آداب زندگی
ادب از فهم سرشار و ادراك حقایق سرچشمه می گیرد و بی ادبی از جهل و نادانی

گنج های معنوی - آداب معنوى 2000 عمل مستحب و مكروه


۱ - مصافحه کردن با مؤ من
۲ - جارو کردن مسجد
۳ - روشن کردن چراغ در مسجد
۴ - عیادت مریض
۵ - مریض شدن
۶ - شرکت در تشییع مسلمان
۷ - روزه مستحبى گرفتن
۸ - غذا دادن به گرسنه
۹ - صلوات فرستادن
۱۰ - زیاد سجده کردن
۱۱ - به دست کردن انگشتر عقیق سرخ (۴۴)
۱۲ - احترام به مهمان مؤ من
 





نوشته شده در تاريخ شنبه 22 مرداد 1390  ساعت 07:29 ب.ظ | نظرات (0)

گنج های معنوی - آداب معنوى 2000 عمل مستحب و مكروه

۱ - خواندن سوره ((یس ))
۲ - تراشیدن موى زیر شکم
۳ - اسب سوارى
۴ - کمک به مسلمانان
۵ - هنگام غسل
۶ - ناخن گرفتن
۷ - شستشوى بدن
۸ - مسواک زدن
۹ - شانه زدن به ریش
۱۰ - وضو گرفتن
۱۱ - استعمال بوى خوش
۱۲ - نظر کردن به سبزه و گیاه
۱۳ - پوشیدن کفش زرد رنگ
۱۴ - تراشیدن موى پشت گردن
۱۵ - پوشیدن لباس پاکیزه
۱۶ - شستن سر با سدر
۱۷ - زدودن غصه از دل مؤ من
۱۸ - شستن سر
۱۹ - گفتن لا حول و لا قوه الا بالله
۲۰ - استغفار نمودن
۲۱ - بسیار گفتن ((یا رؤ وف یا رحیم ))
۲۲ - زیارت امام حسین (علیه السلام )
۲۳ - خوردن انگبین
۲۴ - خوردن گوشت
۲۵ - خوردن زیتون
۲۶ - خوردن به
۲۷ - خوردن انگور سیاه
۲۸ - خوردن میوه جات در اوایل فصلشان
۲۹ - شانه کشیدن به سینه پس از شانه کردن سر یا ریش (۴۱)
 





نوشته شده در تاريخ شنبه 22 مرداد 1390  ساعت 07:29 ب.ظ | نظرات (0)

گنج های معنوی - آداب معنوى 2000 عمل مستحب و مكروه

۱ - صبر کردن بر غیرت شوهر
۲ - صبر کردن بر بد خلقى شوهر
۳ - بخشیدن مهریه به شوهر؛ خداوند براى هر یک از این زنان پاداش هزار شهید و عبادت یک سال را مى نویسد(۴۶)
مؤ من همیشه پنج چیز براى انجام آداب به همراه دارد
۱ - سجاده
۲ - تسبیح سى و چهار دانه
۳ - مسواک
۴ - شانه
۵ - انگشتر عقیق (۴۷)
 





نوشته شده در تاريخ جمعه 21 مرداد 1390  ساعت 01:52 ب.ظ | نظرات (0)

گنج های معنوی - آداب معنوى 2000 عمل مستحب و مكروه

۱ - یاد دادن و یاد گرفتن خیر
۲ - تمام کردن رکوع در نماز
۳ - شاد کردن قلب مؤ من
۴ - لباس پوشاندن به مؤ من
۵ - خواندن سوره ((و الذاریات ))
۶ - خواندن سوره ((نساء)) هر جمعه
۷ - خواندن سوره ((حم زخرف ))
۸ - خواندن آیه الکرسى
۹ - چهار مرتبه حج رفتن
۱۰ - مردن در روز جمعه (۴۵)
 





نوشته شده در تاريخ جمعه 21 مرداد 1390  ساعت 01:52 ب.ظ | نظرات (0)

امام صادق (ع) : پوشیدن لباس کتانی بدن را فربه می کند.

حضرت علی (ع): بپوشید جامعه پنبه ای را که‌ آن پوشش رسول خدا و پوشش ما اهل بیت است.

پیامبر اکرم (ص): بپوشید جامعه سفید که آن نیکوتر و پاکیزه ترین رنگها است و مرده های خود را در آن کفن کنید.





امام صادق (ع): جامعه سرخ تیره پوشیدن آن کراهت دارد مگر برای نوداماد

.



حضرت امام محمد باقر(ع): جایز نیست زنان را که شبیه به مردان شوند زیرا که رسول خدا(ص) لعنت کرد مردانی را که شبیه به زنان شوند و لعنت زنان را که شبیه مردان شوند در پوشیدن لباسها.

حضرت علی (ع): زیر جامه را ایستاده پوشیدن باعث اندوه می‌شود.

حضرت صادق (ع): نعلین و کفش بهترین رنگها، رنگ زرد است.

حضرت علی (ع): چون لباس خود را از بدن بیرون آورید بسم الله بگویید تا جنیان نپوشند و اگر جنیان آن جامه را می پوشند تا صبح.

رسول اکرم (ص): یا علی جان انگشتر در دست راست بکن تا از مقربان باشی. پرسیدند گه چه انگشتر در دست کنم فرمودند که عقیق سرخ.

حضرت رضا (ع): انگشتر عقیق فقر و درویشی را برطرف می کند و در دست کردن عقیق نفاق را زایل می کند.

حضرت صادق (ع): انگشتری بگیرید که نگینش عقیق باشد زیرا انسان پریشان نشود و عاقبت کارش نیکو گردد.

حضرات موسی کاظم (ع): انگشتری زرد در دست کردن موجب آسانی است که در آن هیچ دشواری نباشد.

امام صادق (ع): هر که انگشتری فیروزه در دست کند دستش فقیر نشود.

رسول اکرم (ص) : خداوند عالمیان می‌فرماید که من شرم می‌کنم از دستی که به سوی من بلند شود به دعا و در آن دست انگشتر فیروزه باشد پس او را ناامید برگردانم.

حضرت صادق (ع): سرمه کشیدن در شب، چشم را نفع می‌رساند و در روز زینت است.

امام محمد باقر (ع): سرمه سنگ در دیده کشیدن دهان را خوشبو و مژگان را محکم و قوت جماع را زیاد می‌کند.

رسول اکرم (ص): اگر سیر بودی چیزی مخور که باعث پیسی می‌شود.

امام موسی کاظم (ع): اگر مردم در غذا خوردن میانه رو باشند همیشه بدن ایشان سالم بماند.

امام موسی کاظم (ع): چیز خوردن شب را ترک مکنید اگرچه به پاره نان خشکی باشد که باعث قوت بدن و قوت جماع است.

حضرت علی (ع): طعام را بگذارید سرد شود زیرا برکت در طعام سرد است.

حضرت علی (ع): منشین بر طعامی مگر وقتی که گرسنه باشی و دست بکش از غذا در صورتی که هنوز میل داشته باشی و غذا را خوب بجوید و همیشه قبل از خواب به توالت بروید. اگر کسی این مسائل را رعایت کند دیگر به طبیب نیازی پیدا نخواهد کرد.

پیامبر اکرم (ص): هرگز در موقع غذا خوردن بر پهلوی چپ و یا راست تکیه مکنید.

حضرت علی (ع): باکی نیست که در حال راه رفتن چیزی بخورند.

پیامبر اکرم (ص): در اول طعام و آخر طعام نمک بخور که هر که در طعام افتتاح و اختتام به نمک کند خدای تعالی دفع کند از او هفتاد نوع بلا را که آسانتر آنها، خوره باشد.

حضرت علی (ع): در موقع غذا خوردن شروع کن با بسم‌ا... و چون تمام نمودی بگو الحمدلله. کسی که چنین کند هرگز از آن طعام از او سؤال نکنند.

حضرت صادق (ع): آب زمزم شفا است از هر دردی.

حضرت صادق (ع): هر که در حالت خضاب با زن خود جماع کند فرزندی که به هم رسد مخنث است.

حضرت صادق (ع): جماع مکن در اول ماه و میان ماه و آخر ماه که باعث این می‌شود که فرزند سقط شود و یا دیوانه شود و یا صرع داشته باشد. نمی‌بینی کسی که صرع می‌گیرد اکثراً یا در اول ماه یا در آخر ماه می‌باشد.

حضرت موسی کاظم (ع): پرسیدند که اگر تا حالت جماع جامه از روی مرد و زن و شود چیست فرمودند با کی نیست.

حضرت صادق (ع): پرسیدند از حضرت اگر کسی زن خود را عریان کند و به او نظر کند چون است فرمود که مگر لذتی از این بهتر می‌باشد.

امام رضا (ع): پرسیدند از جماع کردن در حمام فرمودند با کی نیست.

حضرت صادق (ع): فرمودند که دشمن ما اهل بیت نیست مگر کسی که ولدالزنا یا مادرش در حال حیض به او حامله شده باشد.

پیامبر اکرم‌(ع): جماع مکن با زن خود مگر آن که تو دستمالی از برای خود داشته باشی و او دستمالی از برای خود داشته باشد و هر دو خود را به یک دستمال پاک نکنید که دشمنی در میان شما پیدا می‌شود و آخر به جدایی می کشد.

پیامبر اکرم(ص): بر پشت بام جماع مکن که اگر فرزندی بهم رسد منافق و ربا کننده و صاحب بدعت باشد.

پیامبر اکرم(ص): در شب عید فطر جماع مکن که فرزندی به وجود آید شر بسیار از او به ظهور آید و در شب عید قربان جماع مکن که اگر فرزندی به هم رسد شش انگشت یا چهار انگشت در دست داشته باشد. یا علی جان در زیر درخت میوه‌دار جماع مکن که اگر فرزندی بهم رسد جلاد و کشنده مردم باشد.

پیامبر اکرم (ص): یا علی جان در شب سه شنبه جماع بکن که اگر فرزندی بهم رسد بعد از سعادت اسلام او را روزی شود و دهانش خوشبو و دلش رحیم و دستش جوانمرد و زبانش از غیبت و بهتان پاک باشد.

پیامبر اکرم (ص): در شب دوشنه جماع بکن که اگر فرزندی بهم رسد حافظ قرآن و راضی به قسمت خدا باشد.

پیامبر اکرم(ص): جماع کنید در شب جمعه که اگر فرزندی بهم رسد خطیب و سخنگو باشد و اگر در روز جمعه بعد از عصر جماع کنی در شب جمعه و فرزندی بهم رسد از دانایان مشهر باشد.

پیامبر اکرم(ص): گفتن مرد به زن خود که من تو را دوست می‌دارم هرگز از دل او بدر نمی‌رود.

پیامبر اکرم(ص): حق شوهر بر زن آن است که روزه مستحبی و بیرون رفتن از خانه بدون اجازه شوهر نباشد. زیباترین لباسها و بهترین زینتها را برای شوهر در خانه بپوشد و خود را خوشبو کند و هر بامداد وشام خود را بر او عرضه کند که اگر اراده جماع داشته باشد ابا نکند. و هیچ چیزی بی‌اجازه او به کسی ندهد و اگر بدهد گناهش برای زن است و ثوابش برای شوهر و هیچ شب نخوابد که شوهر از او خشمناک باشد. زن گفت: یا رسول الله! هر چند شوهر بر او ظلم کرده باشد . فرمودند: بلی.

امام صادق(ع): هر زنی که شوهر از او آزرده باشد نمازش مقبول نباشد تا شوهر را راضی کند.

امام صادق (ع): جهاد زن به نیکو شوهر داری است.

امام موسی کاظم (ع): از برکت زن این است که کم خرج و آسان زا باشد .

پیامبر اکرم (ص): هر زنی که هفت روز به شوهرش خدمت کند خداوند هفت در جهنم را بروی او می‌بندد و هشت در بهشت را بر روی او می‌گشاید تا از هر دری که خواهد وارد شود.

پیامبراکرم (ص): زنی که به شوهرش آبی دهد عبادت یک سال برای او نویسد و برای او شهری در بهشت بنا شود، و شصت گناه او آمرزیده شود.

پیامبر اکرم (ص): خوشا به حال زنی که شوهر از وی خشنود باشد.

پیامبر اکرم(ص): سه زن است که حق تعالی عذاب قبر از ایشان بردارد و حشرشان با فاطمه زهرا (ع) خواهد بود.

اول: صبر بر غیرت شوهر.

دوم: بر اخلاق بد مرد.

سوم: زنی که بخشنده و مهربان باشد بر شوهرش.

حضرت علی (ع): خاکروبه را شب در خانه مگذارید و بیرون ببرید که شیطان در آن جا می‌گیرد.

پیامبر اکرم (ص): خانه شیطان در خانه های شما جایی است که عنکبوت می‌کند. پس پاک کنید آنها را که باعث فقر و پریشانی می‌شود.

امام رضا(ع): هنگامی که خواستی به حمام بروی و دچار سردرد و زکام نشوی بعد از داخل شدن پنج جرعه از آب گرم و تمیز بنوش که به اذن متعال از درد سر و درد شقیقه سالم می‌مانی و بعد از خارج شدن بر قدمها آب سرد بریز.

امام سجاد (ع): در سر سفره استخوانها را خوب پاک نکنید که مقداری سهمیه اجنه است و اگر خوب پاک شود چیزی از منزل شما می برند که ازآن مقدار بهتر باشد.

امام جعفر صادق(ع): هر بنده که آب بخورد و امام حسین (ع) و اهل بیت او را یا کند و لعنت کشندگان آن حضرت را حق تعالی صد هزار حسنه برای او بنویسد و صد هزار گناه از او پاک نماید و صد هزار درجه برای او بلند کند و چنان باشد که صدهزار بنده آزاد کرده باشد.

حضرت تصادق(ع): پیش از آب خوردن بسم الله بگویید و دمی بخورید و الحمدلله بگوید پس باز بسم الله بگوید و بخورد و بعد از خوردن الحمدالله بگوید و مادام که آن آب در شکم او باشد تسبیح خدا گوید و وثوابش از برای او باشد.

پیامبر اکرم (ص): در شب معراج زنانی چند از امت خود را در عذابی شدید دیدم. زنی را دیدم که به موهایش آویخته شده، مغز سرش می‌جوشید سوال نمودم که او چه کرده است گفتند: او موی خود را از مزدان نامحرم نمی‌پوشانده است. و زنی را دیدم که گوشت بدنش را با قیچی‌های آتشی قیچی می‌کردند، گفتم او چه کرده است گفتند خود را به مردان نامحرم نمایش می‌داده که به او رغبت کنند.

پیامبر اکرم(ص): وقتی دیدی زنها سرهایشان را مثل کوهان شتر درست کردند، ایشان را لعنت کنید که آنها معلومند و نمازشان مقبول نیست.

پیامبر اکرم (ص): هر کس عمدا نماز را ترک کند کافر است.

پیامبر اکرم (ص): وقت نماز که می‌شود ملکی جلوی روی مردم ندا می کند ای مردم بایستید به طرف آتشی که از گناه بر پشت های خود افروخته اید، پس آن از با نماز خاموش کنید.

امام سجاد (ع): هنگامی که به نماز می‌ایستی طوری آن را به جا آور که گویی آخرین نماز توست.

امام رضا (ع): نماز بهترین اعمال و پایه و ستون دینتان است.

حضرت مهدی (ع): هیچ چیز مانند نماز بینی شیطان را به خاک نمی‌مالد، پس نماز بگزار و بینی شیطان را به خاک بمال.

حضرت مهدی (ع): معلون است معلون است کسی که نماز صحبش را تاخیر بیندازد تا زمانی که ستارگان محو شوند.
 





