل او باشد. در احاديث معتبره منقول است كه از ما نيست كسى كه با مصاحبانش نيكو مصاحبت نكند و با رفيقانش نيكو رفاقت نكند و كسى كه نمك خورد و حق نمك را رعايت نكند.

منابع:

سايت حوزه

سايت غدير

کتابخانه اينترنتي تبيان

سايت ايکنا
 





نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 تیر 1390  ساعت 05:47 ب.ظ | نظرات (0)

از حضرت صادق (ع) منقول است كه در حكمت آل داود نوشته است كه نباید كسى سفر كند مگر از براى سه چیز: سفرى كه توشه آخرت در آن حاصل شود یا سفرى كه باعث بهتر شدن امور معاش گردد یا سفرى كه از براى سیر و لذتى باشد كه حرام نباشد.

در حدیث دیگر فرمود: سفر كنید تا بدن‏هاى شما تندرست شود و جهاد كنید تا غنیمت دنیا و آخرت بیابید و حج كنید تا مال دار و بى‏نیاز شوید.

در حدیث دیگر فرمود: سفر، قطعه‏اى است از عذاب، چون كار شما در سفر ساخته شود، زود به اهل خود برگردید.

در حدیث صحیح منقول است كه محمد بن مسلم از حضرت صادق (ع) پرسید: به زمینى مى‏روم كه در آنجا به غیر از برف و یخ چیزى نیست. فرمود: چون مضطر است تیمم كند و دیگر به چنین زمینى نرود كه دینش در آنجا هلاك شود.

منابع:

سایت حوزه

سایت غدیر
 





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 تیر 1390  ساعت 10:02 ب.ظ | نظرات (0)

خداحافظی کردن از خانواده و بستگان از سوی مسافر

- بدرقه کردن کسی که به سفر می رود، از سوی اهل خانه و بستگان

- شروع کردن سفر با "صدقه"، جهت سلامتی و رفع و دفع بلاها

- خواندن دو رکعت نماز، دعا کردن و جان و مال خانواده را به خدا سپردن و بر او توکل کردن

- خواندن این دعا: «بسم الله، آمنت بالله، توکلت علی الله، ماشاءالله، لاحول و لا قوة الا بالله»

- برداشتن عصا، یا وسیله ای جهت دفع شر و خطرات احتمالی و حمل ابزار دفاعی

- همراه داشتن مسواک، شانه، لباس و ظرف

- همراه برداشتن مواد غذایی و خوراکی های مورد نیاز و ره توشه سفر

- همراه داشتن داروهای مورد نیاز، سوزن، نخ، طناب و زیرانداز

- رعایت اخلاق خوب با همسفر در طول مسافرت

- در سفر، بار بر دوش دیگران نبودن، و خرج خود را به گردن دیگران نیانداختن

- مراعات حال همسفر، در صورتی که خسته یا مریض باشد

- همکاری در امور، بر عهده گرفتن کارهای سنگین در مسافرت

- گوش کردن به حرف بزرگترها

- مشورت با همسفران در انجام کارها و تصمیم گیری ها

- مواظبت بر خواندن نماز در اول وقت

- پس از سفر، نقل نکردن سختی ها و ناملایمات مسافرت

- در بازگشت از سفر، برای اهل خانه، هدیه و سوغات آوردن

- هنگام مراجعت از مسافرت به وطن، خدا را شکر کردن و بر نعمت سلامتی، حمد نمودن

برای تک تک آنچه یاد شد، احادیث مکرری در متون دینی آمده که مجال طرح آنها نیست.

به علاوه، سفر وسیله شناخت است، هم شناخت خود، هم شناخت دیگران. چون رنج ها و سختی های مسافرت و حالت های فوق العاده، جوهره انسان را می نمایاند و خصلت های درونی بروز می کند. حتی انسان میزان تحمل، مقاومت، کاردانی و تجربه خود را هم در سفر می تواند محک بزند.

منابع:

تبیان مازندران

سایت حوزه

سایت سراج
 





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 تیر 1390  ساعت 10:01 ب.ظ | نظرات (0)

آیات و روایات نویدها و هشدارهای زیادی در مورد زبان و سخن به ما می دهند از جمله امام علی (ع) در حکمت 382 نهج البلاغه لانقل ما لاتعلم بل لاتقل کل ما تعلم (آنچه را نمی دانی مگو بلکه همه آنچه را که می دانی نیز مگو) امام در واقع در این کلام می فرماید هر چه می خواهد دل تنگت مگو.
هم چنین در حکمت 381 نهج البلاغه می فرماید: سخن تا وقتی که آن را نگفته باشی در بند توست و چون گفتی تو در بند آنی پس زبانت را نگهدار چنانکه طلا و نقره ی خود را نگه می داری زیرا چه بسا سخنی که نعمتی را طرد یا نعمتی را جلب می نماید.

