آداب زندگی
ادب از فهم سرشار و ادراك حقایق سرچشمه می گیرد و بی ادبی از جهل و نادانی

 

اکنون که در  فصل زمستان هستیم، بسیاری از مردم برای زمستان، لباس نو و جدید زمستانی می‌‌‌پوشند.

اسلام عزیز همانطور که برای تمام امور و رفتار افراد، احکام وآدابی دارد(حتی برای دستشویی رفتن نیز آداب و ادعیه خاصی دارد) برای لباس نو و جدید(هر نوع لباسی و در هر فصلی) نیز آدابی دارد. و از آنجا که ممکن است انسان یک لباس را چندین ماه و حتی چندین سال بپوشد، پس ارزش دارد که برای اولین بار موقع پوشیدن آن، به اندازه کمتر از یک ربع وقت بگذارد و آن لباس را به یاد خدا متبرک کند.

در ادامه مطلب برخی از این آداب را تقدیم دوستان عزیز می‌‌‌کنم.

آداب و ادعیه‌‌ی پوشیدن لباس نو

امام باقر(ع) فرمود: هرگاه خواستی لباس نو بپوشی، این دعا را بخوان:

«اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ ثَوْبَ یُمْنٍ وَ تُقًى وَ بَرَکَةٍ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ حُسْنَ عِبَادَتِکَ وَ عَمَلًا بِطَاعَتِکَ وَ أَدَاءَ شُکْرِ نِعْمَتِکَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی کَسَانِی مَا أُوَارِی بِهِ عَوْرَتِی وَ أَتَجَمَّلُ بِهِ فِی النَّاسِ»؛

ترجمه: خداوندا این لباس را لباس میمنت و تقوا و برکت قرار ده. خداوندا به من در این لباس، عبادت نیکو و عمل به دستورات و انجام شکر نعمت خودت را روزى فرما. سپاس خدایى را که به من لباسی پوشانید که عورتم را با آن بپوشانم، و با آن خودم را در میان مردم بیارایم‏.

حضرت علی(ع) فرمود پیامبر(ع) به من فرمود هرگاه لباس نو می‌‌پوشم این دعا را بخوانم و فرمود هر کس موقع پوشیدن لباس نو این دعا را بخواند خدا او را می‌‌آمرزد:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی کَسَانِی مِنَ اللِّبَاسِ مَا أَتَجَمَّلُ بِهِ فِی النَّاسِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهَا ثِیَابَ بَرَکَةٍ أَسْعَى فِیهَا لِمَرْضَاتِکَ وَ أَعْمُرُ فِیهَا مَسَاجِدَکَ»؛

ترجمه: سپاس خدایى را که به من لباسی پوشانید که با آن خودم را در میان مردم بیارایم‏. خدایا این لباس رابرای من لباس برکت قرار ده، که در آن برای آنچه مورد رضایت توست تلاش کنم و مساجدت را آباد کنم(در مساجد شرکت کنم).

امام کاظم(ع) فرمود: هروقت لباس نو پوشیدی، دستت را روی آن بکش و این دعا را بخوان:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی کَسَانِی مَا أُوَارِی بِهِ عَوْرَتِی وَ أَتَجَمَّلُ بِهِ فِی النَّاسِ وَ أَتَزَیَّنُ بِهِ بَیْنَهُمْ»؛

ترجمه: سپاس خدایى را که به من لباسی پوشانید که عورتم را با آن بپوشانم، و با آن خودم را در میان مردم بیارایم‏ و با آن خودم را زینت کنم.

امام صادق(ع) فرمود: هروقت لباس نو پوشیدی، برای اینکه از آفات و بلا دور باشی بگو:

«لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ».

امام صادق(ع) فرمود: موقع پوشیدن لباس بگو:

«اللَّهُمَّ أَلْبِسْنِی لِبَاسَ الْإِیمَانِ وَ زَیِّنِّی بِالتَّقْوَى اللَّهُمَّ اجْعَلْ جَدِیدَهُ أُبْلِیهِ فِی طَاعَتِکَ وَ طَاعَةِ رَسُولِکَ وَ أَبْدِلْنِی بِخَلَقِهِ حُلَلَ الْجَنَّةِ وَ لَا تَجْعَلْنِی أُبْلِیهِ فِی مَعْصِیَتِکَ وَ لَا تُبْدِلْنِی بِخَلَقِهِ مُقَطَّعَاتِ النِّیرَانِ»؛

خدایا به من لباس ایمان بپوشان و مرا با تقوا زینت ده، خدایا این لباس جدید را طوری قرار ده که در راه اطاعت تو و پیامبرت، کهنه شود، و کهنه‌‌ی آن را برای من با زیورهای بهشت تبدیل کن. خدایا مرا آنگونه قرار نده که این لباس را در راه گناه و معصیت تو کهنه کنم، و آن را برای من با تکه‌‌‌های آتش جهنم تبدیل نکن.

حضرت علی(ع) فرمود: وقتی لباس نو پوشیدی، وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان که در هر رکعت؛ یک حمد، یک آیة الکرسی و یک سوره توحید و یک سوره قدر بخوان. پس از نماز بگو:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی کَسَانِی مَا أُوَارِی بِهِ عَوْرَتِی وَ أَتَجَمَّلُ بِهِ فِی النَّاسِ وَ أَتَزَیَّنُ بِهِ بَیْنَهُمْ»؛

ترجمه: سپاس خدایى را که به من لباسی پوشانید که عورتم را با آن بپوشانم، و با آن خودم را در میان مردم بیارایم‏ و با آن خودم را زینت کنم.

و ذکر «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» را زیاد بگو.

هر کس اینچنین کند، در آن لباس خدا را معصیت نمی‌‌‌کند، و به تعداد نخهایی که در آن لباس هست، فرشته‌‌هایی برای او استغفار می‌‌کنند و برای او از خدا طلب رحمت می‌‌کنند.