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 مرداد 1390  ساعت 06:21 ب.ظ | نظرات (0)

آداب معنوى 2000 عمل مستحب و مكروه


از امیرالمؤ منین (علیه السلام ) روایت شده است : ((نگویید رمضان ؛ زیرا نمى دانید رمضان چیست ؟ اگر کسى گفت ؛ باید صدقه داده و روزه بگیرد؛ همانطور که خداوند فرموده است بگویید ماه رمضان .))
در اینجا گوشه اى از آداب این ماه مبارک و ماه میهمانى خدا را ذکر مى کنیم :

۱ - مستحب است که در سحر و افطار، قبل از شروع و بعد از گفتن بسم اللّه الرحمن الرحیم سوره قدر خوانده شود.
۲ - بهترین دعایى که خوب است قبل از افطار خوانده شود، دعایى است که در اقبال آمده و مفضل بن عمر آن را روایت کرده است : اللهم رب العظیم ...(۱۱)
۳ - از مراقبت هاى ماه رمضان ، پاک کردن دل با توبه صادقانه است .
۴ - از دیگر مراقبت هاى این ماه ، پاکیزه نمودن مال با دادن خمس است تا غذا، لباس ، مکان و هر چیزى که روزه دار در آن دخل و تصرف مى کند، پاک شود.
۵ - باید براى شروع خوب سال ، تلاش کند. روایات زیادى داریم که : ((ماه رمضان ، ابتداى سال است : اگر انسان در این ماه ، خود را سالم نگه دارد، تمام سال سلامت خواهد ماند.))
۶ - از مراقبات این ماه ، توسل در شب اول است . مهمترین کارى که سالک باید انجام دهد این است که در شب اول ماه به یکى از معصومین (علیهم السلام ) که حامى و نگهبان آن شب است ، مراجعه و با چهره آبرومند و نورانى او نزد پروردگارش ، به درگاه خدا روى آورد.
۷ - از مراقبات این ماه ، انجام دادن متناسب نوافل و مستحبات است . سزاوار است که سالک حال خود را بررسى و نشاط، کسالت ، کار، فراغت ، نیرو و ضعف خود را نسبت به نوافل و مستحبات سنجیده و بعد از مراعات حال خود، به ترتیب ، بهترین ها را انتخاب نماید. در روایات زیادى آمده است که نوافل در این ماه ، بیش از هزار رکعت است
۸ - از کارهاى مهم در این ماه ، قرائت قرآن ، دعا و ذکر است که باید از هر کدام مقدار معینى انتخاب و در هر روز انجام شود. دعاى ((ابى حمزه ثمالى )) را نیز باید به اندازه اى که مى تواند، در تمام شب ها یا یک شب درمیان بخواند. هر روز یکى از دعاهاى روز را خوانده و براى توفیق در شب قدر و شب عید فطر زیاد دعا نماید و نباید در روزهاى جمعه ، نمازى را که روایت شده است ، ترک کند. از مهمترین دعاها در شب و روز، دعا براى ولى امر، خلیفه خداوند، امام زمان (عج ) مى باشد. و باید براى پدر، مادر، معلمین ، برادران دینى ، نزدیکان ، همسایگان و هر کسى که حقى به گردن او دارد همچنین تمام مؤ منین ، دعا و استغفار نموده و آنان را در دعاهایى که براى خود مى نماید، شریک کند.
۹ - از اعمال مهم این ماه ، غسل در شب و روز اول و شب هاى فرد است . در روایت آمده است : ((کسى که شب اول ماه رمضان ، در رودى جارى غسل کرده و سى مشت آب بر سرش بریزد، تا ماه رمضان آینده پاک مى شود)) و ((کسى که در اولین روز سال ، در آب جارى غسل کرده و سى مشت آب بر سرش بریزد، این عمل ، داروى یک سال او خواهد بود)).
۱۰ - خوردن سحرى مستحب است . روایت شده است : ((سحرى بخورید، گر چه جرعه آبى باشد. توجه داشته باشید که خدا برکسانى که سحرى مى خورند، درود مى فرستد.)) باید به نیت استحباب سحرى نزد خدا و نیرو گرفتن بر عبادتها در طول روز، سحرى خورد.
۱۱ - در روایتى آمده است صدبار خواندن سوره دخان تا شب بیست و سوم براى شناخت این شب مفید است . در روایت دیگر نیز آمده است که به جاى آن مى توان هزار بار سوره قدر را خواند.
۱۲ - از کارهاى مهم در این ماه ، افطارى دادن به روزه داران است که پاداش ‍ آن زیاد مى باشد.
۱۳ - از کارهاى مهم دیگر در این ماه براى اهل علم ، امامت جماعت و وعظ مى باشد.
۱۴ - از اوقات مهم در ماه رمضان ، شب قدر است . شبى که از هزار ماه ، بهتر مى باشد. روایتى داریم مبنى بر این که از هزار ماه جهاد، بهتر و از سلطنت هزار ماه ، بهتر و عبادت آن ، بهتر از عبادت هزار ماه مى باشد. در روایات اهل بیت نیز آمده است : ((فرشتگان در شب قدر فرود آمده و در زمین پخش ‍ مى شوند، بر مجالس مؤ منین گذشته ، بر آنان سلام مى کنند و براى دعاهاى آنها آمین مى گویند، تا آنگاه که سپیده دم طلوع مى کند.))
سزاوار است که شیعه امیرالمؤ منین (علیه السلام ) تمام سعى خود را جهت آمادگى براى اعمال این شب به کار گیرد؛ مثلا مکان ، لباس مناسب ، عطر و صدقه اى تهیه و مضامین لطیفى را براى مناجات با پروردگار و کلمات برانگیزنده اى را در خطاب به معصومین (علیهم السلام ) انتخاب کند. همچنین میهمانان مخصوصى را که مناسب با این شب مى باشند و چند فقیر را براى صدقه دادن در نظر بگیرد.
۱۵ - سزاوار است که براى شب قدر براى ذکر و دعا وقت مناسبى تعیین کند. همچنین وقت مناسبى را که در آن خواب آلود یا سیر یا گرسنه نبوده و موانع دیگرى نیز نداشته باشد، براى تفکر معین کند.
۱۶ - نمازهاى مستحبى شب قدر و این ماه ، در بخش نمازهاى مستحبى ذکر شده است که ثوابهاى زیادى بر آنها مترتب مى باشد.
۱۷ - از اعمال شب قدر، خواندن دعاى گشودن قرآن و روى سر گذاشتن قرآن مى باشد. به این نیت که عقل و او با این عمل تقویت شده و با دانشهاى قرآن کامل شود و نور عقل با نور قرآن ضمیمه گردد.
۱۸ - در شب قدر، خواندن زیارت امام حسین (علیه السلام ) با بعضى از زیارتهایى که وارد شده است ، مستحب مى باشد.
۱۹ - خواندن سوره روم ، عنکبوت و دخان در شب بیست و سوم ، مستحب مى باشد.
۲۰ - خواندن دعاهایى که در این شبها وارد شده است ، بخصوص دعایى که سید از بعضى کتابهاى کهن نقل نموده و اول آن چنین است : اللهم ان کان الشک فى اءن لیله القدر فیها تقدمها واقع فانه فیک و فى وحدانیتک و تزکیتک الاعمال زائل . مستحب مى باشد.
۲۱ - خواندن دعایى کوچک از امام سجاد (علیه السلام ) در این شب ، مستحب مى باشد که اول آن ((یا باطنا فى ظهوره )) مى باشد؛ دعایى که در یکتا دانستن خداوند کامل مى باشد.
۲۲ - سزاوار است که ساعتى از شب را مخصوص مراقبت قرار داده و در آن ساعت علم پروردگارش را به بدحالى او، قدرتش را بر نجات دادن او، فضل ، بخشش و کرم او را در نظر گرفته و سپس با امیدوارى ، بر در بخشش و کرم او چشم دوخته و در انتظار رحمت و عنایت او باشد.
۲۳ - سزاوار است که شب هاى قدر را با توسل به حامیان معصوم (علیهم السلام )، سپردن عمل به آنان ، عرضه آن به خداوند با دستهاى آنان ، تضرع به درگاه آنان براى اصلاح عمل ختم نماید براى این که آنان به درگاه خداوند تضرع نموده تا او این عمل را قبول و آن را به عمل صالح تبدیل نموده و آن را پرورش دهد.
۲۴ - کار مهم دیگر، وداع ماه رمضان و متاءثر شدن به خاطر جدایى از آن است . در این رابطه دعاها و مناجاتهایى پر ارزش با ماه بزرگ خدا رسیده است .
۲۵ - خوب است که در ساعات پایانى آخرین روز ماه رمضان ، که روز عرضه اعمال ماه است ، با نگهبان روزش که از معصومین (علیهم السلام ) مى باشد، با رعایت آداب تواضع و توسل ، مناجات نماید و آنگونه سخن بگوید که محبت آنان را برانگیخته و باران رحمت و کرامت آنان بر او ببارد. همچنین با معذرت خواهى ، اعمالى را که در این ماه انجام داده است را به آنان واگذارد و با درخواستى تضرع آمیز بخواهد که با شفاعت و دعایشان اعمالش را اصلاح نموده و با تضرع از خدا بخواهند که با عفو فراوان خود، آن را پذیرفته و به چندین برابر اعمال خیر تبدیل نماید. اگر این امور را در اواخر روز، در سجده انجام دهد و این ماه را به حال سجده و گرسنگى به پایان برساند و با این حال وارد شب عید شود، امید است که به کرامتى از جانب خداوند متعال برسد که بالاتر از آرزویش باشد(۱۲).
آداب شب و روز عید فطر
۱ - عبادت در شب عید فطر بسیار مهم است . از امام سجاد (علیه السلام ) روایت شده است که به فرزندانش در مورد این شب سفارش کرده و مى فرمودند: ((این شب کمتر از آن شب نیست .)) منظور حضرت (علیه السلام )، شب قدر بود.
۲ - مهمترین کارها در این شب ، بعد از جستجوى ماه و دیدن آن ، خواندن دعایى است که هنگام دیدن ماه خوانده مى شود و در صحیفه سجادیه نیز آمده است ، همچنین سلام و تضرع کامل به نگهبان شبش که از معصومین (علیهم السلام ) است و توسل جستن به آنان جهت جدیت ایشان در اصلاح اعمال او در این ماه از اعمال این ماه به شمار مى رود.
۳ - غسل کردن به هنگام غروب روز آخر ماه رمضان مستحب است .
۴ - مستحب است که بعد از نوافل مغرب ، در حالى که دست هاى خود را بلند کرده است ، بگوید: یا ذالمن و الطول ، یا مصطفى محمد و ناصره ، صل على محمد و آل محمد و اغفرلى کل ذنب احصیته و هو عندک فى کتاب مبین .
آنگاه سجده کرده و صد بار در سجده بگوید: ((اتوب الى اللّه )) سپس ‍ حاجت خود را طلب کند.
۵ - بعد از نماز مغرب ، عشاء، صبح و عید، این تکبیر را بگوید: الله اکبر لا اله الااللّه و اللّه اکبر و لله الحمد اللّه اکبر و الحمد لله على ما هدانا.
بهتر است این تکبیر را در پى این نمازها، ترک نکند.
۶ - مستحب است بعد از نماز مغرب و عشا، دو رکعت به جا آورده در رکعت اول بعد از سوره فاتحه ، صد بار سوره اخلاص و در رکعت دوم بعد از سوره فاتحه ، یک بار سوره اخلاص را بخواند. آنگاه قنوت خوانده و به رکوع رفته سجده کند و سلام بدهد. آنگاه سجده کرده و در سجده صد بار بگوید:((اتوب الى اللّه )).
۷ - از مهمترین اعمال در این شب ، زیارت امام حسین (علیه السلام ) است .
۸ - از مهمترین کارها، به پایان بردن این شب با تسلیم اعمال به نگهبان شب است .
۹ - روز عید فطر، روزى است که هر کس به تناسب اعمالش در ماه رمضان ، پاداش مى گیرد. در حدیثى امام حسن (علیه السلام ) مى فرماید: ((...به خدا سوگند اگر پرده ها فرو افتد، نیکوکار مى اندیشد که چرا بیشتر عمل نیک انجام ندادم و بدکار مى گوید چرا بد کردم ! و از شانه کردن مو و صاف کردن لباس خود باز مى ماندند.)) از کارهاى مهم در روز عید فطر، توسل به حامى و نگهبان آن روز و شفیع قرار دادن او در اول آن و مبالغه در آن به اندازه بزرگى این روز است .
۱۰ - مستحب است که در روز عید فطر، غسل کند و سزاوار است غسل خود را با ((بسم اللّه )) شروع کرده و بعد از انجام آن ، بگوید: اللهم اجعله کفاره لذنوبى و طهر دینى و اذهب عنى الدرن
(خدایا! این را کفاره گناهانم قرار ده ، دینم را پاک گردان و پلیدیها را در من از بین ببر).
۱۱ - از اعمال این روز خواندن دعاى ندبه و اندوه به خاطر غیبت امام زمان (عج ) و دعا براى فرج او مى باشد.
۱۲ - از اعمال این روز، نماز عید فطر است . سزاوار است که قبل از خروج از منزل ، به نیت انجام دستور خداوند با یک یا چند دانه خرما افطار نموده و دعایى را که در این مورد رسیده است ، بخواند و هنگام برپایى نماز عید به صورت جماعت ، مصیبت غیبت امام زمان (عج ) را به یاد آورد و به یاد داشته باشد که امامت نماز عید از حقوق مخصوص امام زمان (عج ) مى باشد. همچنین سزاوار است که به نیت قرار گرفتن در سایه عنایت خدا، در فضاى بدون سقف ، نماز خوانده و بر خاک بنشیند با روح توجه در نماز، کامل شود.
۱۳ - مستحب است که روز عید فطر را با توسل به نگهبان روز، که از معصومین (علیهم السلام ) مى باشد، به پایان ببرد.
- ماه شوال نیز آدابى دارد مثل روزه گرفتن در روزهاى چهارشنبه و پنج شنبه و آداب دیگرى که در مفاتیح الاجنان و المراقبات ذکر شده است .
از پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) روایت شده است : ((شوال نامیده شد؛ زیرا گناهان مؤ منین در آن از بین مى رود))(۱۳)
آداب ماه ذى القعده الحرام
این ماه اولین ماه از ماههاى حرام است که جنگ با کفار در آن ماهها حرام مى باشد.
از مراقبات این ماه :
۱ - توبه کردن از اعمال گذشته است .
۲ - روزه روزهاى پنج شنبه ، جمعه و شنبه از ماههاى حرام مستحب مى باشد. رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: ((کسى که سه روز از ماه حرام ، پنج شنبه ، جمعه و شنبه را روزه بگیرد خداوند عبادت یک سال را براى او مى نویسد.))
۳ - از کارهاى مهم این ماه ، عمل کردن به دستورالعمل شب نیمه این ماه است . پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: ((شب پانزدهم ذى القعده ، شب مبارکى است . خداوند در آن با رحمت به بندگان مؤ منش ‍ مى نگرد. پاداش کسى که در آن با عمل از خداوند فرمانبردارى کند، مانند پاداش صد روزه دار ملازم مسجد که به اندازه یک چشم بهم زدن نیز نافرمانى خدا را ننموده اند، مى باشد)).
بنابراین انسان باید در نیمه شب ، مشغول طاعت خداوند شده و به دعا و نماز بپردازد.
۴ - کار مهم در این ماه ، آگاهى از نعمت هایى است که خداوند در روز ((دحو الارض )) (بیست و پنجم ذى القعده ) یعنى روز گسترش زمین ، به بشر ارزانى داشته است ؛ زیرا آگاهى از نعمت و کم و کیف آن اولین مرتبه شکر است . در روایات زیادى آمده است که در این روز، کعبه نصب گردیده ، زمین گسترده شده ، آدم (علیه السلام ) پایین آمده است ، خلیل و عیسى علیهما السلام متولد شده اند و رحمت پخش شده است . از امیرالمؤ منین (علیه السلام ) روایت شده است که فرموده اند: ((اولین رحمتى که از آسمان به زمین نازل شد، در بیست و پنجم ذى القعده بود. کسى که این روز را روزه داشته و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را که روزش را روزه و شبش را در عبادت باشد، خواهد داشت . در این روز، یک میلیون رحمت نازل مى شود که نود و نه هزار تاى آن براى روزه داران این روز و عبادت کنندگان این شب خواهد بود.))