بعضی از آداب سخن گفتن:
1.عدم سخن گفتن در مورد چگونگی خداوند: در مورد اینکه خدا چگونه است کی آمده و کی می رود و از این قبیل سئوالات نباید پرسید. زیرا ما از عالم مادیات هستیم و خداوند از عالم مادیات نیست و آیات متشابه قرآن نیز چون محتوا بسیار والا و بلند است اما لفظ بسیار کوتاه است مثل اینکه در قرآن می فرماید: یدالله فوق ایدیهم اینکه می فرماید دست خدا بالاتر از دست هاست به این معنا نیست که خداوند جسم است و دست دارد بلکه به این معنا است که قدرت خدا از قدرت دیگران برتر است خداوند لیس لمثله شیء است
امام باقر (ع) در این زمینه می فرماید: درباره ی آفریده های خداوند سخن بگوئید زیرا سخن گفتن راجع به خداوند جز سرگردانی برای گوینده ندارد.
امام صادق (ع) نیز در این زمینه می فرماید: هر که درباره چگونگی خداوند فکر کند که او چگونه است هلاک گردد.

2.راستگویی: برای توضیح این مورد به یک حدیث از امامان معصوم (ع) رجوع می کنیم .
امام صادق(ع) در این زمینه می فرماید. به روزه و نماز مردم فریب نخورید زیرا ممکن است انسان به نماز و روزه شیفته شود تا آنجا که اگر ترک کند به هراس می افتد ولی آنها را به راستگویی و اداء امانت بیازمائید
امام باقر (ع) نیز می فرماید: خداوند عزوجل برای بدی قفلهایی قرار داده است و کلیدهای آنها را شراب قرار داده و دروغ بدتر از شراب است.
امام علی (ع) نیز می فرماید: بنده ای مزه ی ایمان را نمی چشد تا دروغ را ترک کند چه شوخی باشد چه جدی.
3.عمل کردن به آنچه می گوئیم:
امام باقر (ع) و امام صادق (ع) در این زمینه می فرمایند: پر حسرت ترین مردم در روز قیامت کسی است که عدالتی (مطلب حقی) را ستوده و عمل خودش بر خلاف آن باشد.
قرآن کریم هم در این زمینه می فرماید: لم تقولون مالا تفعلون (چرا به آنچه می گوئید عمل نمی کنید). هم چنین می فرماید: اتا مرون الناس بالبر و تنسون انفسکم. (آیا دیگران را به نیکی دعوت می کنید ولی خودتان را فراموش می کنید.)
4.عدم فحاشی و بد زبانی:
امیر مومنان امام علی (ع) در این زمینه از رسول خدا (ص) نقل می کند:
خدا بهشت را بر هر فحاشی بی آبرو و کم شرمی که از آنچه بگوید و آنچه به او گفته می شود باکی نداردحرام کرده است زیرا اگر از شخص فحاش بازرسی کنی یا زنازاده است یا شیطان در نطفه ی پدرش شرکت داشته است.
عرض شد ای رسول خدا (ص): در میان مرد مان شرکت شیطان هم هست. رسول خدا (ص) فرمود: آیا گفتار خداوند عزوجل را نخوانده ای که فرموده و شارکهم فی الاموال و الاولاد.
علامه طباطبائی درتفسیر این آیه و روایت ذکر شده در تفسیر المیزان می فرماید. منظور از شرکت شیطان در نطفه ی پدر این نیست که واقعا شرکت داشته باشد بلکه منظور این است که شیطان از این فرزند منفعت می برد.
امام صادق (ع) نیز در این زمینه می فرماید: کسی که مردم از زبانش بترسند در آتش است.

موضوع: آداب سخن گفتن
اما قبل از ادامه بحث خالی از لطف نیست که فرازی از دعای ابوحمزه ثمالی را نقل کنیم.

امام سجاد (ع) در قسمتی از دعای ابوحمزه ثمالی می فرمایند: و ان الراحل الیک قریب المسافه (کسی که به سوی تو در حرکت است راهش نزدیک است).
درره جانان که صدکوه وبیابان منزل است رفتم ازراه دل ودیدم که آن یک گام بود
امام در ادامه می فرمایند: و انک لا تحتجب عن خلقک الا من تحجبهم الاعمال من دونک (و آنچه که باعث شده از خلقت محجوب باشی همان اعمالی است که در راستای او امرالهی نیست)
مورد از اداب سخن گفتن ذکر شده اما مورد
5.عدم سخن چینی: در بسیاری مواقع سخن چینی کارهایمان را توجیه می کند کارهای بد ها را خوب جلوه می دهد.
امام صادق (ع) در این زمینه می فرماید: آیا شما را به بدترین امت آگاه کنم؟
عرض کردند بلی یا بن رسول الله.
امام صادق (ع) فرمود: آنان که سخن چینی می کنند و میانه ی دوستان جدایی می افکنند و برای مردمان پاکدامن عیب جویی می کنند.
6.عدم اهانت و تحقیر:
پیامبر (ص)در این زمینه می فرماید: خدای تعالی فرمود هر کس به یکی از دوستان من اهانت کند پس با من اعلان جنگ کرده است
هم چنین می فرماید: هر کس یکی از بندگان مومن مراخوار کند با من جنگ کرده است.
اصول کافی ج2 ص 352
خداوند نیز در قرآن می فرماید: اناخلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعو با”و قبائل لتعار فوا (همانا شما را به 2 شکل مذکر و مونث آفریدیم و شما را به قبائل و شعبه شعبه کردیم تا یکدیگر را بشناسید).
هم چنین می فرماید: ان اکرمکم عندالله اتقاکم (گرامی ترین شما نزد خدا با تقوا ترین شماست).
یک مسلمان و مومن نباید خود را از هیچ کس حتی کافر برتر بداند.