(منبع: وسائل الشیعة ‏5: 47 – باب 26 از ابواب احکام الملابس)



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 دی 1391  ساعت 06:55 ب.ظ | نظرات (3)

 

یكى از اعمالى كه سید بن طاووس، رحمة الله علیه، به آن بسیار اهمیت مى داد، صدقه براى حفظ وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، بوده است چون یكى از تكالیف زمان غیبت، صدقه دادن  براى حفظ وجود مبارك امام زمان، ارواحنا فداه، است.

به طور كلى صدقه آثارى دارد یكى اینكه صدقه نمایشگر صداقت ایمان مؤمن است كه با انجام آن نشان مى دهد تا چه حد در وادى ایمان و خداپرستى صادق است و از این طریق نیازمندیهاى مؤمنان رفع مى گردد و رفاه عمومى به وجود مى آید و همچنین صدقه یكى از عوامل سازندگى انسان نیز هست چنانكه قرآن مى فرماید: خُذ مِن اَموالِهِم صَدَقَةً تُطهِرُهُم و تُزَكِیهِم بها.1 اى رسول ما! تو از مؤمنان صدقات را دریافت كن تا بدان صدقات نفس آنها را پاك و پاكیزه سازى.

مؤمن صدقه را باید یا براى فایده و غرضى كه در نظر دارد بدهد و یا براى حفظ نفس خود و یا محبوب و عزیزى كه بسیار نزد او گرامى است و چه محبوبى بالاتر از امام زمان، كه اصلاح بسیارى از امور دینى و آخرتمان بستگى به وجود و سلامتى آن حضرت دارد و این مطلب به دلیل عقل و نقل ثابت است كه هیچ شخصى عزیزتر و گرامیتر نیست و نباید باشد از وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، بلكه حضرتش باید محبوبتر از نفس خودمان باشد و اگر چنین اعتقادى نداشته باشیم در ایمان و معرفتمان نسبت  به آن حضرت ضعف و خللى وجود دارد.

لذا سید، رحمة الله علیه، به فرزند خود سفارش مى فرماید كه: ابتدا كن به صدقه دادن براى آن حضرت قبل از اینكه براى خود و عزیزانت صدقه بدهى.

باید توجه داشت كه آن حضرت هیچ احتیاجى به صدقه و دعاى ما ندارد بلكه از شؤون بندگى و اداى بعضى از حقوق بزرگ آن حضرت است و خود یك نوع اظهار محبت و دوستى به آن جناب است، و این عمل راه و سببى است براى جلب رضاى پروردگار و حصول قرب به خداوند در قضاى حوائج و دفع بلا. لذا آثار صدقه به انفاق كنندگان آن مى رسد مخصوصا اگر انفاق براى اظهار محبت و دعا براى وجود مقدس امام، علیه السلام، باشد.

 

یا مهدی

ایامى كه در مدرسه علمیه بعثت  سكونت داشتم طلبه اى كه نزد من موثق بود، راجع به صدقه دادن براى وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، مى گفت: شبى از حرم حضرت رضا، علیه السلام، به طرف مدرسه مى آمدم، در آن شب بسیار براى امام زمانم دعا كردم و در فراقش اشك ریختم، در وقت برگشتن از حرم به بازار سرشور رسیدم كه فقیرى جلوى مرا گرفت و از من چیزى خواست هرچه دست در جیب لباسهایم كردم چیزى پیدا نكردم مگر یك «پنج ریالى » آن را با آنكه كم بود با شرمندگى به آن فقیر دادم و نیت كردم كه این صدقه براى حفظ وجود مقدس امام زمانم باشد.

فرداى آن شب هنگامى كه براى حضور در درس به بازار سرشور رسیدم یكى از كسبه كه قبلا مرا مى شناخت تا چشمش به من افتاد مرا با صداى بلند صدا زد، وقتى كه نزد او رفتم گفت: دیشب چه عملى انجام دادى؟!

گفتم: مگر چه شده است؟

گفت: دیشب در عالم رؤیا دیدم حضرت بقیة الله، ارواحنا فداه، سوار بر اسب سفید رنگى هستند و وارد بازار سرشور شدند و جمعیتى پشت سر آن حضرت در حركت بودند كه فرمودند: آمده ام جزاى فلان طلبه را بدهم (و اسم تو را بردند)من با شنیدن این خبر دلم شكست و متوجه محبت و مهربانى امام زمانم شدم و گفتم دیشب من براى آن حضرت صدقه ناچیزى دادم.

و همچنین سید بن طاووس، رحمة الله علیه، در كتاب «امان الاخطار» در ضمن دعایى كه براى صدقه دادن در وقت  سفر ذكر مى كند مى نویسد: اَللهُمَ اِنَّ هَذِهِ لَكَ وَ مِنكَ وَ هِىَ صَدَقَةٌ عَن مَولانا المهدی، عجل الله  فرجه، وَ صَلِّ عَلَیهِ بَینَ اَسفارِهِ و حَركاتِه و سَكَناتِه فِى ساعاتِ لََیلِه وَ نَهارِه وَ صَدقَهٌ عَمَّا یَعنِیهِ اَمرَهُ وَ مَالا یَعنیهِ وَ مَا یُضمِنه و ما یُخلِفُه.

خدایا! این (صدقه) از آن تو و براى توست و صدقه اى براى سلامتى مولایمان م ح م د، عجل الله تعالى فرجه الشریف، مى باشد، و بر او درود بفرست آن هنگام كه در سفر است و در تمام حركتها و استراحت هایش، در تمامى اوقات شب و روزش و صدقه اى است  براى هرچه كه متعلق به اوست.

یكى از علماى اهل معنا مى فرمود: چه در هنگام سفر و چه در هنگام حضر، وقتى كه صدقه براى وجود مقدس امام زمان، مى دهید این دعا - دعاى فوق - را بخوانید.

 

پی نوشت:

1. سوره توبه (9)، آیه  103.