۵ - نماز روز دحو الارض دو رکعت مى باشد که در بخش نمازهاى مستحبى آمده است . مستحب است دعایى را که اول آن ((یا داحى الکعبه ...))است را بخواند(۱۴).
 

 

 





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 مرداد 1390  ساعت 06:21 ب.ظ | نظرات (0)

مقدمه

شايد ديده و يا شنيده ايد كه افرادى با داشتن سرمايه ى بسيار و بهره مندى از همه گونه امكانات رفاهى و استفاده از انواع غذاهاى رنگارنگ ، از نعمتى بزرگ يعنى سلامتى محرومند و به همين دليل از زندگى خود لذتى نمى برند! و بالعكس افرادى با خوردن غذايى معمولى و ساده در كمال صحت و سلامت عمرى طولانى مى كنند و از زندگى خود لذت مى برند. به راستى رمز و راز سلامتى در چيست ؟

عده اى چنين تصور مى كنند كه سلامتى فقط با خوردن غذاهاى گوناگون كه سرشار از ويتامين ها، پروتئين ها، مواد معدنى و... باشد بدست مى آيد. حاصل آنكه چنين نيست و آنچه مهم است چگونه خوردن است نه چه چيز خوردن !

درست خوردن تاءثير به سزائى در سلامتى شما دارد و شما را از دچار شدن به بيماريهاى مختلف و امراض گوناگون مصون نگاه مى دارد.
آنچه در اين كتاب مى خوانيد نكته هاى مهمى است كه همه ما براى سالم ماندن و خوب زندگى كردن به دانستن آن نيازمنديم .

اين نكته ها كه برگرفته از كلمات گهربار ائمه معصومين (عليهم السلام ) مى باشد در برگيرنده سه محور مهم در آداب غذا خوردن است :

1 - آدابى كه پيش از غذا خوردن بايد رعايت نمود.

2 - آدابى كه به هنگام غذا خوردن بايد رعايت نمود.

3 - آدابى كه پس از غذا خوردن بايد رعايت نمود.

لطفا با دقت اين نكته ها را بخوانيد و به آن عمل كنيد، تا هميشه جسمى سالم و روحى شاداب داشته باشيد و بدانيد هميشه پيشگيرى بهتر از درمان است . (سید رضا حسینی)


1 - آغاز غذا با نام خدا

غذاى خود را با نام خدا آغاز كنيد.

امیرالمومنین (عليه السلام ) فرمودند:

به هنگام غذا خوردن خداى را ياد كنيد و از بيهوده گوئى اجتناب نمائيد ،

زيرا كه طعام نعمت و رزقى از خداوند است و بر شماست كه در آن خداى را ياد كرده و شكر گوئيد.

(فروع كافى ، ج 6، ص 296)



2 - نمك قبل از غذا

ابتداى غذا، كمى نمك بخوريد

امیرالمومنین (عليه السلام ) فرمودند:

در شروع به غذا خوردن ، نمك بخوريد، اگر مردم مى دانستند نمك چه خاصيتى دارد هر آينه به جاى داروهاى مجرب ديگر آن را انتخاب مى كردند.

(طب الائمه ، ص 70)



3 - شروع با سركه

خوب است غذا را با سركه شروع كنید.

محمد بن على گويد: مردى در خراسان خدمت امام رضا (عليه السلام ) بود. غذايى براى آن حضرت آوردند كه با آن سركه و نمك بود.

آن حضرت آغاز غذا را با سركه شروع كردند، آن مرد گفت : قربانت گردم ، شما به ماها امر كرديد با نمك شروع كنيم ! آن حضرت فرمودند:

اين مثل آن است ، بدرستى كه سركه ذهن را قوى و عقل را زياد مى كند.

(طب و درمان ، ص 140)



4 - شستن دست ها

دست هايتان را قبل و بعد از غذا بشوئيد.

امیرالمومنین (عليه السلام ) فرمودند:

شستن دست ها قبل از غذا، رزق را زياد مى كند، لباس ها را از آلودگى حفظ مى نمايد و چشم را تقويت مى كند.

(خصال ، ص 612)



5 - كم خوردن و سلامت

كمتر غذا بخوريد تا كمتر بيمار شويد.

امیرالمومنین (عليه السلام ) فرمودند:

خوراكت را كم كن تا بيمارى تو كم گردد.

(غررالحكم ، ج 1، ص 114)



6 - كم خوردن و سبك بودن

كمتر غذا بخوريد تا سبكتر باشيد.

پیامبر اکرم (صلى الله عليه و آله ) فرمودند:

محبوبترين شما در پيشگاه خدا آنكس است كه كم خوراكتر و سبكتر باشد.

(كنز العمال ، ج 15، ص 261)



7 - ميانه روى در خوردن

در غذاخوردن ميانه رو باشيد.

امام صادق (عليه السلام ) فرمودند:

هرگاه مردم در خوراك خود ميانه رو باشند، بدن هايشان پايدار و محكم است .

(سفينة البحار، ج 2، ص 79)



8 - سبك خوردن

سعى كنيد سبك و متعادل غذا بخوريد.

امام كاظم (عليه السلام ) فرمودند:

تدبير غذايى و رژيم خوراكى اين نيست كه اصلا چيزى نخورى ولكن رژيم اين است كه چيزى بخورى اما سبك.

(وسائل الشيعه ، ج 17، ص 183)



9 - پرخورى و هوشيارى

از پرخورى بپرهيزيد تا هوشيار بمانيد.

پیامبر اکرم (صلى الله عليه و آله ) فرمودند:

پرخورى موجب از بين رفتن و نابودى هوشيارى و زيركى است .

(مستطرف ، ج 1، ص 180)



10 - پرخورى

از پرخورى بپرهيزيد تا تندرست بمانيد.

امیرالمومنین (عليه السلام ) فرمودند:

يا كميل ! شكمت را از خوراك پر مكن ، براى آب هم جا بگذار و براى هوا هم قرار بده ، تا اشتها دارى دست از خوراك بردار،

اگر اين كارها را انجام دادى خوراك بر تو گوارا گردد، همانا تندرستى با كم خوردن و كم نوشيدن است .

(تحف العقول ، ص 66)
 

- اشتها به غذا

از خوردن غذايى كه بدان اشتها نداريد، بپرهيزيد.

رسول اکرم (صلى الله عليه و آله ) فرمودند:

بر حذر باش از آنكه ، بخورى آنچه را اشتها ندارى كه باعث حماقت و نادانى مى گردد.

(لئالى الاخبار، ش 2)



12 - سير بودن دائمى

از هميشه سير بودن بپرهيزيد.

امیرالمومنین (عليه السلام ) فرمودند:

از هميشه سير بودن و بسيار خوردن بپرهيزيد كه اين كار بيمارى ها و رنج ها را بر مى انگيزاند.

(غررالحكم ، ج 51، ص 151)



13 - حرام خوردن

از غذاى حرام دورى گزينيد.

رسول اکرم (صلى الله عليه و آله ) فرمودند:

هر كه لقمه اى از حرام بخورد، تا چهل شب نمازش مقبول نگردد و تا چهل روز دعايش مستجاب نشود و هر گوشتى كه از حرام برويد، آتش به آن سزاوارتر باشد.

(بحارالنوار، ج 66، ص 314)



14 - غذاى داغ

از خوردن غذا داغ اجتناب نماييد.

امیرالمومنین (عليه السلام ) فرمودند:

غذاى گرم را وا نهيد تا سرد شود زيرا، براى رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) غذا حاضر كردند (ايشان) فرمودند:

وا نهيدش تا سرد شود و قابل خوردن گردد، كه خداى عزوجل آتش به ما نمى خوراند، و بركت در غذاى خنك است .

(فروع كافى ، ج 6، ص 322)



15 - در جمع خوردن

بهتر است در جمع غذا بخوريد.

پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) فرمودند:

محبوبترين خوراكى در پيشگاه خدا چيزى است كه دست ها بر آن زياد باشد. (خورنده ى آن بسيار باشد.)

(نهج الفصاحة ، ص 15)



16 - فوت كردن در ظرف غذا

در ظروف آب و غذا فوت نكنيد.

امام صادق (عليه السلام ) فرمودند:

دميدن در ظرف آب و غذا و در محل سجده مكروه است .

(خصال ، ص 158)



17 - توجه به مستمندان

مستمندان را هنگام خوردن غذا رد نكنيد .

امیرالمومنین (عليه السلام ) فرمودند:

چون سفره ى غذا گذارده شد و، سائل و مستمندى از راه رسيد او را رد نكنيد.

(محاسن برقى ، ص 423)



18 - شام شب

شب ، حتما شام بخوريد ولو به لقمه اى .

امام رضا (عليه السلام ) فرمودند:

شب حتما غذا بخوريد، اگر چه مقدار كمى نان باشد، چون باعث قوت جسم مى شود.

(طب الائمه ، ص 65)



19 - شتاب در خوردن

غذا را خوب بجويد و در خوردن هرگز شتاب نكنيد .

امام صادق (عليه السلام ) فرمودند:

غذا خوردن را طولانى كنيد، زير لحظات آن از عمرتان محسوب نمى شود.

(سفينة البحار، ج 1، ص 27)



20 - راه رفتن و خوردن

سعى كنيد هنگام راه رفتن چيزى نخوريد.

امام صادق (عليه السلام ) فرمودند:

در هنگام راه رفتن چيزى نخوريد، مگر آنكه مجبور باشيد.

(روضة المتقين ، ص 524)
 

- سبزى با غذا

بر روى سفره ى غذا سبزى را فراموش نكنيد

رسول اکرم (صلى الله عليه و آله ) فرمودند:

سفره هاى خودتان را با سبزى ها بيارائيد، زيرا انواع ميكروب ها را نابود مى سازد.

(طب النبى . ص 3 )



22 - غذاى ريخته شده در سفره

بهتر است غذاهاى ريخته شده بر روى سفره را بخوريد

امیرالمومنین (عليه السلام ) فرمودند:

امورى موجب رزق و روزى انسان مى شود : (كه از جمله ى آن امور) - خوردن غذاهاى ريخته شده بر سر سفره است .

(طب و درمان ، ص 49)



23 - نوشيدن بين غذا

سعى كنيد در بين غذا آب نياشاميد

امام رضا (عليه السلام ) فرمودند:

هر كس بخواهد كه معده اش ناراحت نشود، در بين غذا آب نياشامد تا وقتى كه خوردن غذا پايان پذيرد.

هر كس در هنگام خوردن طعام آب بخورد، بدنش مرطوب و معده اش ضعيف گردد و رگ ها جوهر و قوت غذا را نمى گيرند.

(مستدرك الوسائل)



24 - نوشيدن آب با غذاى چرب

از نوشيدن آب ، پس از غذاى چرب اجتناب نمائيد

امام صادق (عليه السلام ) فرمودند:

آب خوردن روى غذاى چرب ، درد را به هيجان آورد.

(وسائل الشيعه ، ج 17، ص 190)



25 - آب سرد و غذاى گرم

از نوشيدن آب سرد پس از غذاى گرم بپرهيزيد

امام رضا (عليه السلام ) فرمودند:

نوشيدن آب سرد پس از غذاى داغ و شيرينى ، باعث از بين رفتن و فساد دندان ها مى گردد.

(بحارالانوار، ج 4)



26 - زياد نوشيدن

از زياد خوردن و زياد نوشيدن بپرهيزيد

رسول اکرم (صلى الله عليه و آله ) فرمودند:

دل هاى خويش را با زياد خوردن و زياد نوشيدن نميرانيد، كه دل چون زراعت است ، وقتى آب آن زياد شد خواهد مرد.

(نهج الفصاحة ، ح 2489)



27 - جرعه جرعه نوشيدن

بهتر است آب را جرعه جرعه بنوشيد

امیرالمومنین (عليه السلام ) فرمودند:

بارها ناظر پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) بودم ، آن حضرت هرگاه آب مى آشاميد، سه مرتبه در بين آشاميدن نفس مى كشيد،

و رد هر مرتبه كه مى خواست شروع به آشاميدن كند به نام خدا شروع مى كردند و بعد از نفس كشيدن الحمدلله مى گفتند.

(بحارالانوار، ج 1، ص 476)



28 - سر كشيدن آب

هنگامى كه آب مى نوشيد آب را يك مرتبه سر نكشيد

رسول اکرم (صلى الله عليه و آله ) فرمودند:

هر وقت تشنه شُديد آنچنان آب بياشاميد كه گويى آب را مى مكيد و هرگز آن را لاجرعه (يكمرتبه ) سر نكشيد، بلكه آن را بمكيد.

(طب النبى ، ص 5)



29 - نوشيدن در ظرف ترك خورده

سعى كنيد در ظروف ترك خورده آب ننوشيد

رسول اکرم (صلى الله عليه و آله ) فرمودند:

از كناره ى دستگيره ى ظرف و جاى شكستگى آن آب نياشاميد.

(سفينة البحار، ج 1)



30 - ايستاده نوشيدن

سعى كنيد ايستاده آب نياشاميد

رسول اکرم (صلى الله عليه و آله ) فرمودند:

فردى از شما ايستاده آب نياشامد.

(طب النبى ، ص 4)
 

- اسراف كردن

در خوردن و نوشيدن از اسراف بپرهيزيد

خداوند سبحان در قرآن كريم مى فرمايد :

بخوريد و بياشاميد ولى اسراف نكنيد، كه خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد.

(اعراف ، آيه 31 )



32 - شكرگزارى بعد از غذا

پايان هر غذا شكرگزارى از نعمت هاى خدا را فراموش نكنيد.

خداوند سبحان در قرآن كريم مى فرمايد :

اى كسانيكه ايمان آورده ايد، از خوراكى هاى پاكيزه اى كه روزى شما قرار داده ايم بخوريد، سپاسگزار خدا باشيد، اگر او را عبادت مى كنيد.

(بقره ، آيه ى 172)



33 - نمك پس از غذا

در پايان غذا هم كمى نمك بخوريد

امام باقر (عليه السلام ) فرمودند :

خداوند به حضرت موسى (عليه السلام ) وحى كرد كه قوم خود را امر كن غذا را با نمك آغاز و با آن پايان دهند،

در غير اين صورت اگر دچار هر بيمارى شدند جز خود را ملامت نكنند.

(طب الائمه)



34 - خلال كردن

پس از صرف غذا، خلال كردن را فراموش نكنيد

رسول اکرم (صلى الله عليه و آله ) فرمودند :

خلال كنيد، چون خلال كردن دهان را پاكيزه مى كند و براى لثه ها خوب است .

(كافى ، ج 6، ص 376)



35 - خلال نكردن

با چوب ريحان و چوب درخت انار خلال نكنيد

امام صادق (عليه السلام ) فرمودند :

از خلال كردن با چوب ريحان و چوب درخت انار بپرهيزيد، كه اين كار رگ جذام را در بدن تحريك مى كند.