چرا خود را از کافر برتر ندانیم؟ چون ممکن است کافر مسلمان شود و به مرحله ی اولیا خدا برسد.
7.عدم صدای بلند:
نصیحتهای لقمان حکیم به فرزندانش آن قدر مهم و با ارزش بوده که در قران ذکر شده است. در بخشی از این نصیحتها می فرماید: و اغضض من صوتک ان انکرالا صوات لصوت الحمیر(صدایت را کوتاه کن همانا زشترین صداهها صدای خران است.)

8.اظهار دوستی:
امام صادق (ع) می فرماید: هر گاه شخصی را دوست داشتی او را به آن آگاه ساز زیرا که آن دوستی میان شما را پابرجا می سازد.

9.عدم اشاعه فحشا:
پیامبر (ص) در این زمینه می فرماید: من اذاع فاحشه کان لمبتدئها(کسی که فساد و فحشایی را اشاعه دهد مانند کسی است که آن را از اول انجام داده است).
در زمان پیامبر (ص) به یکی از زنان پیامبر (از نظر شیعه به ماریه قبطیه و از نظر اهل تسنن به عایشه) تهمت زدند در همان زمان این آیه نازل شد: لولا اذسمعتموه ظن المومنین و المومنات بانفسهم خیرا (چرا هنگامی که این تهمت را شنیدید مردان و زنان مومن نسبت به خود گمان خیر نبردند).
آیت الله مطهری در این زمینه می فرماید:« اگر چیزی شنیدید که از آن خبرندارید بگویید دروغ است».
اگر هم از ان مطمئن بودید پرده پوشی کنید.

10.عدم جزع وبی تابی
شخصی نزد امام صادق (ع) آمد و جزع و بی تابی می کرد و امام فرمود برای این شخص مقداری پول بیاورید ان شخص گفت من می خواستم برایم دعا کنید پول نخواستم امام صادق (ع) فرمودند برایت دعا می کنم ولی هیچ گاه بی تابی هایت را برای مردم تشریح نکن چون 2 اثر سوء دارد:
وانمود می شود که تو در صحنه های زندگی شکست خورده ای.
در نظر مردم حقیر می شوی و شخصیت و احترامت از میان می رود.
بحارالانوار ج 11 ص 114



11.عدم تندی در لحن حتی در مقابل دشمنان:
فردی به نام ابن ابوالعوجاء در زمان امام صادق (ع) زندگی می کرد که فردی شکاک و کافروزندیق بود اعتراف کرده که 4000 حدیث را جعل کرده حرام را حلال و حلال را حرام کرده. این فرد همراه با دوستانش به مسجد النبی آمدند اشاره به قبر پیامبر (ص) کرد و شخصیت پیامبر (ص) را زیر سئوال برد یکی از یاران امام صادق (ع) به نام مفضل بن عمر آنجا عبادت می کرد تاب نیاورد و شروع کرد به داد و بیداد. ابن ابوالعوجاء گفت تو کیستی اگر از متکلمین هستی دلیل بیاور و اگر از یاران جعفر بن محمد هستی جعفر بن محمد این گونه با ما برخورد نمی کند اگر با او سخن داشته باشیم خوب به شبهات و سوالات ما گوش می دهدودلیلهای ما را می شنود آنچنان که ما فکر می کنیم او مغلوب ما شده است بعد چنان متین دلیل واستدلال می آورد که همه دلایل مار ا باطل می کند وما را مغلوب خویش می کند اگر تو از یاران جعفربن محمد هستی نباید داد و بیداد کنی.
 