منبع: امام زمان و سید بن طاووس. سید جعفر رفیعى.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 دی 1391  ساعت 06:54 ب.ظ | نظرات (0)

براي مشرف شدن به حرم حضرت علي بن موسي الرضا (عليه‌السلام) نكات و موارد متعددي در روايات ذكر شده است و بزرگان دين هم هر كدام نكات خاص و ويژه‌اي را عمل مي‌نموده‌اند كه در اينجا به بخشي از آنها اشاره مي‌شود.
آنچه مسلم است اينكه زائر براساس توان نسبت به انجام اين اعمال اقدام مي‌نمايد.
1ـ اولين نكته‌اي كه اينجا لازم است به آن اشاره شود، اين است كه موقعي كه كسالت داريد يا خسته هستيد و يا در حال و هواي دعا نيستيد به زيارت نرويد. اول خودتان را آماده كنيد، بعد مشرف شويد.



ادامه مطللب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 دی 1391  ساعت 03:02 ب.ظ | نظرات (0)

این ماه همانگونه كه از اسم آن پیداست بهار ماههاست ؛ به جهت این كه آثار رحمت خداوند در آن هویداست . در این ماه ذخایر بركات خداوند و نورهاى زیبایى او بر زمین فرود آمده است ؛ زیرا میلاد رسول خدا صل الله علیه و آله در این ماه است و مى توان ادعا كرد كه از اول آفرینش زمین ، رحمتى مانند آن بر زمین فرود نیامده است .

از آداب این ماه است :

1. تمام ماه را در روز تولد پیامبر صل الله علیه و آله با تلاشهاى نیكو و اطاعتهاى گرانقدر و بزرگ ، بزرگ داشته و با پروردگار خود در مورد این نعمت بزرگ مناجات نماید.

2. دعا كردن در اول این ماه با دعاهایى كه روایت شده است از مهم ترین اعمال این ماه مى باشد.

3. روز هشتم ربیع الاول ، روز وفات امام حسن عسگرى علیه السلام مى باشد. پس سزاوار است در این روز اندوهگین باشد، بخصوص با در نظر گرفتن این كه صاحب مصیبت حضرت امام عصر(عج ) مى باشد؛ پس باید آن امام علیه السلام را با هر زیارتى كه به ذهنش مى رسد زیارت نموده و به امام زمان علیه السلام تسلیت بگوید.

4. روز نهم ربیع الاول ، چنانكه در روایت گرانقدرى آمده است ، روز نابودى دشمن خدا بوده و این روز و خوشحالى در آن فضیلت داشته و روز شادى پیروان آل محمد صل الله علیه و آله مى باشد. سزاوار است كه دوستان آل محمد صل الله علیه و آله شادى خود را در این روز، به خاطر نابودى دشمن خدا آشكار كنند.

5. روز دهم ربیع الاول ، روز ازدواج پیامبر صل الله علیه و آله با حضرت خدیجه علیهاالسلام مى باشد و بر شیعیان لازم است كه به خاطر تاءثیر این ازدواج مبارك و فرخنده ، در خوبى ها و سعادت ها و انتشار نورهاى درخشان و پاك ، آن را بزرگ بدارند.

6. روز هفدهم ربیع الاول ، همان طور كه گفته شد روز میلاد حضرت رسول صل الله علیه و آله است . از كارهاى مهم این روز، روزه داشتن این روز، به خاطر شكرگزارى و به جا آوردن دو ركعت نماز مى باشد كه در هر ركعت آن یك بار سوره حمد، ده بار سوره قدر و ده بار سوره اخلاص مى خواند. سپس در مكان نماز خود نشسته و دعایى را كه روایت شده است را مى خواند.

7. از كارهاى مهم در روز میلاد پیامبر صل الله علیه و آله ، رعایت آداب عید و اظهار مراسم شرعى عیدهاى بزرگ است ، تا دیگران این روز را به عنوان عید بشناسند.

8. از مهمترین اعمال مهم این روز به پایان رساندن روز خود با سلام به حامیان و نگهبانان آن روز و به درگاه آنان جهت شفاعت و اصلاح حال تضرع نمودن ، مى باشد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 دی 1391  ساعت 03:01 ب.ظ | نظرات (0)

آداب مهمانی و ضیافت

نويسنده:جواد محّدثی
آداب مهمانی و ضیافت از برجسته ترین خصلت های نیک مردان و آزادگان، کرم و سخاوت است. و همین آزادگی از تعلّقات و خوی بذل و بخشش است که دیگران را اسیر محبّت و احسان می کند.
«ضیافت» و داشتن دستی باز و سفره ای گشوده و عطایی پیوسته و مهمان داری و مهمان نوازی، از نشانه ها و جلوه های ایم روحیّه فتوّت و جوان مردی است.
معاشرت ها، دید و بازدیدها و رفت و آمدها ، گاهی به صورت «مهمانی» است. از این رو آشنایی با آداب ضیافت و رسوم دینی مهمانی، در محدوده ی «اخلاق» معاشرت می گنجد. این موضوع، دو جنبه و دو طرف دارد: یکی کسی که مهمان می کند، دیگری آن که مهمان می شود. و هر کدام را آداب و روش و حدّ و حدودی است، قابل بحث.
مهمان، برکتِ خانه