(خصال ، ص 63)



36 - شستن دهان

پس از خلال كردن ، دهانتان را حتما بشوئيد

امام حسين (عليه السلام ) فرمودند :

اميرالمؤ منين (علیه السلام) به ما دستور مى دادند تا بعد از خلال كردن ابتدا سه بار دهان را شستشو دهيم و سپس آب بنوشيم .

(النهاية ، ج 2، ص 99)



37 - مسواك كردن

پس از هر غذا مسواك كردن را فراموش نكنيد

رسول اکرم (صلى الله عليه و آله ) فرمودند :

مسواك ده فايده دارد :

دهان را پاكيزه مى كند، موجب رضايت خداوند است ، حسنات را تا هفتاد برابر افزون مى كند، سيره ى من است و استحباب دارد،

زردى دندان را مى زدايد و دندان ها را سفيد مى كند، لثه را محكم مى كند، بلغم را مى برد، ضعف چشم را برطرف مى نمايد و اشتها را زياد مى كند.

(خصال ، ص 481)



38 - استراحت پس از غذا

پس از صرف غذا كمى استراحت نمائيد

امام صادق (عليه السلام ) فرمودند :

به پشت خوابيدن ، پس از خوردن غذا، بدن را فربه و غذا را هضم مى كند و ناراحتى را برطرف مى گرداند.

(معمول امام رضا (عليه السلام ) آن بود كه هرگاه غذا تناول مى كرد به پشت مى خوابيد و پاى راستش را بر روى پاى چپش قرار مى داد.

(سفينة البحار، ج 1، ص 27)



39 - حمام كردن پس از غذا

هرگز با شكم پر حمام نكنيد

امام رضا (عليه السلام ) فرمودند :

با شكم پر حمام نگيريد چون سبب توليد قولنج مى شود.

(رسالة ذهبيه ، 29 - 26)



40 - دو توصيه ى مهم !

تا گرسنه نشديد غذا نخوريد و تا سير نشديد دست از غذا بكشيد

رسول اکرم (صلى الله عليه و آله ) فرمودند:

در حالى غذا بخور كه اشتها داشته باشى و هنگامى دست از غذا بكش ‍ كه هنوز اشتهايت باقى است .

(بحار، ج 62، ص 291)



41 - چهار توصيه مهم !

اين چهار توصيه ى مهم را حتما بكار بنديد

امیرالمومنین (عليه السلام ) به فرزندشان امام حسن (عليه السلام ) فرمودند:

چهار كلمه به تو مى آموزم كه تو را از درمان بى نياز سازد :

- تا گرسنه نباشى غذا مخور، و هنوز مايل به غذا باشى دست از آن بردار، غذا را به جا و نيكو بخور (خوب بجو) ،

هنگامى كه خواستى به بستر روى خود را به بيت الخلاء عرضه كن (به مستراح برو)

(خصال ، ج 60)

و اما چند تذكر...

1 - هميشه سعى كنيد از غذاهاى بهداشتى و تازه استفاده نمائيد.

2 - از غذاهاى متنوع استفاده كنيد تا نياز بدنتان به ويتامين هاى گوناگون را فراهم آوريد.

3 - هنگام خوردن غذا در جمع ، به ظرف غذاى ديگران نظر نيندازيد.

4 - بهتر است پس از صرف غذا براى هضم غذا، كمى قدم بزنيد.

5 - از افراط در خوردن غذاهاى چرب ، سرخ كردنى ها و شيرينى جات بپرهيزيد.

و...

درست بخوريد تا هميشه سالم بمانيد.
 





نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 مرداد 1390  ساعت 06:12 ب.ظ | نظرات (0)

آداب معاشرت درقران
قسمت دوم
۱ - ۴ - آداب نشستن

ديگر از آداب معاشرت كه در قرآن كريم مورد تاكيد واقع شده اين است كه در مجالس طورى بنشينند كه اگر تازه واردى، آمد جاى نشستنش باشد. معمولا مجالس ظرفيت محدودى دارد و اگر همه افراد بخواهند آزاد و راحت‏بنشينند ممكن است جا براى ديگران تنگ بشود از اين رو دستور داده شده كه در مجالس وقتى به شما گفته مى‏شود كه جا باز كنيد تنگتر بنشينيد و جا به ديگران بدهيد كه خدا هم به شما وسعت‏بدهد. در آيه ۱۱ سوره مجادله مى‏فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا اذا قيل لكم تفسحوا فى المجالس فافسحوا يفسح الله لكم‏» درباره شان نزول اين آيه گفته‏اند: كسانى كه خدمت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم شرفياب مى‏شدند دور پيغمبر تنگاتنگ حلقه مى‏زدند و كسانى كه بعد مى‏آمدند ديگر جا براى ايشان نبود اين است كه در اين آيه اشاره مى‏فرمايد طورى نباشد كه اگر كسى كارى دارد يا مى‏خواهد سخنى از پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم بشنود جا براى او نباشد.

بعد اضافه مى‏فرمايد: «و اذا قيل انشزوا فانشزوا» بعضى از مفسران گفته‏اند كه منظور اين است كه اگر شخص محترمى وارد شد و به شما گفته شد بلند شويد و جاى خود را به او بدهيد اين كار را انجام بدهيد و در ذيل آيه دارد: «يرفع الله الذين آمنوا منكم والذين اوتوا العلم درجات‏» اين ذيل مى‏تواند مؤيدى براى اين تفسير باشد كه در بين شما كسانى هستند كه مزايايى دارند و احترامشان براى شما لازم است از جمله مؤمنين خالص و علماى ربانى كه نزد خدا محترمند و خدا آنها را بلند مرتبه قرار مى‏دهد. «اذا قيل انشزوا» يعنى هنگامى كه به شما گفتند برخيزيد تا شخص محترمى بنشيند، برخيزيد و به او جا بدهيد و بى‏احترامى نكنيد زيرا اشخاص متقى و عالم، نزد خداى متعال مقامى بلند دارند.
۱ - ۵ - گوش سپردن به سخن

يكى ديگر از آدابى كه از سيره پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم استفاده مى‏شود و در قرآن كريم هم به آن اشاره شده نكته‏اى است كه در باب مديريت‏خيلى مهم است. كسانى كه در جامعه، شاخصند و نوعى رهبرى و پيشوايى دارند طبعا ديگران به آنها مراجعه مى‏كنند و انتقادها و پيشنهادهايى دارند و مسائلى را درباره مصالح و مفاسد جامعه مطرح مى‏كنند كه بسيارى از آنها صحيح و قابل قبول نيست اما شنونده در مقابل اين سخنان بايد چه عكس العملى نشان بدهد؟ آيه‏اى هست كه از آن استفاده مى‏شود كه سيره پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم اين بود كه به همه حرفها درست گوش مى‏دادند و به اصطلاح خودمان تو ذوق طرف نمى‏زدند و اگر حرفش هم صحيح نبود به رويش نمى‏آوردند.

منافقان اين مطلب را براى پيغمبر، عيب مى‏دانستند و مى‏گفتند: اين شخص، فقط گوش و «اذن‏» است و هر كس هر چه مى‏گويد گوش مى‏كند. در آيه ۶۱ سوره توبه مى‏فرمايد: «و منهم الذين يؤذون النبى و يقولون هو اذن‏» منافقان درباره پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم مى‏گفتند «اذن‏» است‏يعنى فقط گوش است و همه سخنان را مى‏شنود و نقض و ابرامى نمى‏كند.

خداى متعال در جواب ايشان مى‏فرمايد: «قل اذن خير لكم يؤمن بالله و يؤمن للمؤمنين و رحمة للذين آمنوا منكم والذين يؤذون رسول الله لهم عذاب اليم‏»

درباره اين تعبير «يؤمن بالله و يؤمن للمؤمنين‏» مفسران وجوهى ذكر كرده‏اند كه چرا در يك جا متعلق «يؤمن‏» با حرف «با» ذكر شده (بالله) و در جاى ديگر با حرف لام (للمؤمنين) و فرق اينها چيست؟ يكى از بهترين وجوه اين است كه فرق بين اين دو تعبير، اشاره به تصديق خبر و تصديق مخبر است. توضيح آن كه: كلمه «يؤمن‏» كه متضمن معناى تصديق است‏با حرف «باء» متعدى مى‏شود و دلالت‏بر تصديق به واقعيت و محتواى خبر دارد; مثلا «ايمان بالله‏» به معناى تصديق به وجود خداى متعال است و «ايمان به انبيا و كتابهاى آسمانى‏» به معناى راست‏شمردن ادعاى پيامبران و تصديق به صحت محتواى كتابهاى آسمانى است، اما هنگامى كه با «لام‏» ذكر مى‏شود دلالت‏بر تصديق گوينده دارد اعم از اين كه سخنش را مطابق با واقع هم بداند يا نداند; يعنى معنايش اين است كه دروغ عمدى به گوينده نسبت نمى‏دهد ولى معنايش اين نيست كه محتواى سخن او را هم تصديق مى‏كند و به اصطلاح تعبير اول، به معناى تصديق خبر است و تعبير دوم به معناى تصديق مخبر، خواه همراه با تصديق خبر هم باشد يا نباشد; يعنى وقتى شخص مؤمنى مى‏آمد به پيغمبراكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم عرض مى‏كرد كه فلان مطلب چنان است پيغمبر نمى‏فرمود: تو دروغ مى‏گويى يعنى مى‏خواهى خلاف واقع بگويى، اما معنايش تصديق به صحت محتواى سخن نبود و اگر آن مطلب احتياج به تحقيق داشت آن را تحقيق مى‏كرد كه آيا درست است‏يا نه. و اين لسان مدحى است‏براى پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم. و از اين آيه مى‏توان استفاده كرد كه ساير رهبران و كسانى كه مرجع مردم هستند بايد در برخوردشان با ديگران اين طور باشند وقتى كسى حرفى به ايشان مى‏زند درست گوش بدهند و قيافه‏شان قيافه كسى باشد كه او را تصديق مى‏كند اما معنايش اين نيست كه ترتيب اثر هم به حرف طرف بدهند.

در شان نزول اين آيه گفته شده كه شخصى از منافقان خدمت پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم مى‏نشست و سخنان آن حضرت را براى دوستان خود نقل مى‏كرد (در روايات شيعه، نام وى عبدالله بن مطعم ذكر شده است). جبرئيل به پيغمبراكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم خبر داد كه اين شخص، سخن‏چين است و گفت‏گوهايى را كه در حضور شما انجام مى‏گيرد براى منافقان نقل مى‏كند. حضرت او را خواستند و به او گفتند كه آيا تو براى منافقين خبر چينى مى‏كنى؟ گفت: نه، چنين چيزى نيست. گفتند: بسيار خوب، ولى مبادا از اين كارها بكنى. او رفت و پشت‏سر پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم گفت كه اين شخص «اذن‏» (گوش) است هر كس هر چه مى‏گويد قبول مى‏كند، به او گفته بودند كه من اخبار را نقل مى‏كنم او هم قبول كرده بود، و من آن را انكار كردم، از من هم قبول كرد!
۱ - ۶ - صحبت درگوشى (نجوا)

يكى ديگر از مسائلى كه در معاشرتها مطرح مى‏شود و در چند مورد در قرآن كريم به آن اشاره شده نجوا و درگوشى صحبت كردن است. در يك جمعى كه افراد مختلفى حضور دارند اگر دو نفر با هم خصوصى و درگوشى صحبت كنند طبعا موجب رنجش ديگران مى‏شود و در دلشان مى‏گويند چرا مطلبى را مى‏خواهند از ما پنهان كنند و ما را نامحرم حساب مى‏كنند؟ اما گاهى مواردى پيش مى‏آيد كه اين كار ضرورت پيدا مى‏كند; مثلا شخصى يك مساله خصوصى دارد و نمى‏خواهد ديگران بفهمند ناچار مى‏بايست‏بطور خصوصى و نجوا مطرح بكند، البته اگر بتواند در جايى كه ديگران نباشند بگويد خيلى بهتر است ولى گاهى وقت تنگ است و بايد زودتر به طرف گفت. يا اين كه مطلبى مربوط به مصالح حكومتى است كه فقط بايد رهبران قوم بدانند يا مربوط به اسرار نظامى است كه نبايد ديگران مطلع شوند يا براى اين كه آبروى كس ديگرى محفوظ باشد احتياج پيدا مى‏شود كه مطلب بطور خصوصى مطرح بشود; مثلا كسى مى‏خواهد كمكى براى شخص فقيرى بگيرد اگر در حضور جمع مطرح بكند آبروى طرف ريخته مى‏شود بدون اين كه ضرورتى داشته باشد يا اين كه دو نفر كدورتى دارند و كسانى مى‏خواهند آنان را اصلاح بدهند اگر علنى مطرح كنند نقض غرض مى‏شود، زيرا در «اصلاح ذات البين‏» گاهى اقتضا مى‏كند كه برنامه‏ريزى بشود و مى‏دانيد در اصلاح ذات البين گاهى گفتن دروغ هم جايز و بلكه مطلوب است مثل اين كه به طرف بگويند فلانى نسبت‏به شما خوش بين است و ارادت دارد.

بطور كلى در موارد مختلفى احتياج به برخوردهاى خصوصى و گفت‏گوهاى سرى و درگوشى پيدا مى‏شود. مواردى هم هست كه بر عكس اين درگوشيها درست‏برخلاف مصلحت است مثل توطئه‏هايى كه منافقين مى‏كردند آنها هم كارهايى را كه مى‏خواستند انجام بدهند فقط با همكارانشان مطرح مى‏كردند.

در قرآن كريم به انواع نجوا اشاره شده است در بعضى از آيات بطور كلى سفارش مى‏كند كه در نجواهايتان تقوا را رعايت كنيد و توجه داشته باشيد كه سخنان محرمانه شما را خدا مى‏شنود بنابراين چيزى نگوييد كه خلاف مصلحت اسلام و بر خلاف تقوا باشد. در بعضى از آيات نجواهاى خلاف مصلحت را منع فرموده و مردم را از آن برحذر داشته است و در بعضى از آيات گفته شده كه نجوا براى كارهاى صحيح اشكال ندارد و مواردى را ذكر فرموده كه نجوا گفتن در آنها مانعى ندارد.

در سوره مجادله چندين آيه در مورد نجوا است و به اين صورت شروع مى‏شود: «الم تر ان الله يعلم ما فى السموات و ما فى الارض ما يكون من نجوى ثلاثة الا هو رابعهم و لا خمسة الا هو سادسهم و لا ادنى من ذلك و لا اكثر الا هو معهم اين ما كانوا ثم ينبئهم بما عملوا يوم القيمة ان الله بكل شى‏ء عليم‏» (۱) اگر سه نفر باشيد خدا چهارمى شماست و اگر پنج نفر باشيد ششمى شماست و اگر كمتر باشيد مثلا دو نفر باشيد خدا سومى است و اگر بيشتر باشيد مثلا هفت نفر باشيد خدا هشتمى است. بنابراين به حضور خداى متعال در همه جا توجه داشته باشيد و رعايت تقوا را بكنيد.