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 5 تیر 1390  ساعت 11:18 ب.ظ | نظرات (0)

1- انتخاب رفيق

قال علي عليه السلام: سل عن الرفيق قبل الطريق و عن الجار قبل الدار. نهج البلاغه / نامه 31

قبل از مسافرت، از رفيق و همسفرت سؤال كن و اطلاع بياب، و قبل از تهيه مسكن از همسايه‌ات آگاه شو.
2 - انتخاب رفيق هم ‌طراز

اذا صحبت فاصحب نحوك فلا تصحب من يكفيك فانّ ذلك مذلة للمؤمن. مكارم الاخلاق / 131

هنگام همنشيني، با سطح خود همراه شو، نه با كسي كه به تو برسد. چراكه اين كار موجب خواري مؤمن است.
3 - انتخاب رئيس

قال رسول الله صلّي اللّه عليه و آله: اذا كان ثلاثة في سفر فليؤمّروا احدهم. كنزالعمال / 17550

هرگاه سه نفر به مسافرت روند بايد يكي از آنان مسئول كارها و تصميمات شود.
4 - صدقه

قال الصادق عليه السلام: افتتح سفرك بالصدقة و اخرج اذا بدالك فانّك تشتري سلامة نفسك. بحار / 100 / 103

سفر خود را با صدقه آغاز کن و هرگاه خواستي بيرون برو، زيرا (با صدقه دادن) سلامت سفرت را مي خري.
5 - به ديگران اطلاع دادن

عن ابي عبدالله عليه السلام قال: قال رسول الله صلّي اللّه عليه و آله حقّ علي المسلم اذا اراد سفرا ان يُعلم اخوانه و حق علي اخوانه اذا قدم ان يأتوه. كافي / 2 / 174

پيامبر فرمودند وظيفه هر مسلماني است كه وقتي خواست به مسافرت برود دوستان و برادرانش را مطلع كند و دوستانش نيز وظيفه دارند هرگاه برگشت به ديدنش بروند.
6 - تهيه زاد و توشه

امام صادق عليه السلام فرمود: «دِرهَمٌ فى الحجّ اَفضَلُ من اَلْفَىْ اَلْفٍ فى ما سوى‏ سَبِيلِ اللّه» ، مصرف يك درهم در راه حج، از دو ميليون درهم در غير حج بهتر است (گرچه مصرف‏هاى ديگر هم در راه خدا باشد).
7- موافقت با دوستان

قال لقمان لابنه: تزوّد معك الادوية فتنتفع بها و من معك و كن لاصحابك موافقا الاّ في معصية الله. بحار / 73 / 275

[در مسافرت] توشه زياد بردار تا خود و همراهانت از آن بهره برند و با همراهانت موافق و همراه باش جز در گناه و عصيان پروردگار.

8 - دعا و نماز خواندن

قال الرضا عليه السلام: و اذا اردت سفرا فاجمع اهلك و صلّ ركعتين و قل اللهم اني استودعك ديني و نفسي و اهلي و ولدي و عيالي. مستدرك /2 /2 5

هرگاه خواستي به مسافرت روي، خانواده خود را گرد آور و دو ركعت نماز بخوان و بگو «خدايا دينم و خود و خانواده و زن و فرزندم را به تو مي‌سپارم».

قال الصادق عليه السلام: من قرأ قل هو الله احد حين يخرج من منزله عشر مرّات لم يزل في حفظ الله عزّوجلّ. ... حتي يرجع الي منزله. كافي / 4 /3 33

هركه هنگام خروج از خانه‌اش ده بار "قل هو الله" را بخواند، تا آنگاه كه به خانه‌اش برگردد در پناه خدا خواهد بود.
9 - شوخي کردن

قال الصادق عليه السلام: "المروّة في السفر كثرة الزاد و طيبه و بذله لمن كان معك و كتمانك علي القوم سرّهم بعد مفارقتك اياهم و كثرة المزاح في غير مايسخط الله عزّوجلّ. بحار/73/266
مردانگي و بزرگي در سفر، در اينست كه: توشه زياد وخوب برداري و به همراهانت هم ببخشي و اسرارشان را كه در سفر از آن مطلع شده‌اي، بعد از جدايي از آنان بپوشاني و با آنان با كارهاي غير گناه، زياد شوخي كني.
10- بازگو نكردن مشكلات سفر

قال النبي صلّي اللّه عليه و آله... و ترك الرواية عليهم اذا انت فارقتهم. مستدرك / 2 / 43

يكي از آداب سفر اينست كه: بعد از جدايي از همسفران پشت سرشان حرف نزني.
11- به تنهايي سفر نرفتن

قال الكاظم عليه السلام: لا تخرج في سفر وحدك فان الشيطان مع الواحد و هو من الاثنين ابعد. وسائل / 5 / 300

هيچگاه تنها به سفر نرو كه شيطان همراه هر تنهايي است و او از جمع دو نفره دور است.
12- تبسم داشتن

قال الصادق عليه السلام: قال لقمان لابنه اذا سافرت مع قوم فاكثر استشارتهم في امرك و امرهم و اكثر التبسم في وجوههم. ... بحار/76/271

لقمان به پسرش سفارش كرد هرگاه همراه گروهي به مسافرت رفتي، در كارهاي خود و آنان، زياد مشورت كن و خنده بر چهره‌هاشان زياد كن.
13- سفر با افراد متواضع

قال علي عليه السلام: لا تصحبنّ في سفر من لا يري لك الفضل عليه كما تري له الفضل عليك. بحار / 76 / 267

هيچگاه همسفر كسي نشو كه برايت فضل و جايگاهي نسبت به خود آنگونه كه تو براي او در نزد خود قائلي،‌ قائل نيست.