بعضی، از مهمان گریزانند. برخی هم مهمان دوستند. هر کدام هم نشان دهنده ی خصلتِ درونی افراد است. حضرت علی علیه السلام را اندوهیگن دیدند. پرسیدند: یا علی! سبب اندوه شما چیست؟ فرمود:
«یک هفته است که مهمانی برایم نیامده است!...»(1)
این کجا؟ و آن که آمدن مهمان را نزول بلا می شمارد و کوه غم بر دلش می افتد و عزا می گیرد، کچا؟ برکتِ خدا، در آمد وشد مهمان است. مهمان رحمت الهی است و پذیرایی از مهمان، توفیقی ارجمند است که نصیب هر کس نمی شود. مهمان حبیب خداست. توفیقی ارجمند است که نصیب هر کس نمی شود. مهمان حبیب خداست. در ضرب المثل های ایرانی است که : «مهمان، روزیِ خود را می آورد»(2) البته این ضرب المثل، از احادیث اسلامی گرفته شده و ریشه ای دینی دارد. از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله روایت است که : «الضّیفُ یَنزِلُ بِرِزقِهِ ....»؛(3) مهمان، روزی خود را نازل می کند. البته اضافه براین، گناهان صاحب خانه و میزبان را هم می زداید و این برکتی شگفت است. باز هم در این زمینه حدیثی از امام صادق علیه السلام بشنویم که به یکی از یارانش به نام «حسین بن نعیم» فرمود:
- آیا برادران دینی ات را دوست داری؟
- آری.
- آیا به تهیدستان آنان سود می رسانی؟
- آری.
- سزاوار است که دوستداران خدا را دوست بداری. به خدا سوگند، نفع تو به هیچ یک از آنان نمی -رسد، مگر آن که دوست شان بداری. راستی، آیا آنان را به خانه ی خودت دعوت
می کنی؟
- آری، هرگز غذا نمی خورم مگر آن که پیش من دو سه نفر یا کمتر و بیشتر از برادران هستند.
حضرت فرمود:
- آگاه باش که فضیلت آنان بر تو، بیش از برتری تو بر آنان است!
(راوی که با شنیدن این سخن به تعجب آمده بود، پرسید:)
- فدایت شوم! من به آنان طعام می دهم، مرکب خویش را در اختیارشان می گذارم، با این حال آنان برتر از منند؟
- آری؟ چون وقتی آنان به خانه ی تو وارد می شوند، همراه خود، آمرزش تو و خانواده ات را همراه می -آورند و چون می روند، گناهان تو و خانواده ات را با خویش می برند.(4)
کسی که خانه ای وسیع، امکاناتی فراوان و دستی سخاوتمند دارد، شکرانه ی نعمت های الهی را گاهی باید با انفاق و صدقه، گاهی با اطعام و مهمانی، هدیه، دستگیری از بینوایان، کمک به ومحرومان و... ادا کند، وگر نه شهرت و ثروت و مال، وبال او خواهد شد.
«ولیمه» یک سنّت دینی

درباره ی این که کی باید سور و اطعام داد، و به چه کسانی و چگونه، در دستورهای دینی، آداب و نکات فراوانی آمده است که به بعضی اشاره می شود.
موارد مهمانی

از توصیه های حضرت رسول به امیرالمؤمنین علیه السلام یکی هم این بود:
« یا علیّ ! لا وَلیمةَ اِلاّ فی خَمسٍ : فی عِرسٍ اَو خِرسٍ او عِذارٍ او وِکارٍ اَو رِکازٍ»؛(5)
یا علی! جز در این پنج مورد، ولیمه ای (اطعام و مهمانی دادن) نیست: ازدواج و عروسی، تولّد نوزاد، ختنه کردن کودک، ساختن یا خریدن خانه، بازگشت از سفر حجّ.
در این موارد، سزاوار است که انسان به این بهانه و مناسبت، سفره ای بگسترد، ذبحی کند و مؤمنان را به مهمانی دعوت کند.
در حدیث دیگری از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده که فرمود: هر کس مسجدی ساخت، گوسفند چاقی را ذبح کند و از گوشت آن به محرومان بینوا اطعام کند و از خداوند بخواهد که شرّ سرکشانِ جنّ و انس و شیطان ها را از او دور کند.(6)
مهمانی، برای هر یک از مواردِ یاد شده، سنّتی اسلامی است که دل ها را به هم مهربانتر و صفا و صمیمیت میان جامعه را بیشتر می کند و اقوام و دوستان، یکدیگر را می بینند و آشناتر می شوند، روح ها شاداب تر و زندگی – ها بانشاط تر می شود.
در زندگی اولیای دین و پیشوایان معصوم نیز، نمونه های فراوانی از این گونه ضیافت ها دیده می شود. از جمله به این نمونه دقت کنید: امام هفتم، حضرت کاظم علیه السلام برای تولّد یکی از فرزندانش ولیمه و اطعام دارد و به مدت سه روز در مسجدها و کوچه ها، در ظرف هایی به مردم «فالوده» داده شد. برخی پشت سر، این کار را بر حضرت عیب گرفتند. وقتی امام کاظم علیه السلام شنید، در پاسخ آن عیبجویی، به سنّت انبیا و روش پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله استناد نمود.(7)
مهمان نوازی

گرچه بادیه نشینان عرب به مهمان نوازی معروفند، هم چنین عشایر خودمان در ایران، ولی در بسیاری از شهرها و مناطق، با جلوه های زیبای مهمان دوستی مواجه می شوید. شاید شما هم نام برخی از شهرها و مناطق را به عنوان مهمان نواز و مهمان دوست شنیده اید که در این خصلت، مشهورند و زبان زدِ خاصّ و عام . این نیز ریشه در فرهنگ دینی و باورهای مذهبی دارد و تعلیمی است که از قرآن و دین فرا گرفته اند. اساساً دین ما، یکی از مؤثرترین عوامل شکل دهنده به «فرهنگ عمومی» در جامعه ی ایرانی و اسلامی است.
در روایات اسلامی، حتی فصلی به عنوانِ «باب اِقراء الضیّف و اکرامه»(8)وجود دارد که به تکریم و گرامی داشتن و احترام و پذیرایی از مهمان سفارش می کند و مهمان دوستی را خوش می دارد و خوشحال شدن از آمدم مهمان را بسیار نیکو می شمارد و خانه ی بی مهمان را دور از فرشتگان می داند.
امام باقر علیه السلام به نقل از پدرانش از قول حضرت پیامبر صلی الله علیه وآله فرموده است:
«اِذا دَخَلَ الرَّجُلُ بَلدِةً فَهُوَ ضَیفٌ عَلی مَن بِها مِن اَهلِ دینِهِ، حَتّی یَرحَلَ عَنهُم...»؛(9)
هر گاه کسی وارد شهری شد، او مهمانِ هم دینان خودش در آن شهر است، تا آن که آنجا را ترک کند.
وقتی تازه واردی به یک شهر، مهمان مردم آنجا محسوب شود و آنان وظیفه ی اکرام و مهمان نوازی دارند، ورود مهمان به خانه ی شخصی یک مسلمان، ضرروت اکرام و پذیرایی بیشتری را داراست. از همین حاست که اگر شهری پذیرای مهمان های خارجی، سیلزدگان، آوارگان جنگ، آسیب دیدگان از زلزله و حوادث و آوارگان از یک کشور همسایه باشد، به حکم وظیفه ی انسانی و به دستور اخلاقی اسلام، وظیفه ی آن شهروندان است که با آغوشی باز و گرم و برخوردی کریمانه و بزرگوارانه، مهمان نوازی کنند. از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله روایت شده است که فرمود: «اَکرِمُوا الضیُّوفَ وَ اَقروُا الضّیُوفَ»(10)، مهمانها را اکرام و پذیرایی کنید.
«استقبال» از مهمان هنگام ورود و «بدرقه ی» او هنگام رفتن نیز از مصادیق مهمان نوازی و اکرام به شمار می- رود.
پرهیز از اسراف و ریا