درباره اين آيه، نكته‏هاى تفسيرى متعددى هست كه مفسران ذكر كرده‏اند از جمله درباره «معيتى‏» است كه خداى متعال در اين جا براى خودش ذكر مى‏فرمايد: «و لا ادنى من ذلك و لا اكثر الا هو معهم‏» بدون شك خداى متعال يك موجودى در عرض موجودات ديگر نيست كه شماره‏بندى بكنيم و بگوييم مثلا پنج انسان به علاوه خدا مى‏شود شش موجود. و اين همان مطلبى است كه حكما فرمودند كه وحدت خدا، وحدت عددى نيست زيرا عدد و شمارش در مورد موجوداتى به كار مى‏رود كه در عرض هم هستند و با افزودن يكى بر ديگرى، موجوديت آنها افزايش مى‏يابد. پس منظور از اين كه خدا ششمين از پنج نفر هست فقط اشاره به حضور خداى تعالى و قيوميتى است كه خداى متعال در همه جا و نسبت‏به همه چيز دارد.

بعد از اين آيه مى‏فرمايد: «الم تر الى الذين نهوا عن النجوى ثم يعودون لما نهوا عنه‏» نمى‏بينيد كسانى را كه نهى شدند از نجوا باز هم همان كار را ادامه مى‏دهند. اين اشاره است‏به نهى منافقان از نجوا و نيز نجوا در مورد كارهايى كه موجب مفسده اجتماعى است. بعد توضيح مى‏دهد: «ويتناجون بالاثم والعدوان و معصيت الرسول‏» اينها كسانى هستند كه با اين كه به آنها گفته شده نجوا نكنيد در عين حال نجوا مى‏كنند و محتواى نجواى آنان گناه و عدوان و تجاوز به حقوق ديگران و مخالفت و نافرمانى با پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم است.

ميان اين سه چيزى كه در اين آيه ذكر شده مى‏توان به اين صورت فرق گذاشت كه «اثم‏» يعنى گناهى كه مورد نهى خداى متعال است اما تجاوز بر ديگران نيست مانند شرب خمر و عدوان، در مقابل اثم، گناهى است كه موجب تضييع حقوق ديگران مى‏شود. البته ممكن است «اثم‏» هم ارتباط با ديگران پيدا بكند اما اصالتا حيثيت «اثم‏» همان حيثيت گناه شخصى است. اما «معصية الرسول‏» در مقابل «معصية الله‏» نافرمانى پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم در امور ولايتى و حكومتى است، چون بياناتى كه پيغمبر اكرم مى‏فرمايد گاهى به عنوان ابلاغ رسالت الهى است، كه اطاعت اين اوامر و نواهى همان اطاعت‏خداست، چون پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم نقشى جز واسطه بودن و رسول بودن را در اين جاها ندارد اما گاهى اوامرى است كه شخص پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم صادر مى‏كنند طبق مقامى كه خداى متعال به ايشان مرحمت فرموده و ولايتى كه بر مردم دارند منظور از معصية الرسول نافرمانى پيغمبر در اين گونه دستورهاى حكومتى و ولايتى است.

درگوشيهاى منافقان درباره اين چيزها بود يا مى‏خواستند گناهى را دور از چشم ديگران مرتكب شوند و يا با هم براى مخالفت‏با پيغمبراكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم توطئه مى‏كردند كه چيزهايى را كه ايشان دستور مى‏دهند عمل نكنند و مخالفت نمايند.

«و اذا جاؤك حيوك بما لم يحيك به الله‏» اينها كسانى هستند كه وقتى در حضور تو مى‏آيند تحيتهايى به تو مى‏گويند كه خدا آن تحيتها را نفرموده است. در روايات آمده است كه اين جمله اشاره به يهوديانى است كه خدمت پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم مى‏رسيدند و به جاى سلام، «سام‏» مى‏گفتند (سام در لغت عبرى به معناى مرگ است) و چنين وانمود مى‏كردند كه اداى احترام مى‏كنند. و مى‏توان ذيل آيه را مؤيد آن قرار داد كه مى‏فرمايد: «ويقولون فى انفسهم لولا يعذبنا الله بما نقول‏» پيش خودشان مى‏گفتند كه چرا خدا ما را به واسطه اين سخنان عذاب نمى‏كند؟ «حسبهم جهنم يصلونها فبئس المصير» (۲) خدا ايشان را عذاب خواهد كرد و براى عذابشان جهنم كافى است و احتياجى نيست كه آنان را در دنيا عذاب كنيم.

به هر حال اين آيه نهى از نجوا و سخن محرمانه‏اى مى‏كند كه محتوايش نامطلوب باشد و برخلاف مصلحت و حق باشد. بعد مى‏فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا اذا تناجيتم فلاتتناجوا بالاثم والعدوان‏» از اين آيه استفاده مى‏شود كه مطلق تناجى و درگوشى گفتن نامطلوب نيست از اين روى، تاكيد مى‏كند كه اگر زمانى لازم شد كه سخن محرمانه‏اى بگوييد مواظب باشيد كه در سخنانتان اثم و عدوان و معصيت پيغمبر نباشد: «فلاتتناجوا بالاثم والعدوان و معصيت الرسول و تناجوا بالبر و التقوى‏» پس مطلق نجوا هميشه مذموم نيست و در صورتى كه مقتضاى بر و تقوا اين باشد كه شخص نجوا بگويد و خصوصى صحبت كند اشكالى ندارد: «واتقوا الله الذى اليه تحشرون‏».

در آيه بعد اشاره مى‏فرمايد به نجواهاى مذموم: «انما النجوى من الشيطان ليحزن الذين آمنوا و ليس بضارهم شيئا الا باذن الله و على الله فليتوكل المؤمنون‏» روشن است نجوايى كه كار شيطان است همان نجواى مذموم است، زيرا تناجى به بر و تقوا در جمله «و تناجوا بالبر و التقوى‏» تجويز شده است; يعنى نجوايى كه به بر و تقوا نيست و مصلحتى ندارد يك كار شيطانى است، و شيطان اين كار را به مردم القا مى‏كند تا مؤمنان را ناراحت كند «ليحزن الذين آمنوا» زيرا وقتى مؤمنان مى‏بينند كه چند نفر خصوصى صحبت مى‏كنند ناراحت مى‏شوند كه چرا از ما پنهان مى‏كنند و چه مطلبى هست كه ما را مطلع نمى‏كنند، شايد مى‏خواهند بلايى سر ما بياورند «و ليس بضارهم شيئا» كارهاى منافقان ضررى به مؤمنان نمى‏زند «الا باذن الله‏» مؤمن بايد توجهش به خدا باشد. البته ممكن است كسانى توطئه‏هايى بكنند و با نجوا و در گوشى و قراردادهاى محرمانه اسباب زيانى براى مؤمنين فراهم بكنند ولى مؤمن بايد توجهش به خدا باشد كه هيچ چيزى بدون اذن خدا اثر نمى‏كند و اين يك تربيت توحيدى است كه مؤمن بايد توجهش به خدا باشد: «و على الله فليتوكل المؤمنون‏» (۳) توكلشان بايد بر خدا باشد و از او بخواهند كه توطئه‏هاى ديگران را خنثى كند، البته وظايف ديگرى هم دارند كه بايد انجام بدهند ولى توجه و اعتماد قلبى‏شان بايد بر خدا باشد، نه از كار كسى بترسند كه مستقلا ضررى به ايشان بزند و نه اميدشان به ديگران باشد، اميدها بايد به خدا باشد و خوف هم بايد از خدا باشد.

از مجموع اين آيات به دست مى‏آيد كه ما چند نوع نجوا داريم: نجوايى كه بر اساس بر و تقوا و به خاطر تامين مصلحتى است كه اشكالى ندارد: «و تناجوا بالبر و التقوى‏» و نجوايى كه براى مخالفت‏خدا و پيغمبر است و محتوايش اثم و عدوان و معصية الرسول است و از گناهان به شمار مى‏رود و مى‏بايست ترك بشود. و اما نجواهاى عادى كه نه مصلحتى بر آن مترتب بشود و نه براى زيان زدن به مؤمنان است فى حد نفسه كار مطلوبى نيست و شايد اطلاق «انما النجوى من الشيطان ليحزن الذين آمنوا» شامل آن هم بشود. اين كار برخلاف ادب است كه در حضور ديگران دو نفر با هم درگوشى صحبت كنند و نتيجه‏اش حزن مؤمنين است و شيطان آدمى را وادار مى‏كند كه كارى انجام دهد كه موجب ناراحتى ديگران بشود.

انگيزه‏هاى شيطانى براى نجوا مختلف است; مثلا كسانى مى‏خواهند خودنمايى بكنند كه ما يك خصوصيتى با اين شخص داريم و سخنان محرمانه‏اى با يكديگر داريم كه ديگران نبايد از آنها باخبر شوند، اين گونه انگيزه‏ها صرف نظر از آثار سويى كه بر نجوا مترتب مى‏شود، خود به خود ضد ارزش است.

در همين سوره اشاره مى‏فرمايد به مطلبى كه در زمان پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم اتفاق افتاد و آن اين بود كه كسانى زياد به آن حضرت مراجعه مى‏كردند و تقاضاى ملاقات خصوصى داشتند و اين كار مشكلاتى را براى پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم به وجود مى‏آورد هم وقت آن حضرت را مى‏گرفت و مانع مى‏شد از اين كه به كارهاى مهمترى بپردازند، و هم كسانى از اين كار سوء استفاده مى‏كردند و چنين وانمود مى‏كردند كه ما با پيامبر خصوصيتى داريم كه بايد حرفها را محرمانه با ايشان بزنيم. خداى متعال دستور داد كه هر كس مى‏خواهد با پيغمبر نجوا بكند و ملاقات خصوصى داشته باشد بايد صدقه‏اى بدهد: «يا ايها الذين آمنوا اذا ناجيتم الرسول فقدموا بين يدى نجويكم صدقة ذلك خير لكم و اطهر فان لم تجدوا فان الله غفور رحيم‏» (۴) هر كس توانايى دارد موظف است قبل از اين كه با پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم ملاقات خصوصى داشته باشد صدقه‏اى بدهد. محدثان نقل كرده‏اند كه تنها كسى كه به اين آيه عمل كرد حضرت اميرالمؤمنين‏عليه السلام بودند كه يك دينار داشتند و اين دينار را تبديل به ده درهم كردند و هر وقت مى‏خواستند با پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم صحبت كنند يك درهم صدقه مى‏دادند و هيچ كس ديگر به اين آيه عمل نكرد. بعد اين آيه نسخ شد و آيه بعدى ناسخ همين آيه است «ءاشفقتم ان تقدموا بين يدى نجويكم صدقات‏» ترسيديد كه اگر قبل از نجوا صدقه بدهيد فقير بشويد «فاذ لم تفعلوا و تاب الله عليكم فاقيموا الصلاة و آتوا الزكوة و اطيعوا الله و رسوله والله خبير بما تعملون‏» (۵) حالا كه شما اين دستور را عمل نكرديد خدا هم بر شما بخشيد «تاب عليكم‏» و اين حكم را از شما برداشت‏برويد ساير تكاليفى كه داريد انجام بدهيد; نمازتان را بخوانيد، روزه‏تان را بگيريد و كارهاى خير انجام بدهيد. اين يكى از آيات منسوخه است و شايد كمتر كسى در منسوخ بودنش شبهه‏اى داشته باشد. با تشريع اين حكم، معلوم شد كسانى كه اصرار داشتند با پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم نجوا بگويند و ملاقات خصوصى داشته باشند اين ملاقاتها براى ايشان يك درهم هم نمى‏ارزيد و معلوم شد كه اين ملاقاتها مصلحتى و لزومى نداشته است.

در آيه ۱۱۴ سوره نساء موارد نجواى صحيح ذكر شده است; نخست مى‏فرمايد: «لاخير فى كثير من نجويهم‏» در بسيارى از نجواها خيرى نيست. اين لسان نكوهش است; يعنى كارى كه فايده ندارد چرا انجام مى‏دهيد؟ بعد مواردى را استثنا مى‏كند: «الا من امر بصدقة او معروف او اصلاح بين الناس‏» مگر كسى كه نجوا را وسيله‏اى براى وادار كردن كسى به صدقه قرار دهد. كسانى هستند كه از خودشان خدمتى برنمى‏آيد ولى مى‏توانند وساطت در خير بكنند و براى اين كه آبروى طرف ريخته نشود بطور خصوصى مطرح مى‏كنند. «او معروف‏» يا مى‏خواهند امر به معروف كنند اما براى اين كه در حضور مردم خجالت نكشد بطور خصوصى به او مى‏گويند. «او اصلاح بين الناس‏» يا اين كه مى‏خواهند مقدمات اصلاح بين دو نفر را فراهم بكنند اول خصوصى با هم صحبت مى‏كنند كه چگونه با او برخورد بكنيم كه كار اصلاح بشود. «و من يفعل ذلك ابتغاء مرضات الله فسوف نؤتيه اجرا عظيما» نه تنها اين گونه نجواها بد نيست‏بلكه كسانى كه براى رضاى خدا چنين كارهايى را انجام بدهند اجر عظيمى خواهند داشت.
آية الله محمد تقى مصباح يزدى

ادامه دارد
پاورقيها:
۱) مجادله(۵۸) آيه‏۷.
۲) همان، آيه‏۸.
۳) همان، آيه‏۱۰.
۴) همان، آيه‏۱۲.
۵) همان، آيه‏۱۳.
پاسداراسلام - شماره ۱۷۰
 





نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 مرداد 1390  ساعت 06:12 ب.ظ | نظرات (0)

قسمت اول

بحث درباره آداب معاشرت است. در اين باره در قرآن كريم مسائلى مطرح شده كه بعضى از آنها عموميت دارد و بعضى درباره رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم است كه شايد با بيانى كه عرض مى‏كنيم كمابيش قابل توسعه باشد.
۱- آداب عمومى

آنچه مربوط به عموم افراد است، آدابى چند است كه در اين جا به بعضى از آنها اشاره مى‏كنيم:

در سوره نور چندين آيه هست كه كما بيش با هم مربوط است و از آيه ۲۷ شروع مى‏شود: «يا ايها الذين آمنوا لاتدخلوا بيوتا غير بيوتكم حتى تستانسوا و تسلموا على اهلها ذلكم خير لكم لعلكم تذكرون × فان لم تجدوا فيها احدا فلاتدخلوها حتى يؤذن لكم و ان قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو ازكى لكم والله بما تعملون عليم; اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، به خانه‏هايى كه خانه‏هاى شما نيست داخل مشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام گوييد. اين براى شما بهتر است، باشد كه پند گيريد. و اگر كسى را در آن نيافتيد پس داخل مشويد تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد: «برگرديد»، پس برگرديد، كه آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مى‏دهيد داناست.»
۱ - ۱ - ورود به خانه‏ها

وارد شدن به خانه ديگران به چند صورت تصور مى‏شود: الف - شخص علم دارد به اين كه صاحب خانه راضى است. ب - مورد شك است. ج - علم دارد به اين كه راضى نيست.

روشن است در جايى كه انسان، علم به عدم رضايت دارد يا اذن بگيرد ولى جواب رد بشنود نبايد وارد بشود: «و ان قيل لكم ارجعوا فارجعوا» اگر كسى خواست وارد منزل كسى بشود و اجازه خواست و گفتند «برگرديد» يعنى اجازه ندادند اصرار نكند و برگردد. اين براى شما بهتر و براى مصالح جامعه اسلامى مفيدتر است.