منبع

سايت حوزه
 





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 5 تیر 1390  ساعت 11:18 ب.ظ | نظرات (0)

1ـ هر کس دوست دارد که امام معصوم(علیه السلام) او را بطلبد و به او اجازه شرفیابى دهد، قبل از حرکت از همه آنهایى که از جانب او احتمالا اذیّت و آزارى و لو در حدّ یک کدورت قلبى به آنها رسیده، حلیّت بطلبد; خصوصاً کسانى که از محبّان و موالى آن بزرگواران به حساب مى آیند. این مطلب شواهد فراوانى دارد، از جمله داستان معروف ابراهیم جمّال (ساربان) و على بن یقطین صحابى خاص امام کاظم(علیه السلام) و وزیر هارون الرشید (البتّه با اجازه آن حضرت و براى نجات مظلومان) مى باشد که بر اثر عدم موافقت با ملاقات ابراهیم جمّال امام(علیه السلام) او را به ملاقات خود راه نداد و فرمود: چون قلب این مرد از تو شکسته است خدا زیارت تو را نیز قبول نکرد. على بن یقطین ناچار به سراغ ابراهیم جمّال آمد و با تواضع بى نظیر با او ملاقات کرد و از او حلیّت طلبید; پس از آن بود که امام او را به حضور پذیرفت و بشارت قبولى اعمالش را به او داد.(1)
2ـ هرگونه حقّ الناس و از جمله خمس و زکات اموال را ـ مخصوصاً به هنگام سفر حجّ ـ بپردازد; چرا که تا اموال انسان پاک نشود، نه اعمال او با استفاده از آن اموال صحیح است و نه شایسته تقرّب به درگاه خداوند مى باشد.
3ـ غسل زیارت کند و این دعا را هنگام غسل (یا بعد از آن) بخواند:
«أللّهُمَّ اجْعَلْهُ لی نُوراً وَ طَهُوراً وَ حِرْزاً، وَ شِفاءً مِنْ کُلِّ داء وَ آفَة وَ عاهَة، اَللّهُمَّ طَهِّرْ بِهِ قَلْبی، وَاشْرَحْ بِهِ صَدْری، و سَهِّلْ بِهِ أَمْرِی; به نام خداوند و به یارى خدا، پروردگارا آن را نور و پاکیزگى و نگهبان و شفاى از هر درد و آفت و عیب قرار بده! خداوندا با این غسل قلبم را نیز پاک کن و سینه ام را بگشاى و کارم را آسان گردان».(2)
4ـ با طهارت باشد یعنى اگر غسل واجبى به گردن اوست بجا آورد، چرا که امام صادق(علیه السلام) به ابوبصیر که در حال جنابت بر حضرتش وارد شد فرمود: «أَما تَعْلَمُ أَنَّهُ لا یَنْبَغی لِلْجُنُبِ أَنْ یَدْخُلَ بُیُوتَ الاَْنْبِیاءِ;آیا نمى دانى که براى شخص جنب شایسته نیست که در خانه هاى انبیا (و اولیا) داخل شود» راوى مى گوید وقتى حضرت این را فرمودند ابوبصیر برگشت و ما بر آن حضرت داخل شدیم.(3)
با توجّه به این که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و امام معصوم(علیه السلام) حىّ و میّت آنها در این امور تفاوتى ندارد، نتیجه این مى شود که فرقى بین حرم هاى مقدّسه با خانه هاى آنان نباشد.
5ـ کفشها را درآورد، چون در وادى مقدّسى قدم نهاده است (فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوى).(4)
6ـ همان گونه که عالم بزرگوار «شهید اوّل» در کتاب دروس(5) گفته است بر درِ حرم شریف بایستد و اذن دخول بطلبد و یا اذن دخولى که وارد شده است، را بخواند (که در صفحه 218 خواهد آمد) و با تفکّر در عظمت و جلالت قدر صاحب مرقد شریف و توجّه به این نکته که او کلامش را مى شنود و سلامش را جواب مى دهد و از جایگاه و موقعیّت او باخبر است (چنان که اذن دخولى که خواهد آمد، صراحت بر این مطالب دارد) و با تدبّر در لطف و محبّتى که آنان به شیعیان و زائرانشان دارند و با تأمّل در گناهان خویش و بىوفایى که با خلافکارى هاى خود در حقّ آنان کرده و خاطر شریفشان را آزرده ساخته، سعى در تحصیل رقّت قلب و خضوع و انکسار دل و جارى شدن اشک، بنماید.
7ـ هنگامى که نگاهش به قبر مطهّر افتاد، تکبیر بگوید و خدا را به عظمت یاد کند، چنان که در روایتى آمده است: هر کس پیش روى امام تکبیر و پس از زیارت «لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ» بگوید خشنودى بزرگ خدا نصیبش مى شود.(6)
8ـ شکّى نیست که صرف حضور در محضر امام و ایستادن و یا نشستن مؤدّبانه در مقابل ضریح، زیارت به حساب مى آید چنان که صرف گفتن «اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ» نیز چنین است.(7)
9ـ از زیارتهاى غیر معتبر و بى دلیل پرهیز کند و اگر حوصله و یا فرصت خواندن زیارات معروف را ندارد، مى تواند سلام کوتاهى دهد و سپس دو رکعت نماز بخواند و آن را به صاحب قبر هدیه کند و حاجت خود را بخواهد، چرا که در روایت است: عبدالرحیم قصیر مى گوید: وارد بر امام صادق(علیه السلام) شدم و گفتم: فدایت شوم از پیش خود دعایى اختراع کردم، فرمود: واگذار اختراع خود را!، هرگاه تو را حاجتى باشد پناه به حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) بیاور و دو رکعت نماز بخوان و آن را به حضرتش هدیه کن...(8)
10ـ پس از زیارت، نماز زیارت بخواند که حداقلّ آن دو رکعت است و اگر در رکعت اوّل حمد و سوره یس و در رکعت دوم حمد و الرّحمن را بخواند بهتر است،(9) و چه بهتر که در بالاى سر بجا آورد(10) و بعد از نماز زیارت، براى امور دین و دنیایش دعا کند و سعى کند دعا را به دیگران تعمیم دهد که در این صورت به اجابت نزدیکتر است.
این مطلب (پشت سر یا بالاى سر خواندن) در روایت ابوحمزه ثمالى مربوط به زیارت امام حسین(علیه السلام)
آمده است; ولى مرحوم شهید در دروس براى زیارت همه ائمّه چنین مى گوید: «اگر زائر رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) باشد این دو رکعت را در روضه آن حضرت بخواند و اگر براى یکى از ائمّه(علیهم السلام) زیارت مى خواند بالاى سر بجا آورد و خواندن آن در مسجدِ مکان زیارت نیز، جایز است».(11)
11ـ مستحبّ است در صورتى که مزاحمتى براى سایر زوّار فراهم نشود پس از خواندن زیارت و نماز زیارت و به طور کلّى پس از حضور و تشرّف، اطراف ضریح را ببوسد.(12)
12ـ علاوه بر آنچه گفته شد سزاوار است زوّار محترم لباس هاى تمیز و مناسب به هنگام زیارت بپوشند و خود را خوشبو کنند و زبان را به ذکر خدا و حمد و تمجید او و صلوات بر محمّد و آلش مشغول دارند.
13ـ سعى کنند که در تمام حالات، حضور قلب را حفظ کنند، از گناهان استغفار نمایند و عزمشان را بر اصلاح کردار و گفتار خود جزم کنند، و در خود نسبت به آینده، تحوّلى به وجود آورند.
14ـ شایسته است زائران محترم احترام خدّام این آستانهاى مقدّس را حفظ کنند همان گونه که بر خادمان لازم است مشکلات زائران را تحمّل کنند و با ادب با آنها رفتار نمایند.
15ـ به نیازمندان آن شهر و مساکین آن بلد، کمک کنند که ثواب مضاعف دارد.
16ـ به هنگام ازدحام به مقدار لازم از زیارت، قناعت نمایند و جاى خود را به دیگران بسپارند و باید دانست آنچه در زیارت مهم است کیفیّت است نه مقدار و کمیّت و گاه یک سلام کوتاه جاى یک زیارت طولانى را مى گیرد و در بعضى از روایات دستور به تعجیل در بازگشت داده شده است.
17ـ بانوان، جداى از مردان و نامحرمان زیارت کنند و با حجاب کامل تشرّف یابند و بدانند زیارت مستحب است و مراعات حجاب و جهات عفّت واجب است; مبادا واجب را فداى مستحب کرد.
در پایان این فصل، تذکّر این نکته ضرورى است که برادران زائر، مواظب حجاب و عفاف همسران و دختران خود در این مکان هاى مقدّس (و بلکه در هر زمان و مکان دیگر) باشند تا خداى ناکرده با یک بى توجّهى، روح آن معصومان(علیهم السلام) را آزرده نکنند و زیارتشان را به جفا تبدیل ننمایند.