هر عمل خیر و شایسته ای، گاهی دچار برخی آفت ها می شود با همه ی ستایشی که ازپذیرایی شایسته از مهمان شده، اگر جنبه ی تعادل رعایت نشود و به مرز اسراف و ولخرجی هایی برسد که اغلب، روی چشم و هم چشمی است، یا ریشه در خودنمایی و تفاخر دارد، ناپسند است و همین کار مقدّس و خداپسند، از قداست و محبوبیّت نزد خدا می افتد.
اطعام، با همه ی ارزشی که دارد، آنجاست که «فِی الله» و «لله» باشد و به قصد سیر کردن شکمی گرسنه یا شاد کردن برادری مؤمن یا تقویت رابطه های خویشاوندی و صله ی رحم باشد.
درست است که از نعمت الهی باید بهره گرفت، امّا با حفظ حدّ و مرز ارزشی آن و فراتر نرفتن از مرز اعتدال، و انجام دادن آن کار به صورتی خردمندانه و شرع پپسند و عرف ناپذیر!
روزی حضرت امیرعلیه السلام به «علاء بن زیاد» که خانه ای وسیع و مجلّل برای خود ساخته بود، فرمود: با این خانه ی بزرگ، در این دنیا می خواهی چه کنی؟ تو در آخرت، به چنین منزل وسیعی بیش از دنیا نیازی داری؛ مگر آن که بخواهی از همین خانه ی وسیع دنیوی، به آخرت برسی، مثل این که در این خانه از مهمان پذیرایی کنی، صله ی رحم نمایی، به بستگانت برسی، حقوقی را که از این خانه بر گردنِ دوست تو ادا کنی. در این صورت، از همین خانه به آخرت می رسی!...(11)
گاهی اصل مهمانی دادن، ریاکاری است. گاهی نوع غذا و محلّ اطعام و کیفیّت سفره چیدن، تظاهر و خودنمایی است. گاهی مهمان های خاصّ و مدعویّن، شایسته ی اطعام نیستند، یا با انگیزه های ریاکارانه و حسابگرانه و مصلحت اندیشانه دعوت می شوند.
همه ی این ها نارواست و هدر دادن نعمت های الهی، پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمود: هر کس طعامی را از روی ریا و خودنمایی اطعام کند و مهمانی دهد، در روز قیامت، همانندِ آن را خداوند از طعام های دوزخی به او می خوراند. (12)و امام باقر علیه السلام فرمود: «ولیمه» در حدّ یکی دو روز، کرامت و بزرگواری است. بیشتر از آن، ریا و خودنمایی و سُمعه است:
« الوَلیمةُ یَومٌ اَو یَومَینِ مَکرَمَة وَ مازادَ ریاءُ و سُمعَة.» (13)
البته این ها در سور دادنها و مهمانی های رایج و مرسوم به مناسبت های یاد شده است. اما اصل مهمان دوستی و کرم و اطعام به محرومان، سخاوتی است که هر چه بیشتر و مستمرّتر باشد، بهتر و زیبنده تر است.
«هاشم»، جدّ بزرگ رسول خدا، همیشه سفره ای باز داست و غذای آماده ی او و خانه ی مهیّایش برای عامّه ی مردم، او را به سیادت و آقایی قریش رسانده بود.
«حاتم طایی»، سخاوتمند معروف عرب، خانه ای داشت که ملجأ مردم و محلّ امید بینوایان و مسافران و مهمانان مختلف بود.
امام حسن مجتبی علیه السلام مهمان خانه ای در منزل داشت که به طور معمول، از طبقات مختلف، بویژه افراد غریب و بی خانه و بینوا و مسافران و یتیمان و محرومان، پیوسته از آن بهره مند می شدند.
برای کریمانِ بلند همّت، «اطعام» لذّتی بیش از طعام خوردن دارد و حظّ روحی آنان از این رهگذر است.
چه زیباست این کلام مولا علی علیه السلام که فرمود:
«قُوتُ الأجسادِ الطَّعامُ، وَ قُوتُ الأرواحِ الإطعام»؛(14)
قُوت و غذالی جسم، غذا خوردن است، ولی غذای روح، اطعام و غذا دادن .
کسی می گفت: بزرگترین لذّت روحی من وقتی است که عدّه ای نیازمند و تهیدست را به مهمانی دعوت کنم و آن ها سر سفره نشسته و مشغول خوردن باشند و من از دور، این صحنه را نگاه کنم و لذّت ببرم!
در قابوس نامه چنین توصیه می کند:
«چون میهمان کنی، از خوبی و بدیِ خوردنی ها عذر مخواه، که این طبع بازاریان باشد، هر ساعت مگوی که فلان چیز بخور، خوب است ! یا چرا نمی خوری؟ یا من نتوانستم سزای تو کنم، که این ها سخن کسانی است که یک بار میهمانی کنند. » (15)
آداب مهمانی