صورت ديگر اين است كه علم دارد به اين كه طرف راضى است‏يا قبلا چنين اجازه‏اى را گرفته يا از نحوه رفتار و گفتار صاحب‏خانه به دست آورده است، در آن‏جا هم ورود جايز است منتهى آدابى دارد: يكى از آدابى كه مى‏بايست رعايت‏بكند اين است كه سرزده وارد نشود اگر دوستانى با همديگر روابطى دارند يا كسانى براى حاجتى - مادى يا معنوى - به كسى مراجعه مى‏كنند، چون ممكن است‏شخص در داخل خانه‏اش آمادگى براى پذيرش نداشته باشد يا در حالى باشد كه نمى‏خواهد كسى او را در آن حال يا به آن صورت ببيند اين است كه در اسلام تاكيد مى‏شود كه «استيناس‏» كنيد. استيناس كردن; يعنى انجام دادن كارى كه توجه را جلب بكند و در روايات در توضيحش آمده كه صدا بزنيد يا تنحنح بكنيد تا خودش را آماده كند. ضمنا دستور مى‏دهد كه سلام هم بكنيد «حتى تستانسوا و تسلموا على اهلها» كه بعدا جداگانه درباره آن بحث‏خواهيم كرد.

اما اگر شخصى خواست وارد اتاق يا خانه‏اى بشود كه كسى در آن نيست و مثلا در زد و كسى جواب نداد و فهميد كه كسى آن جا نيست كه از او اجازه بگيرد در اين صورت هم وارد نشود: «فان لم تجدوا فيها احدا فلاتدخلوها حتى يؤذن لكم‏» طبعا وقتى كسى نباشد اذن هم تحقق نمى‏يابد پس شما بايد وارد نشويد تا كسى پيدا شود و به شما اذن بدهد.

مواردى هست كه رفت و آمد افراد با هم خيلى زياد است; مثلا اهل يك خانه كه در اتاقهاى متعددى زندگى مى‏كنند رفت و آمد متعارف دارند: بچه‏ها وارد اتاق پدر و مادرشان مى‏شوند يا كسانى كه در خانه كار مى‏كنند مانند كلفت و نوكر و عبيد و امايى كه سابقا بودند و در خانه كار مى‏كردند، آيا هر دفعه‏اى كه مى‏خواهند بيايند لازم است اذن بگيرند يا نه؟ در آيه ۵۸ سوره نور مى‏فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا ليستاذنكم الذين ملكت ايمانكم والذين لم يبلغوا الحلم منكم ثلاث مرات‏» كسانى كه مملوك شما هستند و در خانه شما كار مى‏كنند و همين طور بچه‏هايى كه به حد تكليف نرسيده‏اند سه مرتبه در شبانه روز اذن بگيرند: پيش از نماز صبح، موقع ظهر و بعد از نماز عشا. اينها مواقعى است كه معمولا انسان استراحت مى‏كند و دلش مى‏خواهد تنها باشد. و در آيه بعد مى‏فرمايد: «و اذا بلغ الاطفال منكم الحلم فليستاذنوا كما استاذن الذين من قبلهم‏» اما اگر بچه‏ها به حد تكليف رسيدند بايد مثل سايرين اجازه بگيرند; يعنى غير از سه مرتبه‏اى كه گفته شد هر وقت ديگر هم مى‏خواهند وارد بشوند بايد اجازه بگيرند.
۱ - ۲ - آداب غذا خوردن

و اما درباره غذاخوردن در خانه ديگران، مواردى هست كه هر چند اذن صريحى از طرف صاحب خانه نباشد جايز است و آنها مواردى است كه معمولا انسان علم به رضايت طرف دارد و اگر كسى راضى نباشد بايد تصريح كند. در آيه ۶۱ از همين سوره پس از اشاره به افرادى كه معذوريتهايى دارند «ليس على الاعمى حرج و لا على الاعرج حرج و لا على المريض حرج‏» مى‏فرمايد: «و لا على انفسكم ان تاكلوا من بيوتكم او بيوت آبائكم او بيوت امهاتكم او بيوت اخوانكم او بيوت اخواتكم او بيوت اعمامكم او بيوت عماتكم او بيوت اخوالكم او بيوت خالاتكم او ما ملكتم مفاتحه او صديقكم ليس عليكم جناح ان تاكلوا جميعا او اشتاتا» مفسران فرموده‏اند كه منظور از «بيوتكم‏» بيوت فرزندانتان است; يعنى خانه فرزندان به منزله خانه خودتان است. از اين آيه شريفه استفاده مى‏شود كه خويشاوندان نزديك براى استفاده از ماكولات در خانه يكديگر نيازى به اذن گرفتن ندارند همچنين خانه دوستى كه كليدش را در اختيار شما گذاشته است و در واقع در اين موارد «اذن فحوى‏» وجود دارد «ليس عليكم جناح ان تاكلوا جميعا او اشتاتا» وعده‏اى مشغول غذا خوردن باشند يا تنها باشيد اما وقتى مى‏خواهيد وارد بشويد اين آداب را رعايت كنيد: «فاذا دخلتم بيوتا فسلموا على انفسكم تحية من عندالله مباركة طيبة‏» وارد خانه كه مى‏شويد سلام كنيد «فسلموا على انفسكم‏» مفسران فرموده‏اند كه اين آيه از مواردى است كه همه مؤمنين به منزله يكديگر حساب شده‏اند. و سلام كردن به ديگران سلام كردن به خودتان تلقى شده است و بعضى گفته‏اند كه از اين آيه استفاده مى‏شود كه اگر كسى هم در خانه نباشد بر خودتان سلام كنيد.

«تحية من عندالله مباركة طيبة‏» اين سلام كردن تحيتى است از ناحيه خدا و هم مبارك و پربركت است و هم طيب و خوش; پربركت است‏يعنى آثار خيرى بر آن مترتب مى‏شود و طيب است‏يعنى نفوس مى‏پسندند و خوششان مى‏آيد و احساس آرامش مى‏كنند. از اين جهت مناسب است‏بحثى درباره سلام كردن و آيات مربوط به آن داشته باشيم.
۱ - ۳ - آداب سلام

سلام كه با سلامت، هم خانواده است معنايش نفى خطر يا ملزوم آن است. اين شعار اسلامى كه به عنوان تحيت ادا مى‏شود و در قرآن كريم مورد تاكيد قرار گرفته، شايد يكى از حكمتهايش اين باشد كه هر انسانى در زندگى دايما نگرانيها، خوفها و دل واپسيهايى دارد و با هر كسى مواجه مى‏شود چون احتمال مى‏دهد كه از ناحيه وى ضررى به او برسد اين نگرانى را دارد. پس اولين چيزى كه در هر برخوردى مطلوب است رفع اين نگرانى است، يعنى انسان احساس كند كه از طرف آن شخص ضررى به او نمى‏رسد و هيچ چيز براى انسان مهمتر از دفع ضرر نيست و بعد نوبت مى‏رسد به جلب منفعت. اين است كه در اولين برخورد بهترين چيزى كه بايد رعايت‏بشود همين تامين دادن به طرف است كه از ناحيه من به شما ضررى نمى‏رسد.

بد نيست اشاره بكنيم به مكتب اگزيستانسياليسم كه پيروان آن معتقدند: اصولا زندگى با دلهره و اضطراب، توام است و حيات بدون دلهره و اضطراب امكان ندارد. البته آنان در اين باره افراط و مبالغه كرده‏اند ولى اين حقيقتى است كه يك موجود ذى شعور اولين چيزى كه موجب توجهش قرار مى‏گيرد اين است كه سلامتى و امنيت داشته باشد; يعنى ضررى به او نرسد و جان و مال و ساير چيزهاى مورد علاقه‏اش محفوظ باشد.

پس در روابط اجتماعى اولين چيزى كه بايد تامين بشود سلامت و امنيت است كه اگر اين نباشد زندگى اجتماعى هيچ ارزشى ندارد. از اين رو در موارد زيادى «سلام‏» با «آمين‏» در قرآن كريم تواما ذكر شده است. مى‏دانيد يكى از اسمهاى خداى متعال «سلام‏» است و آن جا كه اين اسم در قرآن كريم ذكر شده به دنبالش «مؤمن‏» هم آمده است: «السلام المؤمن المهيمن‏» (۱) خداست كه سلامتى را تامين و خطر را از ديگران رفع مى‏كند. «مؤمن‏» در اين جا يعنى كسى كه ايجاد امن مى‏كند. و در روز قيامت‏به مؤمنين گفته مى‏شود: «ادخلوها بسلام آمنين; (۲) با سلام و امن وارد بهشت‏شويد.»

به هر حال اهميت موضوع سلام به خاطر اين است كه به طرف، احساس آرامش و امنيت‏خاطر مى‏دهد و اين در زندگى اجتماعى خيلى مهم است. گاهى منظور از سلام اين نيست كه از ناحيه من سلامتى براى شما تامين مى‏شود يا خطرى ايجاد نمى‏شود بلكه منظور اين است كه از خدا براى شما سلامت و دفع ضررها و خطرها را مى‏خواهم; يعنى وقتى مى‏گوييم «سلام عليكم‏» ممكن ست‏به قصد دعا باشد; يعنى از خدا مى‏خواهم كه سلامتى را براى شما تامين كند و برگشتش به اين است كه سلام از ناحيه چه كسى باشد: وقتى مى‏گوييم «سلام عليكم‏» يعنى سلام منى عليكم يا «سلام من الله عليكم‏» آنچه در بين عموم مردم متعارف است معنايش اين است كه از ناحيه سلام‏كننده خطرى به شما نمى‏رسد ولى كسى كه بينش توحيدى دارد و در هر حال توجهش به خدا هست اين سلام را از ناحيه خدا مى‏داند و از خدا درخواست مى‏كند كه براى او سلامت ايجاد كند و او را از خطرها حفظ نمايد. اگر به اين قصد باشد هم تحيت است‏براى او و هم دعا.

خداى متعال به پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم مى‏فرمايد: «و اذا جائك الذين يؤمنون بآياتنا فقل سلام عليكم‏» (۳)

ممكن است اين آيه ناظر به مؤمنينى باشد كه مهاجرت مى‏كردند و از مكه به سوى پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم مى‏آمدند ولى مورد، مخصص نيست و حكم فراگير است.

در قرآن كريم در ضمن داستانهاى انبيا نقل شده كه ملائكه به ايشان سلام گفتند; مثلا در داستان حضرت ابراهيم‏عليه السلام در چند مورد در قرآن كريم تكرار شده كه موقعى كه ملائكه براى خراب كردن شهر لوط آمدند اول خدمت‏حضرت ابراهيم‏عليه السلام رسيدند و هنگام ملاقات با آن حضرت سلام كردند. يكى آيه‏۶۹ سوره هود و ديگرى آيه ۵۲ سوره حجر و سومى آيه‏۲۵ سوره والذاريات.

همچنين هنگامى كه حضرت ابراهيم‏عليه السلام مى‏خواست از آزر جدا بشود: «قال سلام عليك ساستغفر لك ربى‏» (۴)

و اين از موارد سلام وداع است. همان طور كه انسان موقع برخورد، سلام مى‏كند در موقع جدا شدن هم خوب است‏سلام بكند الآن هم در ميان اعراب مسلمان كمابيش مرسوم است كه موقع جداشدن از يكديگر سلام مى‏كنند.

مواردى هست كه خداى متعال به بندگانش سلام فرموده است; از جمله در آيه ۴۷ سوره طه مى‏فرمايد: «والسلام على من اتبع الهدى‏». و در دو آيه بطور عموم بر همه انبيا سلام فرستاده است: يكى آيه ۱۸۱ سوره والصافات كه مى‏فرمايد: «سلام على المرسلين‏» و ديگرى هم آيه ۵۹ سوره نمل: «و سلام على عباده الذين اصطفى‏» همچنين سلامهايى راجع به اشخاص خاصى هست: يكى در مورد حضرت يحيى‏عليه السلام در آيه ۱۵ سوره مريم «و سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث‏حيا.» و مشابهش از حضرت عيسى‏عليه السلام است كه خودش مى‏فرمايد: «و السلام على يوم ولدت و يوم اموت و يوم ابعث‏حيا.» (۵) در چند مورد هم در سوره والصافات بعد از ذكر داستان چند نفر از انبياءعليه السلام مانند حضرت نوح و حضرت ابراهيم و حضرت موسى و حضرت هارون و حضرت الياس برايشان درود مى‏فرستد (سوره والصافات: ۷۹، ۱۰۹، ۱۲۰، ۱۳۰) نيز در آيه ۴۸ سوره هود بعد از ذكر فرونشستن توفان مى‏فرمايد: «قيل يا نوح اهبط بسلام منا و بركات عليك‏».

يكى از نامهاى بهشت «دارالسلام‏» است كه به نوبه خود اهميت موضوع سلام و سلامتى و امنيت را اثبات مى‏كند.

آياتى داريم كه وقتى مؤمنين وارد بهشت مى‏شوند از طرف ملائكه به ايشان سلام داده مى‏شود و تحيت‏خود مؤمنان هم در هشت‏سلام است: آيه ۱۰ سوره يونس، ۴۶ سوره اعراف، ۳۲ سوره نحل، ۲۴ سوره رعد، ۲۳ سوره ابراهيم،۴۶ سوره حجر،۳۴ سوره ق، ۴۴ سوره احزاب، ۷۵ سوره فرقان، ۵۸ سوره‏يس، ۶۲ سوره مريم و ۲۶ سوره واقعه.

از چيزهايى كه اهميت موضوع سلام و سلامتى را اثبات مى‏كند همين است كه خود اسلام، «سلام‏» تلقى شده و برنامه‏هاى اسلام «سبل السلام‏» ناميده شده است: «يهدى به الله من اتبع رضوانه سبل السلام‏» (۶) وقتى قرآن مى‏خواهد اهميت اسلام و قرآن را بيان كند مى‏فرمايد: خداى متعال به وسيله قرآن راههاى سلام را به مردم نشان مى‏دهد، و يكى از بزرگترين اوصاف قرآن اين است كه به سوى راههاى سلام هدايت مى‏كند.

در اسلام تاكيد شده كه مؤمنان به يكديگر سلام كنند و پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم حتى به زنان و كودكان هم سلام مى‏كردند و روايات زيادى درباره احكام و فضيلت‏سلام وارد شده كه در اين جا نيازى به ذكر آنها نيست.
جواب سلام

يكى از نكته‏هايى كه در آداب معاشرت در قرآن كريم مورد تاكيد واقع شده جواب تحيت است. آيه‏۸۶ سوره نساء مى‏فرمايد: «و اذا حييتم بتحية فحيوا باحسن منها اوردوها ان الله كان على كل شى‏ء حسيبا» كلمه تحيت از ماده حيات است و گويا در اصل به اين صورت بوده كه به عنوان اداى احترام مى‏گفتند: «حياك الله‏» يا «زنده شايد بتوان گفت كه هر كس هر نوع احترامى به كسى بگذارد ولو با دادن هديه يا گفتن تبريك و تسليت، و فرستادن نامه، مستحب است كه پاسخ احترامش داده شود.

باشيد» چنان كه در فارسى گفته مى‏شود يا در شعارها مى‏گويند «زنده‏باد» كم كم توسعه داده شده به هر سخنى كه براى اداى احترام گفته مى‏شود بلكه به عملى هم كه به عنوان اداى احترام انجام شود تحيت گفته مى‏شود. به هر حال، تحيتى كه به عنوان شعار اسلامى تعيين شده همان سلام است كه مستحب مؤكد ولى جوابش واجب است. و جواب هم بايد مطابق با تحيت‏يا كاملتر باشد; مثلا اگر كسى گفت: «سلام عليكم‏» شما بگوييد «سلام عليكم و رحمة الله‏» يا اگر گفت «سلام عليكم و رحمة الله‏» شما بگوييد «سلام عليكم و رحمة الله و بركاته‏».

«و اذا حييتم بتحية فحيوا باحسن منها اوردوها» هر كس هر نوع تحيتى بگويد مطلوب است كه جواب داده شود اگر تحيت، سلام باشد پاسخش واجب وگرنه مستحب است.