از این امور باید پرهیز کرد:
1ـ در وقت خواندن زیارت صداى خود را بلند نکند چنانکه از آیه (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبیّ...)(13) به دست مى آید. زیرا گرچه این آیه مربوط به حیات رسول گرامى است لیکن چنانکه گذشت، فرقى بین حیات و ممات آن حضرت نیست همان گونه که مطابق روایتى که آن نیز گذشت، فرقى بین او و اهل بیتش در این جهت وجود ندارد و زیارت هر کدام از ائمّه زیارت خود آن حضرت است.
2ـ پس از ورود در حرم اگر وقت نماز واجب فرا رسید، از تأخیر نماز بپرهیزد و اوّل به نماز مشغول شود، به خصوص اگر نماز جماعت برپا شده باشد; همچنین اگر در وسط زیارت، وقت نماز وارد شود. خدّام محترمِ حرم هاى مقدّسه وظیفه دارند که مردم را به این دستور شرعى دعوت کنند.
3ـ سخنان بیهوده و دنیایى را در حرم مطهّر ترک کند که این کار در شأن زوّار حرم هاى مطهّر نیست و به جاى آن قرآن تلاوت کند و ثواب آن را به صاحب آن بقعه مبارکه هدیه کند و بداند که عمل او تعظیمى براى آن بزرگوار است و برکاتش به خود تلاوت کننده باز مى گردد و نیز مى تواند به ذکر خدا مشغول باشد چرا که این حرم هاى مطهّر همچنان که خداوند سبحان در آیه (فی بُیُوت أَذِنَ اللهُ اَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَالآصالِ)(14) اشاره فرموده است: خانه هایى است که پیوسته از رفعت و علوّ مرتبه برخوردار بوده، نام خدا در آنها برده مى شود و صبح و شام جایگاه تسبیح اوست.
4ـ از هر گونه ایجاد مزاحمت و ناراحتى براى دیگران بپرهیزد و به هنگام ازدحام اصرار بر بوسیدن ضریح که سبب ناراحتى دیگران مى شود، نداشته باشد و بداند بوسیدن ضریح ـ آن گونه که بعضى از عوام مى پندارند ـ شرط قبولى زیارت نیست و سعى کند از آلوده کردن این حرم هاى مقدّس بپرهیزد و حداکثر نظافت را ـ که از مهمترین دستورات اسلام است ـ رعایت کند.  
1. رجوع شود به: بحارالانوار، جلد 48، صفحه 85، حدیث 105.
2. همان مدرک، جلد 97، صفحه 129.
3. قرب الاسناد، صفحه 21 و بحارالانوار، جلد 97، صفحه 126، حدیث 2.
4. سوره طه، آیه 12.
5. بحارالانوار، جلد 97، صفحه 134 به نقل از دروس، جلد 2، صفحه 22.
6. بصائرالدرجات، صفحه 312.
7. شهید اوّل در دروس گفته است: خامسها الزیارة بالمأثور و یکفى السلام (والحضور)، (بحارالانوار، جلد 97، صفحه 134 به نقل از دروس، جلد 2، صفحه 23).
8. کافى، جلد 3، صفحه 476، حدیث 1.
9. بحارالانوار، جلد 98، صفحه 186. ظاهر آنچه در روایت آمده این است که این دو رکعت در زیارت هر یک از ائمّه خوانده مى شود.
10. همان مدرک.
11. بحارالانوار، جلد 97، صفحه 134 به نقل از دروس، جلد 2، صفحه 23.
12. علاّمه مجلسى در بحارالانوار، جلد 97، صفحه 126 ذیل حدیث 3 نقل مى کند که در بعضى از روایات آمده است: «قبّل جوانب القبر».
13. سوره حجرات، آیه 2.
14. سوره نور، آیه 36.
 