ضیافت و مهمانی دو طرف دارد:
یکی مهمان می شود، دیگری میزبان است.
یکی بر سر سفره ی دیگری می نشیند و طعام می خورد، دیگری سفره می گسترد و اطعام می کند. لذت یکی در غذا خوردن است، و دیگری در طعام دادن.
اصل مهمانی و ضیافت و مواردی را که در اسلام، توصیه به مهمانی دادن شده است، بحث کردیم و با میزبانان سخن گفتیم. اینک سخن با مهمان است و آداب مهمانی رفتن.
مهمان یا دردسر؟

در فرهنگ دینی ما، مهمان حبیب خدا و مایه ی برکت است، هدیه ای از سوی پروردگار و عامل افزایش رزق و سبب آمرزش گناهان صاحب خانه و سبب نزول مغفرت الهی است. این ها همه بجا و درست، چرا که فرموده ی معصومین و تعالیم مکتب است. اما در همین جا «هزار نکته ی باریکتر ز مو» وجود دارد که اگر مهمانی رفتن ما سبب زحمت و رنجش صاحب خانه شود و او را به دردسر بیندازد، آن وقت چه؟ با زهم رحمت است؟!
البته همه یکسان نیستند و روحیه ها متفاوت است. بعضی ها آمادگی پذیرش مهمان ندارند. برخی از وضع مالی مناسبی برای مهمان نوازی و خرج ضیافت برخوردار نیستند. بعضی از نظر جا و منزل و امکانات پذیرایی آبرومندانه از مهمان در مضیقه و فشارند. بعضی ها اشتغالاتی دارند که مهمانی مزاح وقت و یا کارشان خواهد شد. این جاست که خود مهمان باید مراعات حال طرف را بکند، انتظار بیش از حد نداشته باشد، بی خبر و بی دعوت نرود، دیروقت و نابهنگام بر سر صاحب منزل فرود نیاید و او را به تکلف و زحمت نیفکند (البته فرودهای اضطراری مستثنی است!...) هر جا که میزبان گفت بنشیند و از صاحب خانه اطاعت کند.
سفارش معاشرتی قرآن به مؤمنان درباره ی ادبِ مهمان شدن در خانه ی پیامبر صلی الله علیه وآله چنین است:
«ای کسانی که ایمان آورده اید!
بدون اذن و اجازه و دعوت برای طعام، وارد خانه ی پیامبر نشوید، و هر گاه دعوت شدید، داخل شوید،و چون غذا خوردید، پخش شوید (و بروید) و برای حرف زدن (وگپ زدن) ننشینید، این کار شما سبب اذیت پیامبر است و از شما خجالت می کشد، ولی خداوند از گفتن حق، حیا نمی کند!»(16)
در مهمانی اگر آداب و سنن اسلامی مراعات شود، دیگر مهمان، اسبابِ زحمت و بار خاطر نخواهد شد، بلکه مایه ی برکت و سبب خوشحالی خواهدبود و از همین جاست که به مسأله ی «تکلف» بر می خوریم که پیامدهای بدی دارد و مایه ی تلخکامی هایی در زندگی است.
«تکلّف» یا « ماحَضَر» ؟

در مثل های زیبای فارسی است که : «رسیده، رسیده خورَد».
یا این که: «مهمان، هر که باشد، در خانه هر چه باشد؟ ».(17)
چیزی به نام «حفظ آبرو» یا «حیثیّت»، برای برخی چنان تکلّف آور و مشقّت بار است که برای آن خود را به زحمت های بسیار دچار می کنند و به هر قیمتی شده از مهمان پذیرایی می کنند، مبادا که آبروی شان برود. البته توقعات نابجای برخی مهمانان هم در این مسأله دخالت دارد.
این گونه مهمان که میزبان را به «تکلّف» و زحمت می افکند، نه تنها رحمت نیست که شوم است. اگر میان مردم و خویشاوندان صفا و صداقت و صمیمیت باشد و مهمانی از راه برسد و دیرقوت یا نابهنگام باشد، باید به هرچه که «هست» قناعت کرد. نه مهمان توقع زیادی داشته باشد و نه صاحب خانه خود را به دردسر بیفکند. در این صورت، دوستی ها و رفت و آمدها تداوم می یابد.
اما رفت و آمدهای هزینه ساز و خرج تراش و تکلّف آور، سبب کاهش دید و بازدیدها و مهمانی ها و موجب قطع رابطه ها یا کاهش و سردی آن می گردد. درسی از امیرمؤمنان علیه السلام بیاموزیم:
مردی حضرت علی علیه السلام را به خانه دعوت کرد. حضرت فرمود: به سه شرط می آیم. آن مرد پرسید: آن شرایط چیست؟ امام پاسخ داد:
یکی این که از بیرون خانه چیزی برایم تهیه نکنی.
دوم آن که آن چه را در خانه داری، پنهان و ذخیره نسازی (هرچه داری بیاوری).
سوم آن که به خانواده ات اجحاف و فشار وارد نیاوری.
مرد گفت: باشد، می پذیرم.
حضرت قبول کرد و مهمانِ خانه ی او شد. (18)
این حدیث، درس های عظیم و نکات ظریفی را بین می کند. بعضی ها به خانواده و همسر خویش زحمت بسیار می دهند و تهیه بساط و مواد یک سفره و پخت و پز را به او تحمیل می کنند تا یک مهمانی آبرومند بر پا شود. زحمتش را خانم می کشد، ولی پُزش را آقا می دهد. این نوعی ستم به خانواده است و روا نیست که از سوی مرد انجام گیرد.
در مهمانی رفتن، هم مهمان نباید متوقع باشد که برای چنین و چنان کنند و به «ماحَضَر» - هر جه که موجود است- قانع باشد، و هم صاحب خانه خرجی را بر خود و رنجی را بر عیال، تحمیل نکند.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: مهمان تا دو شب مورد اکرام و پذیرایی قرار می گیرد. اگر شب سوم فرا رسید، دیگر او را از اهل خانه محسوب می شود، هر چه که بود، می خورد.(19)
نیز از آن حضرت روایت است:
به خانه ی دیگری چنان وارد نشوید و مهمان نروید که چیزی نداشته باشند تا خرج و انفاق کنند.(20) این برای حفظ آبرو و عزت صاحبخانه است که نزد مهمان شرمنده و سرافکنده نشود. در ضرب المثل های فارسی است که : «مهمان دیروقت (یا : ناخوانده) خرجش به پای خودش است».
سلمان و مسلمانی