يكى ديگر از تحيتهايى كه مورد تاكيد واقع شده، هنگام عطسه كردن است; يعنى كسى كه عطسه كرد به او بگوييد «يرحمك الله‏» و او در پاسخ بگويد: «يغفرالله لك‏» و شايد بتوان گفت كه هر كس هر نوع احترامى به كسى بگذارد ولو با دادن هديه يا گفتن تبريك و تسليت، و فرستادن نامه، مستحب است كه پاسخ احترامش داده شود، و از جمله در روايات شريفه وارد شده كه: «رد جواب الكتاب واجب كوجوب رد السلام; جواب نامه، همچون جواب سلام، واجب است.» ادامه دارد
آية الله محمد تقى مصباح يزدى
پى‏نوشت‏ها:
۱) حشر(۵۹) آيه‏۲۳.
۲) حجر (۱۵) آيه‏۴۶.
۳) انعام (۶) آيه‏۵۴.
۴) مريم (۱۹) آيه‏۴۷.
۵) همان، آيه‏۳۳.
۶) مائده (۵) آيه‏۱۶.
پاسداراسلام - شماره ۱۶۹
 





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 16 مرداد 1390  ساعت 06:02 ب.ظ | نظرات (0)

 محجة البيضاء فى تهذيب الاحياء 

بسم اللّه الرحمن الرحيم

سپاس خداى را كه تيرهاى انديشه درباره شگفتيهاى آفرينش او به جايى نرسد، و عقل و خرد به هنگام تفكر در بدايع نخستينش جز آنكه سرگردان و متحير بماند، راه به جايى نبرد، در صورتى كه همواره نعمتهاى لطيف او براى جهانيان يكى پس از ديگرى ، چه بخواهند و چه نخواهند استمرار دارد؛ و از جمله الطاف زيبايش آن است كه از آب بشرى را آفريد و او را وابسته و خويشاوند قرار داد و بر مخلوقات شهوت را مسلط كرد تا بدان وسيله ناخواسته وادار به توليد مثل شوند و از اين راه به حكم جبر و بدون اختيار نسلشان باقى بماند؛ وانگهى مساءله انساب را مهم شمرده و به آن ارج نهاده است و بدان وسيله زنا را حرام داشته و به خاطر منع و جلوگيرى از آن اين عمل را سخت زشت شمرده و ارتكاب آن را هرزگى و كار زشت دانسته است و مردم را به ازدواج دعوت كرده و به صورت امرى مستحب و فرمانى الهى بر آن تشويق كرده است .

پاك و منزه است خداوندى كه مرگ را بر بندگان مقرر فرموده و بدان وسيله آنان را محكوم به مرگ و در هم شكستگى كرده و از طرفى بذر نطفه ها را در زمين رحمها پراكنده ساخته و افراد جديدى از آن به وجود آورده و آن را وسيله جبران مرگ قرار داده است ، تا آنان را آگاه كند كه درياى مقدرات او از لحاظ سود و زيان ، خير و شر، دشوار و آسان ، پيچيده و گسترده ، براى جهانيان فيض بخش است .

و درود بر محمّد (ص ) كه براى بيم و اميد دادن برانگيخته شده است و بر آل و اصحاب او، درودى كه حسابگران از عهده شمارش و اندازه آن برنيايند و سلامى فراوان بر ايشان باد!

بارى ، براستى كه ازدواج پشتوانه دين و خوار كننده شياطين و در مقابل دشمن خدا دژ استوارى است و وسيله زياد شدن افرادى است ك سرور انبيا (ص ) بدان وسيله بر ديگر پيامبران مباهات مى كند. بنابراين چقدر بجاست كه وسايل ازدواج را فراهم و آداب و سنن آن را حفظ كنند. از اين رو بايد اهداف و نيازمنديهاى آن را شرح و فصول و ابواب آن را تفضيل داد و آن مقدار از احكام نكاح را كه داراى اهميت است در سه باب به شرح زير بيان مى شود:

باب اول در تشويق به ازدواج كرد و ازدواج نكردن .

باب دوم در آدابى كه بايد در عقد و عقد كنندگان رعايت شود.

باب سوم در آداب معاشرت پس از عقد تا زمان جدايى .

باب اول : در تشويق به ازدواج و يا ترك آن 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 16 مرداد 1390  ساعت 06:02 ب.ظ | نظرات (0)

نويسنده: عبدالغفور ميرزاعلي




ماه مبارك رمضان ماه ضيافت الهي، ماه رحمت است و همه مؤمنان در اين ماه به انجام فرايض ويژه مي‌پردازند و اقوام مختلف گلستان (فارس، تركمن، بلوچ و سيستان) نيز در اين استان با تكيه بر آداب و مراسم خاص محلي خويش و براي بهره‌گيري از اين ماه مبارك، فرايض الهي را به جاي مي‌آورند.
تركمن‌ها در اين ماه آيين‌هاي خاصي دارند از جمله اين كه، قبل از فرارسيدن ماه مبارك رمضان اواخر ماه شعبان روزه مي‌گيرند و خود را براي اين ماه پر بركت آماده مي‌كنند و با اين عمل به استقبال ماه مبارك رمضان مي‌روند. روزه استقبال ارزش خاصي در بين تركمن‌ها دارد و بسياري از افراد خانواده‌ها، كوچك و بزرگ، با شور و شوق خاصي با انجام مستحبات به پيشواز ماه ضيافت الهي مي‌روند. زنان و دختران تركمن به طور سنتي و خودجوش قبل از حلول ماه مبارك رمضان مسجد محل خود را نظافت و غبارروبي كرده و برخي از خانواده‌ها هم مساجد را با فرش و نمدهايي كه مخصوص خواندن نماز است و بين تركمن‌ها به نماز ليق (سجاده) مشهور است مزين مي‌كنند.
رويت هلال ماه رمضان (آي گورمك) نيز در ميان تركمن‌ها با هيجان خاصي صورت مي‌گيرد. تركمن‌ها اعتقاد دارند هر كس زودتر هلال ماه را ببيند ثواب بيشتري مي‌برد، بنابراين براي ديدن هلال ماه سعي مي‌كنند با رفتن به بلندي‌ها مانند تپه‌ها و پشت‌بام‌ها آن را زودتر از ديگران ببينند.
پرشكوهترين آييني كه در ماه رمضان در بين تركمن‌ها برگزار مي‌شود اقامه نماز «تراويخ» است كه در مساجد بعد از نماز عشاء به جماعت اقامه مي‌شود و پير و جوان و حتي بچه‌ها به صورت يكپارچه در آن شركت مي‌كنند. براي شركت در اين نماز همه «عرقچين سفيدي» بر سر مي‌گذارند. اين نماز در ميان تركمن‌ها آنقدر ارزش دارد كه يكي از شرايط قبولي روزه را منوط به شركت در اين نماز مي‌دانند. نماز تراويخ 20 ركعت است كه به صورت جماعت دو ركعت دو ركعت اقامه مي‌شود و در فاصله چهار ركعت دعاي مخصوص آن قرائت مي‌شود. در قالب همين نماز در بسياري از مساجد، از اول ماه مبارك رمضان توسط قاريان به صورت دسته جمعي ختم قرآن مجيد انجام مي‌شود كه معمولا هر شب پنج جزء قرآن ختم و در طول 6 روز 30 جزء ختم مي‌شود كه اين عبادت شبانه، روزه‌داران هر شب 2 الي 3 ساعت طول مي‌كشد.
در آخرين روز ختم قرآن بسياري از روحانيون، مردم پيرو جوان در دعاي اين عبادت الهي شركت مي‌كنند، شركت در دعاي ختم قرآن ثواب بيشتري دارد.
ديگر آيين ماه مبارك رمضان، در ميان تركمن‌ها مراسم «يا رمضان» به معني نيمه رمضان است كه اين مراسم عمدتا در شب چهاردهم ماه رمضان بعد از نماز عشاء و تراويخ در تركمن صحرا توسط روحانيون مساجد محل و چند تن از جوانان و نوجوانان متدين محل بيرون از مسجد اجرا مي‌شود كه به صورت گروه گروه به در خانه‌هاي مردم مي‌روند و سروده‌هاي مذهبي و يا سوره مباركه‌اي را با صداي بلند براي صاحبخانه قرائت مي‌كنند و در پايان هر سروده همه حاضران يك صدا با گفتن «الله هو» به ميدان‌دار پاسخ مي‌دهند و صاحبخانه بنا به توانايي مالي نذرش را به عنوان هدايا به روحانيون تقديم مي‌كنند و معمولا اين مراسم تا پاسي از شب به طول مي‌انجامد.
يكي ديگر از آييني كه تركمن‌ها با شور و شوق به برگزاري آن در شب‌هاي 21 الي 27 ماه مبارك رمضان اقدام مي‌كنند، شب قدر «قدر گيجه» است هر چند شب قدر دقيقا مشخص نيست، ولي از قديم الايام و به استناد شواهدي اين مراسم در شب 27 ماه مبارك رمضان برگزار مي‌شود. تركمن‌ها در اين شب بعد از نماز عشاء و تراويخ دو ركعت نماز قدر مي‌خوانند و معتقدند كه در اين شب دو پيامبر الهي يعني حضرت خضر (علیه السلام) و حضرت الياس(علیه السلام) ظاهر مي‌شوند و هركس با آنها برخورد بكند خوشبخت مي‌شود. اين شب براي تركمن‌ها بسيار مقدس بوده و زنان در خانه «بيشمه» (نوعي شيريني خانگي)، «بورگ»، فرني و نان برنجي و غيره مي‌پزند و سفره پهن مي‌كنند و به خانه‌هاي يكديگر مي‌روند. همچنين در اين شب براي نوعروس يا دختري كه تازه نامزد شده از طرف خانواده داماد هديه‌اي برده مي‌شود كه به آن «قدرايمش» مي‌گويند.
رسم ديگري كه در ماه مبارك رمضان در بين تركمن‌ها كه معمولا چند روز آخر ماه رمضان، قبل از نماز عيد سعيد فطر انجام مي‌شود اداي «فطريه» است. اداي فطريه اهميت خاصي در بين تركمن‌ها دارد. طبق اعلام نظر علما براي هر فرد خانواده مبلغ معيني تعيين و به افراد نيازمند پرداخت مي‌شود و در فقه اهل سنت پرداخت فطريه واجب است. در بين تركمن‌ها مبناي پرداخت فطريه اكثراً گندم است كه مبلغ ريالي آن از سوي علما تعيين و اعلام مي‌شود و شهروندان تركمن اهل سنت گلستان در روزهاي پاياني ماه مبارك رمضان پس از يك ماه عبادت و روزه‌داري با انجام آيين‌هاي ويژه اين ماه پر بركت با خريد لباس نو و تهيه انواع شيريني‌هاي خانوادگي به استقبال «عيد فطر» مي‌روند. با فرارسيدن روز عيد، مردان اعم از كوچك و بزرگ، پير و جوان گروه گروه با دست داشتن سجاده عازم عيدگاه هر شهر شده و در يك اجتماع عظيم با گوش سپردن مواعظ علما و بهره‌مندي از ارشادات ديني و مذهبي نماز عيد فطر را به جا مي‌آورند.
منبع: http://www.kayhannews.ir
 





نوشته شده در تاريخ جمعه 14 مرداد 1390  ساعت 04:53 ب.ظ | نظرات (0)

(( بسم اللّه الرحمن الرحيم ))

سپاس خداوندى را كه هيچ كتابى را نتوان گشود جز به ستايش او و نعمتها را نتوان طلبيد مگر به وسيله كرم ، بزرگوارى و بخشندگى وى .

درود بر سرور پيامبران حضرت محمّد صلى اللّه عليه و اله فرستاده و بنده خدا و بعد از او بر خاندان پاك و پاكيزه اش باد.

بارى ، امر به معروف و نهى از منكر بزرگترين محور دين و مساءله مهمى است كه براى آن ، خداوند تمام پيامبران را برانگيخت . چنانكه اگر بساط امر به معروف و نهى از منكر بر چيده و از نظر عملى و علمى مهمل گذارده شده بود، نبوت بيهوده مى گشت و ديانت نابود مى شود، سستى و گمراهى و جهل و فساد همه را فرا مى گرفت ، كج انديشى فراگير مى شد و شهرها ويران و مردمان هلاك مى گشتند و هر چند آن واقعه اى كه از آن بيم داريم ، واقع مى شد اما چه بسا مردم تا روز قيامت از هلاك خود آگاه نمى شدند، بنابراين ؛ ععع انا للّه و انا اليه راجعون ، )) زيرا از نظر علمى و علمى آثار اين محور نابود شده و حقيقت و نشانه اش محو گرديده و نيرنگ آدميان بر دلها چيره شده و مراقبت خداوند از دلها رخت بربسته و مردم در پيروى از مردم از هوى و هوس همچون چهارپايان افسار گسيخته شده اند و مؤ من راستين كه ملامت كننده اى او را از راه خدا باز ندارد، در پهناى گيتى كمياب گشته است . پس هر كه در جبران اين سستى و پر كردن اين شكاف تلاش ‍ كند، يا در عمل عهده دار آن شود و يا اقدام در اجراى آن كند، با اين هدف كه اين سنت از ميان رفته را بازسازى كند و بر آن اهتمام بورزد و در راه زنده كردن آن دامن همت بر كمر زند، چنين شخصى از ميان مردم براى احياى سنتى كه سرانجام روزگار به نابودى آن انجاميده ، از خود گذشتگى كرده و مصمم به تقربى شده كه تمام مراتب قرب در برابر آن ناچيز است ، و اكنون ما آگاهى و اطلاع از آن را در چهار باب شرح مى دهيم :

باب اول در وجوب و فضيلت امر به معروف و نهى از منكر.

باب دوم در اركان و شرايط امر به معروف و نهى از منكر.

باب سوم در موارد انجام آن و بيان منكراتى كه عادت معمول شده است .

باب چهارم در امر به معروف و نهى از منكر فرمانروايان .
در وجوب و فضيلت امر به معروف و نهى از منكر و نكوهش ترك آنها 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 14 مرداد 1390  ساعت 04:53 ب.ظ | نظرات (0)

بحث درباره آداب معاشرت است. در اين باره در قرآن كريم مسائلى مطرح شده كه بعضى از آنها عموميت دارد و بعضى درباره رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم است كه شايد با بيانى كه عرض مى‏كنيم كمابيش قابل توسعه باشد.


آيت الله مصباح يزدي
بحث درباره آداب معاشرت است. در اين باره در قرآن كريم مسائلى مطرح شده كه بعضى از آنها عموميت دارد و بعضى درباره رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم است كه شايد با بيانى كه عرض مى‏كنيم كمابيش قابل توسعه باشد.

1- آداب عمومى


آنچه مربوط به عموم افراد است، آدابى چند است كه در اين جا به بعضى از آنها اشاره مى‏كنيم:
در سوره نور چندين آيه هست كه كما بيش با هم مربوط است و از آيه 27 شروع مى‏شود: «يا ايها الذين آمنوا لاتدخلوا بيوتا غير بيوتكم حتى تستانسوا و تسلموا على اهلها ذلكم خير لكم لعلكم تذكرون × فان لم تجدوا فيها احدا فلاتدخلوها حتى يؤذن لكم و ان قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو ازكى لكم والله بما تعملون عليم; اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، به خانه‏هايى كه خانه‏هاى شما نيست داخل مشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام گوييد. اين براى شما بهتر است، باشد كه پند گيريد. و اگر كسى را در آن نيافتيد پس داخل مشويد تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد: «برگرديد»، پس برگرديد، كه آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مى‏دهيد داناست.»