نوشته شده در تاريخ شنبه 4 تیر 1390  ساعت 07:21 ب.ظ | نظرات (0)

آداب سخن گفتن در اسلام
چگونه سخن بگوییم

پيامبر اكرم صلّي اللّه عليه و آله فرمود: هنگامي كه موسي بن عمران عليه السلام با خضر عليه السلام ملاقات كرد موسي عليه السلام به وي گفت: مرا موعظه كن. خضر گفت: اي كسي كه جوياي دانشي! بدان كه گوينده كمتر از شنونده خسته مي‌شود، پس هيچ گاه اهل مجلس خود را خسته مكن. بحار / 1 /2 26


1-
اثر كم سخن گفتن
قال علي عليه السلام: ان احببت سلامة نفسك و ستر معايبك فاقلل كلامك و اكثر صمتك يتوفّر فكرك و يستيز قلبك. غرر الحكم / 3725
اگر سلامت نفس و وجودت و نيز پوشانده ماندن عيوبت را دوست داشتي گفتارت را کم کن و سکوتت را بسيار تا آنکه انديشه‌ات بسيار و دلت روشن شود و مردم از دست تو در امان باشند.

2 - اثر زياد سخن گفتن
قال علي عليه السلام: من كثر كلامه كثر خطاؤ ه و من كثر خطاؤ ه قلّ حياؤ ه و من قلّ حياؤ ه قلّ ورعه و من قلّ ورعه مات قلبه و من مات قلبه دخل النار. بحار / 71 / 286
هر که کلامش زياد شود. اشتباهاتش زياد مي‌شود و هر کس خطايش زياد شود، شرم و حيايش کم مي‌شود و آنکه حيايش کم شود، ورع و پرهيزگاري‌اش کم شود، و هر کسي خداترسي‌اش کم شود، قلبش مي‌ميرد و آنکه قلبش مُرد، در آتش افکنده شود.