روش مسلمانی را باید از حضرت «سلمان» آموخت که اهل قناعت و ساده زیستی بود و پرهیز از تکلف و تجمل. از این رو سلمان فارسی در فضیلت ها و ارزش ها از «اهل بیت» به شمار می آمد. (سلمان منّا اهل البیت) . باری، نقل خاطره ای از سلمان مناسب این بحث است:
یکی از مسلمانان صدر اسلام به نام «ابووائل» می گوید: من به اتفاق دوستم به خانه ی سلمان فارسی رفتیم و مدتی نشستیم . هنگام غذا فرا رسید. سلمان گفت: اگر نبود آن که رسول خدا صلی الله علیه وآله از تکلف و خویشتن را به زحمت افکندن نهی کرده است، برایتان غذای خوبتری فراهم می کردم. سپس برخاست و مقداری نان معمولی و نمک آورد و جلوی مهمانان گذاشت. رفیقم گفت: کاش همراه این نمک، مقداری سعتر(مرزه و آویشن) بود! سلمان رفت و ظرف آب خویش را «گرو» نهاد و کمی مرزه فراهم کرد و سر سفره نهاد. وقتی غذا خوردیم، دوستم گفت: خدا را شکر که به روزیِ خدا قانعیم! سلمان گفت: اگر به رزق خدا قانع بودی، الآن ظرف آب من در گرو نبود!..(21)
سلمان اهل تکلف نبود. ولی وقتی مهمان، خواسته ای را بر زبان آورد و تمنای غذا و طعامی داشت، سلمان ناچار شد که برای رضای خاطر مهمان آن را تأمین کند، هر چند با «رهن» گذاشتن وسیله ی زندگی!
بسیاری اوقات، نه تنها در مهمانی ها، بلکه در مجموعه ی رفت و آمدها و روابط، توقعات بیجای افراد از یکدیگر، بار سنگینی را به دوش دیگران می گذارد و این هیچ پسندیده و اسلامی نیست ! مهمان خوب کسی است که وقتی به خانه ی کسی می رود، بخصوص اگر بدون اطلاع دادن قبلی باشد، همان جا که کفش هایش را از پا در می آورد، توقع و انتظار را هم از خود جدا کند و بیرون در بگذارد و وارد شود، تا جا هیچ گونه گله ای نباشد. وقتی باری بر دوش میزبان سنگینی نکند، این گونه مهمانی بی زحمت و رنج است و اگر خدا کمک کند و همراه مهمان، روزیِ او را هم بفرستد که چه بهتر.
در حدیث است : » لا تَکَلّفوا لِلضیّف» یا « لا یَتَکَلَّفَنَّ احدٌ لضیفه ما لا یَقدِرُ؛(22)برای پذیرایی از مهمان، خود را بیش از حد توان به زحمت و مشقت نیندازید.
می بینید که مسأله، ظریف است و مرزها گاهی آشفته می شود. هم دعوت به پذیرایی از مهمان کرده اند، هم نهی از تکلف! هم مهمان را موهبت الهی شمرده اند و مایه ی رزق و برکت خانه دانسته اند، هم ایجاد اذیت و سختی برای میزبان را نهی کرده اند. شناخت تکلیف صحیح، هم برای مهمان هم میزبان، دقت و ظرافت می- طلبد.
مهمان ناخوانده

روابط مودت آمیز در جامعه ی اسلامی و میان برادران دینی و خانواده ها، باید در سطحی باشد که رفت و آمدها گرم، و مهمانی دادن ها صمیمی، مهمانی رفتن ها بی تکلّف، و پذیرایی ها خودمانی و بی گله باشد. این مطلوب نهایی است، ولی رعایت آدابی خاصّ، به ویژه آنجا که محبت ها و صمیمیت ها در حدی نیست که «هیچ آدابی و القابی مجوی»، ضروری است. یکی از این نکات، بی دعوت به مهمانی نرفتن است، یکی هم همراه دعوت شده را با خود بردن! گر چه میزبانان معمولاً می گویند:« خوب، چه می شد مهمانتان را هم می -آورید، غریبه که نیستید، می آورید و دور هم بودیم و... »
اما توصیه ی اسلام به پرهیز از این مسأله است. حتی همراه بردن کودکان به مهمانی، اگر دعوت نشده اند ، گاهی اشکال شرعی هم پیدا می کند، به ویژه اگر در دعوت نامه قید شده باشد که : «لطفاً از آوردن بچه...»
امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل می کند که فرمود: « هر گاه یکی از شما به مهمانی و طعامی دعوت شدید، فرزند خود را همران نبرید، اگر چنین کنید، کاری ناروا و غاصبانه کرده اید.»(23) این همان عادت ناپسند «طفیلی» و « قُفیلی» بردنِ همراه است. و... سومی را هم که صاحب خانه می - شناسد!
در حدیث دیگری پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله به حضرت علی علیه السلام در ضمن وصایایی فرمود:
«یاعلی! هشت گروهند که اگر مورد اهانت قرار گرفتند، خودشان را سرزنش کنند، نه دیگری را. یکی از آنان کسی است که به مهمانی ای که دعوت نشده برود و بر سر سفره ی ناخوانده بنشیند:
«الذّاهبُ اِلی مائدة لَم یُدعَ اِلیها...»(24)
گله نداشتن