1 - 1 - ورود به خانه‏ها


وارد شدن به خانه ديگران به چند صورت تصور مى‏شود: الف - شخص علم دارد به اين كه صاحب خانه راضى است. ب - مورد شك است. ج - علم دارد به اين كه راضى نيست.
روشن است در جايى كه انسان، علم به عدم رضايت دارد يا اذن بگيرد ولى جواب رد بشنود نبايد وارد بشود: «و ان قيل لكم ارجعوا فارجعوا» اگر كسى خواست وارد منزل كسى بشود و اجازه خواست و گفتند «برگرديد» يعنى اجازه ندادند اصرار نكند و برگردد. اين براى شما بهتر و براى مصالح جامعه اسلامى مفيدتر است.
صورت ديگر اين است كه علم دارد به اين كه طرف راضى است‏يا قبلا چنين اجازه‏اى را گرفته يا از نحوه رفتار و گفتار صاحب‏خانه به دست آورده است، در آن‏جا هم ورود جايز است منتهى آدابى دارد: يكى از آدابى كه مى‏بايست رعايت‏بكند اين است كه سرزده وارد نشود اگر دوستانى با همديگر روابطى دارند يا كسانى براى حاجتى - مادى يا معنوى - به كسى مراجعه مى‏كنند، چون ممكن است‏شخص در داخل خانه‏اش آمادگى براى پذيرش نداشته باشد يا در حالى باشد كه نمى‏خواهد كسى او را در آن حال يا به آن صورت ببيند اين است كه در اسلام تاكيد مى‏شود كه «استيناس‏» كنيد. استيناس كردن; يعنى انجام دادن كارى كه توجه را جلب بكند و در روايات در توضيحش آمده كه صدا بزنيد يا تنحنح بكنيد تا خودش را آماده كند. ضمنا دستور مى‏دهد كه سلام هم بكنيد «حتى تستانسوا و تسلموا على اهلها» كه بعدا جداگانه درباره آن بحث‏خواهيم كرد.
اما اگر شخصى خواست وارد اتاق يا خانه‏اى بشود كه كسى در آن نيست و مثلا در زد و كسى جواب نداد و فهميد كه كسى آن جا نيست كه از او اجازه بگيرد در اين صورت هم وارد نشود: «فان لم تجدوا فيها احدا فلاتدخلوها حتى يؤذن لكم‏» طبعا وقتى كسى نباشد اذن هم تحقق نمى‏يابد پس شما بايد وارد نشويد تا كسى پيدا شود و به شما اذن بدهد.
مواردى هست كه رفت و آمد افراد با هم خيلى زياد است; مثلا اهل يك خانه كه در اتاقهاى متعددى زندگى مى‏كنند رفت و آمد متعارف دارند: بچه‏ها وارد اتاق پدر و مادرشان مى‏شوند يا كسانى كه در خانه كار مى‏كنند مانند كلفت و نوكر و عبيد و امايى كه سابقا بودند و در خانه كار مى‏كردند، آيا هر دفعه‏اى كه مى‏خواهند بيايند لازم است اذن بگيرند يا نه؟ در آيه 58 سوره نور مى‏فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا ليستاذنكم الذين ملكت ايمانكم والذين لم يبلغوا الحلم منكم ثلاث مرات‏» كسانى كه مملوك شما هستند و در خانه شما كار مى‏كنند و همين طور بچه‏هايى كه به حد تكليف نرسيده‏اند سه مرتبه در شبانه روز اذن بگيرند: پيش از نماز صبح، موقع ظهر و بعد از نماز عشا. اينها مواقعى است كه معمولا انسان استراحت مى‏كند و دلش مى‏خواهد تنها باشد. و در آيه بعد مى‏فرمايد: «و اذا بلغ الاطفال منكم الحلم فليستاذنوا كما استاذن الذين من قبلهم‏» اما اگر بچه‏ها به حد تكليف رسيدند بايد مثل سايرين اجازه بگيرند; يعنى غير از سه مرتبه‏اى كه گفته شد هر وقت ديگر هم مى‏خواهند وارد بشوند بايد اجازه بگيرند.
 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مرداد 1390  ساعت 06:16 ب.ظ | نظرات (0)

“ یا اَیهاالذینُ امنوا اِتَقوالله وابتَغوا ِالیه الْوسیلَه َو جاهدوا فیِ َسبیله لَعلَكُم تٌفْلِحون ”
(سوره مائده آیه 35)....خاكساری و عرض حاجات به آستان مقدس چهارده كوكب منوّر آسمان ربوبی سفارش و تأكید بزرگان ما بوده

آداب مخصوص خواندن زیارت عاشورا

“ یا اَیهاالذینُ امنوا اِتَقوالله وابتَغوا ِالیه الْوسیلَه َو جاهدوا فیِ َسبیله لَعلَكُم تٌفْلِحون ”

(سوره مائده آیه 35)


خاكساری و عرض حاجات به آستان مقدس چهارده كوكب منوّر آسمان ربوبی سفارش و تأكید بزرگان ما بوده

كه به عنوان راهگشای مصائب و دشواریهای مادی و معنوی و دست یافتن بر فراز قله های معرفت یاری دهنده

مومنان و متقیان است.


در این راستا یكی از نافذترین و چشمگیرترین دریچه های رهائی از بند مشكلات دنیوی و اخروی دریاچه ای

است مملوّ از امواج پرتلاطم عشق به خاندان نبوی به نام زیارت عاشورا. كه رحمت بی انتهای این دعای

شریف همواره مشمول گریختگان از دنیا و سوق داده شدگان به این سفینه رحیمی می باشد، كه هر

عاشقی به مقتضای حال خود از سرچشمة این كوثر و فیض رحمانی سیراب شده و در این دریای وسیع شناور می گردد.


از آنجایی كه در امور دنیا و آخرت برای هر امری آدابی مخصوص به خود می باشد، زیارت عاشورا نیز از این

قاعده مستثنی نبوده و مشتمل بر آداب و حالات مخصوص به خود میباشد , كه این آداب را حضرت آیت الله

حق شناس از استاد فرزانه خود حضرت آیت الله العظمی بروجردی (ره) نقل می كنند كه امید است

هدیه مبارك و گرانقدری باشد از گنجینه فیوضات اولیاءالله برای شیفتگان معرفت الهی.



مقدمه :

صد تكبیر ( لعن و سلام هر كدام یكبار ) زیارت عاشورا از اول تا ابتدای صد لعن ـ دو ركعت نماز هدیه

به حضرت ابا عبدالله ( صد تكبیر بعد از نماز )


مشروح زیارت عاشورا :


الف - زیارت عاشورا از اول تا آخر خوانده شود ( لعن و سلام هر كدام صد بار )

ب - دو ركعت نماز ( این نماز جزء زیارت است )


توضیحات :

1- در طول خواندن زیارت عاشورا مراقبت از اعمال لازم میباشد .
( ترك محرمات، فعل واجبات )

2- حرف نزدن بین زیارت عاشورا ( در یك مجلس خوانده شود ).

3- شروع زیارت عاشورا روز چهارشنبه باشد.

4- ادای صحیح عبارات زیارت عاشورا .

5- به جز اهل منزل كسی از خواندن زیارت عاشورا مطلع نگردد.

6- بین طلوع و غروب آفتاب خوانده شود.

7- چهل روز مستمر خوانده شود و هر روز صدقه برای سلامتی آقا امام زمان
(عج) داده شود.

8- بانوان در ایام خاص , خواندن زیارت عاشورا را به شخص دیگری واگذار نمایند.
 





نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 مرداد 1390  ساعت 06:16 ب.ظ | نظرات (0)

روزه فقط امساک از اکل و شرب نیست، بلکه شرائطى دیگر هم همراه آن است، تعهد و مسؤولیتهاى انسان در برابر روزه، این فریضه الهى زیاد است.


روزه چهار گروه مقبول نیست
حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: لا صیام لمن عصى الامام، و لا صیام لعبد آبق حتى یرجع، و لا صیام لامراة ناشزة حتى تتوب، و لا صیام لولد عاق حتى یبر، (1) روزه نیست‏براى کسى که امام و پیشواى خود را نافرمانى کند و از او اطاعت ننماید، و صحیح نیست روزه عبد فرارى، تا مراجعت کند و به خدمت‏باز نگردد، و روزه زن ناشزه درست نمى‏باشد تا توبه کند و در اختیار همسرش قرار گیرد و همچنین روزه فرزند عاق شده پدر و مادر تا خوب نشود و اصلاح نگردد، مورد قبول قرار نمى‏گیرد، و روزه به حساب نمى‏آید







بلى یکى از ابعاد سیاسى این حدیث‏شریف، اطاعت و فرمانبرى پیروان و رهروان مسلمان از راهبر و پیشواى مذهبى است. فاطمه (سلام الله علیها) در آداب صائم سخن مى‏گوید
حضرت فاطمه (علیها السلام) سیده نسوان عالم در آداب روزه‏دار مى‏فرماید: عن جعفر بن محمد عن آبائه عن فاطمه (علیهم السلام): «انها قالت: ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه‏» (2) .
جعفر بن محمد (علیهما السلام) از آباء گرامش از فاطمه دخت گرام رسول الله (صلى الله علیهم اجمعین) روایت مى‏نماید: که حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود: صائم با روزه خویش کارى نکرده (یعنى حق روزه را ادا نکرده) هرگاه زبان و گوش و چشم و جوارحش را از (آنچه که بر آنها حرام است) حفظ نکرده باشد.
یعنى روزه یک مسماى واقعى از حفظ شکم از کل خوردنیها و نوشیدنیها و مبطلات دیگر و خلاصه‏اى از اجتناب از گناهان و معصیت‏خداوند مى‏باشد، زیرا روزه‏دار بدون پرهیز از تمامى محرمات روزه واقعى را در خویش تحقق نبخشیده است.


پنج ‏خصلت موجب افطار روزه و بطلان وضوء مى‏شود.
اگرچه امروز فقهاى عالى مقام این موارد را مبطل روزه و وضوء نمى‏دانند زیرا کمتر کسى است در زمان ما و فرهنگ طاغوت زده و غرب زده ما از این اوصاف رذیله بپرهیزد، آن خصال پنج گانه از بیان پیامبر گرامى اسلام چنین است: «خمس خصال یفطرن الصائم، و ینقضن الوضوء الکذب، و الغیبة و النمیمة، و النظر بشهوة، و الیمین الکاذبة‏» (3)
پنج صفت است که روزه را باطل و وضوء را مى‏شکند، دروغ و غیبت و سخن چینى و نظر شهوت انگیز، و قسم دروغ.
این اوصاف ذمیمه براستى اثر معنوى و روحانى روزه و وضوء که یک عبادت است در اسلام خنثى مى‏کند، و اجر و ثواب روزه و وضوء را نابود مى‏نماید.


کیفیت روزه دارى از صحف ادریس علیه السلام
درصحف ادریس (علیه السلام) است: «اذا دخلتم فى الصیام فطهروا نفوسکم من کل دنس و نجس و صوموا لله بقلوب خالصة صافیة منزهة عن الافکار السیئة و الهواجس المنکرة فان الله سیحبس القلوب اللطخة و النیات المدخولة و مع صیام افواهکم من الماکل، فلتصم جوارحکم من الماثم فان الله لا یرضى منکم ان تصوموا من المطاعم فقط لکن من المناکیر کلها و الفواحش باسرها» (4) حضرت ادریس پیامبر (علیه السلام) در صحف خویش فرمود: هرگاه وارد ماه صیام شدید، پس خویشتن را از هر پلیدى و ناپاکى پاک سازید، (درون خود را براى پذیرش عبادت ویژه خداوند پاکسازى نمائید) و روزه بگیرید براى خداوند با قلبى خالص و نورانى و پاک از فکرهاى بد، و صداهاى نامفهوم و بى معنى و زشت، زیرا خداوند حبس مى‏نماید دلهاى ناپاک و نیتهاى غیر خالص شما را و دهنهاى شما نباید فقط با امساک از خوردنیها صائم و روزه‏دار باشد. بلکه باید جوارح شما از گناهان نیز روزه باشد (یعنى اعضاء شما هم باید از معصیت‏خدا امساک نماید) و همانا خداوند راضى نمى‏گردد و خشنود نمى‏شود از شما به اینکه فقط از خوردنیها پرهیز کنید، بلکه از کل منکرات و زشتیها باید پرهیز نمائید تا آنجا که تغییر حالت پیدا کنید.


اثرات منفى غیبت و نمامى در روزه
امام رضا علیه السلام فرمود: «اجتنبوا الغیبة غیبة المؤمن، و احذرو النمیمة، فانهما یفطران الصائم و لا غیبة الفاجر و شارب الخمر و اللاعب بالشطرنج و القمار» (5)
از غیبت مؤمن اجتناب کنید، و از نمامى بپرهیزید، براستى که غیبت و نمامى روزه صائم را باطل مى‏نماید، (و اثرات و ثواب روزه را زایل مى‏گرداند)، ولى از فاجر و شارب الخمر و شطرنج‏باز و قمار باز غیبتى نیست، (یعنى آنان از خود هتک حرمت نموده‏اند،و آبرو از خویش برده‏اند).


روزه حجاب زبان و گوش و چشم از گناه است
از فقه الرضا (علیه السلام) روایت‏شده که حضرت رضا (علیه السلام) در رابطه با شرائط روزه و روزه‏دارى چنین فرمود: «و اعلم یرحمک الله ان الصوم حجاب ضربه الله عزوجل على الالسن و الاسماع و الابصار و سائر الجوارح لما له فى عادة من شره و طهارة تلک الحقیقة حتى یستر به من النار، و قد جعل الله على کل جارحة حقا للصیام فمن ادى حقها کان صائما و من ترک شیئا منها نقص من فضل صومه بحسب ما ترک منها» (6) .
بدان (اى روزه‏دار) خداى رحمتت کند، که براستى روزه ستر و حجابى است، که خداوند او را بر زبانها و گوشها و چشمها و سائر جوارح زده است، هرگاه معتاد بر زشتیها و شر و فساد باشند، (چون زبان و گوش و چشم و سایر جوارح هرگاه تحت کنترل دقیق ایمان و دین شخص باشند، از شر آنان کاملا در امان مى‏باشد) که طهارت (و حجاب صوم) بر اسماع و ابصار و غیره، او را از آتش جهنم مى‏پوشاند و حجابى محکم از آتش براى او خواهند شد. به تحقیق خداوند بر هر «آدم‏» خسته‏اى براى روزه گرفتن حقى مقرر فرموده است، پس اگر آن حق را اداء کند (و به خوبى حق روزه‏دارى را به جاى آورد) هرآینه صائم و روزه‏دار است، (یعنى به جاى آورده حق روزه را) و هر کس بعضى از آن شرایط را ترک نموده، از فضیلت و ثواب روزه‏اش به قدر و بحسب آنچه ترک کرده کاسته است.


------------ --------- --------- --------- ---
پى ‏نوشت‏ها:
1.وقایع الایام خیابانى، ص 432
2.بحار الانوار، ج 96، ص 295
3.نهج الفصاحه، حدیث 1459
4.نقل از وقایع الایام خیابانى، ص 431
5.فقه الرضا (علیه السلام)
6.مستدرک الوسائل، نقل از وقایع الایام خیابانى، ص 432
7.روزه، درمان بیماریهاى روح و جسم ص 72



 





نوشته شده در تاريخ شنبه 8 مرداد 1390  ساعت 07:32 ب.ظ | نظرات (0)
تعداد صفحات :2   1   2