-3 بهترين سخن
• الف- سخن راست؛
قال علي عليه السلام: خيرالكلام الصدق. غرر/4 99
بهترين حرف، حرف راست است
• ب- همراه با عمل؛
خير المقال ما صدّقه الفعال. سفينة البحار / 7 / 383
بهترين گفتار کلامي است که عمل و رفتار ثابتش کند.
• ج- ملال آور نباشد؛
قال علي عليه السلام: خير الكلام ما لا يملّ و لا يقلّ. غرر الحكم / 4969
بهترين کلام، گفتاري است که خسته کننده نباشد و از گوينده نکاهد. [يعني جايگاه گوينده‌اش را پايين نياورد]
• د- منظم و همه فهم؛
قال علي عليه السلام:احسن الكلام مازانه حسن النظام و فهمه الخاص و العامّ. غرر الحكم / 3304
نيکوترين گفتار، کلامي است که منطق و نظم زيبايش کرده باشد و همه فهم باشد.
• ه-‍ متقن و استوار؛
قال علي عليه السلام: احسن القول السداد. غرر الحكم / 2865
نيکوترين کلام، کلام استوار و محکم است.

- 4 آداب سخن گفتن
-1 پاكيزه باشد؛
قال رسول الله صلّي اللّه عليه و آله: ثلاث من ابواب البر: سخأ النفس و طيب الكلام و الصبر علي الاذي. محاسن / 1 / 66
سه چيز است که از جمله راه‌ها و درهاي نيکي است: بخشندگي و سخاوت، پاکیزگی گفتار (از حرفهای زشت)و صبوري در مقابل آزارها
-2 زيبا باشد؛
قال علي عليه السلام: اجملوا في الخطاب تسمعواجميل الجواب.
غررالحكم /2568
در گفتار خود اختصار را پيشه کنيد تا جوابهاي نيکو بشنويد.
-3 خريدار داشته باشد؛
قال علي عليه السلام: لا تتكلّمن اذا لم تجد للكلام موقعا.غررالحكم / 10274
هرگاه براي حرف خود جايي نمي‌بيني حرف نزن
-4 نرم و ملايم باشد؛
قال علي عليه السلام: عوّد لسانك لين الكلام و بذل السلام يكثر محبّوك و يقلّ مبغوضك. غرر الحكم / 6231
زبانت را به گفتار نرم بگردان و سلام را هديه کن تا دوستدارانت زياد و دشمنانت کم شوند.
5 از روي علم و آگاهي باشد؛ قال علي عليه السلام: لا تقل بما لا تعلم فتتّهم باخبارك بما تعلم.غرر الحكم / 10426
-6 بي فايده نباشد؛
قال رسول الله صلّي اللّه عليه و آله: من حسن اسلام المرء تركه الكلام فيما لا يعنيه. بحار / 28 / 136
از نشانه‌هاي خوبي ايمانِ شخص اين است که ايمانش او را از کلامي که سودي برايش ندارد باز دارد.
-7 مستهجن نباشد؛
قال علي عليه السلام: اياك و مستهجن الكلام فانه يوغر القلوب.غرر الحكم / 2675
از کلام مستهجن بپرهيز که قلبها را به دشمني و کينه مي‌اندازد.
-8 پاسخ آن انسان را ناراحت ننمايد؛
قال علي عليه السلام: لا تقولنّ ما يسئوك جوابه.غرر الحكم / 10155
حرفي که جوابش ناراحتت مي‌کند را نگو
 





نوشته شده در تاريخ شنبه 4 تیر 1390  ساعت 07:19 ب.ظ | نظرات (0)

دعا يگانه راه ارتباط بندگان به مبدأ بوده و تنها وسيله اي است که خداي متعال براي ارتباط با خود مقرر فرموده است، اگر اين ارتباط و توجه به مبدأ نباشد، خداي منان عنايت خاصه ي خود را قطع خواهد فرمود. در اين صورت، بندگان استعداد پذيرش اين عنايت را از دست داده و مقتضاي رحمت الهي را از کف مي دهند. قرآن کريم اين حالت را نوعي استکبار مي داند آن هم از موجودي که هيچ حيثيتي جز حيثيت بندگي ندارد. (1) و از آنجا که هر يک از عبادت ها، آداب و اسرار و احکامي دارند، دعا نيز به منزله برجسته ترين عبادت، آداب و احکام و اسراري دارد. امام صادق (ع) فرموده اند: «احفظ آداب الدعاء و انظر من تدعو و کيف تدعو» بر آداب دعا محافظت کن و ببين چه کسي را مي خواني و چگونه مي خواني؟ (2) قرآن کريم از خلال نيايش هاي انبيا، آداب دعا و احکام آن را مطرح کرده است و ما در اين پژوهش ضمن آوردن نيايش هاي انبيا با آداب و احکام دعا آشنا مي شوي 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 3 تیر 1390  ساعت 03:07 ب.ظ | نظرات (0)
تعداد صفحات :2   1   2