مشهور است که : «سفره نینداخته بک عیب دارد. سفره ی انداخته هزار عیب !» این مثل همان کلام دیگر است که می گویند : دیکته ی نوشته نشده، غلط ندارد!
وقتی کسانی مهمانی می دهند، بخصوص به صورت دسته جمعی و عمومی، چیزی به نام «گلایه» مطرح می -شود. البته ما نباید اهل گله باشیم که چرا مثلاً ما را خبر نکردند، مگر غریبه بودیم که دعوت نشدیم و... از طرف دیگر هم میزبان باید خود را برای گلایه های احتمالی آماده کند.
اما آن چه برای دیگران بسیار کارساز است. «عدم توقع» است. نتیجه ی این روحیه، آرامش وجدان و آسایش درون است. اگر کسی از دوستان، بستگان، همسایگان و همکاران، سوری داد و ما جزو مدعوّین نبودیم، چه جای گلایه؟ ... مگر به ما بدهکار بوده است؟ شاید دسترسی نداشته، شاید فراموش کرده که بگوید و از قلم افتاده ایم، شاید از نظر جا و غذا، امکانات و ظرفیت نبوده، و... یا به هر دلیل دیگری به ما نگفته است.
چرا به ما بربخورد و غبار کدورت بر آینه ی دوستی هایمان بنشیند؟! حیف است که حذیم و مرز دوستی ها و خویشاوندی ها با این گونه مسایل، آشفته گردد.
زبان به گلایه گشودن، هم طرف مقابل را شرمنده و رنجیده می کند، هم نشامه ی کم ظرفیتی و دون همتی و حقارت نفس گله کننده است.
مناعت طبع، گوهری است که نباید آن را با سنگ «توقع های کوچک» شکست ! اگر به مهمانی هم رفتیم و غذا و جا و شرایط بر طبق میل و انتظارمان نبود، باز هم عیب جویی و شکوه، مناسب نیست؛ زیرا گلایه های بعدی، نه عیوب و کاستی های گذشته را اصلاح می کند، نه چیزی عاید ما می شود. تنها پایین بودن سطح اندیشه و افق فرهنگ خویش را با این کار، نشان داده ایم.
ابثار و گذشت و بلندنظری و والاهمتی، مخصوص همین جاهاست! پس همت بلند دار... مبادا صفای دوستی و خویشاوندی با چنین توقع هایی به کدورت مبدل شود. حیف است!(25)
پی نوشت :
1- میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 521.
2- امثال و حکم، دهخدا، ج 4 ، حرف میم.
3- میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 520؛ وسایل الشیعه ، ج 16، ص 459.
4- کافی، ج 2، ص 201 ، حدیث 8 و 9.
5- وسایل الشیعه ، ج 16 ، ص 454.
6- همان، حدیث 4.
7- همان، ص 452 ، حدیث 2.
8- بحارالانوار ، ج 72 ، ص 458.
9- همان، ص 462.
10- کنزالعمّال، ج 9 ، ص 245.
11- نهج البلاغه ، خطبه ی 209.
12- وسایل الشیعه، ج 16 ، ص 455.
13- همان، ص 456.
14- بحار الانوار، ج 72 ، ص 456.
15- رهنمون، ص 748.
16- احزاب (33) آیه ی 53 « لا تَدخُلوُا بُیُوت النَّبیِّ...»
17- امثال و حکم، دهخدا ، ج 4 ، کلمه ی «مهمان».
18- بحارالانوار، ج 72، ص 451 ، حدیث 4.
19- وسایل الشیعه، ج 16، ص 456.
20- همان، حدیث 2.
21- میزان الحکمه، ج 5 ، ص 525 (به نقل از بحارالانوار، ج 22 ، ص 284).
22- کنزالعمّال، ج 16 ، ص 248.
23- بحارالانوار، ج 72، ص 445.
24- همان، ص 444، حدیث1 و ص 452، حدیث 6.
25- درباره ی موضوع این بخش از جمله ر.ک: مهمانداری در اسلام، نور مراد محمدی ، بوستان کتاب.

منبع:اخلاق معاشرت



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 21 دی 1391  ساعت 12:32 ب.ظ | نظرات (2)

 

آداب و شرايط صدقه

در فرهنگ ديني هر صدقه و انفاقي مقبوليت ندارد، بلکه صدقه اي مورد قبول حق قرار مي گيرد که آداب و شرايط انفاق بطور کلي رعايت شود، از جمله آداب و شرايط اينکه:
1- رضايت خدا رعايت شود: خلوص نيت روح و خاصيت عمل است، هر چه در صدقات نيت انسان پاک تر و خالص تر باشد، ارزش عمل بيشتر است، بي جهت نيست که چند قرص نان اهدائي اهل بيت (عليهم السلام) به يتيم و مسکين و اسير غوغايي در قرآن و روايت اسلامي بر پا کرده، ولي بعضي ها ميليون ها پول و ثروت اين طرف و آن طرف خرج مي کنند، ولي هيچ اثر مثبتي بر آن ها مترتب نمي شود، خودنمايي، رياکاري و چشم و هم چشمي آفت بزرگ صدقات است. 
در زمان اميرالمؤمنين (ع)، رئيس يکي از قبايل، شتري کشت و گوشت آن را بين مردم تقسيم کرد، رئيس قبيله ديگر چون چنين ديد، او هم شتري کشت و بذل و بخشش کرد. رئيس قبيله اول اين بار دو شتر کشت و همينطور رؤساي اين دو قبيله به چشم و هم چشمي يکديگر تعداد زيادي شتر کشتند و گوشت آن را انفاق کردند. خبر به اميرالمؤمنين (ع) رسيد، فرمودند: تمام شتر را در بيابان بريزند تا حيوانات درنده استفاده کنند، اينها لايق انفاق نيستند. 
2- همراه با منت و آزار نباشد: قرآن هشدار مي دهد يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا لا تَبطُلوا صَدَقاتِکم باالمَنَّ و الاَذي (1)، صدقات خود را با منت و آزار، باطل نسازيد. 
اساساً زيبايي صدقه به آن است که با دستاني نوازشگر، صورتي گشاده، لباني متبسم و گفتاري نيکو صورت پذيرد. به کار بردن کلمات و سخناني که عواطف و احساسات نيازمند را جريحه دار مي سازد، نه تنها آثار و برکات صدقه را از بين مي برد، بلکه گناهي از گناهان بزرگ تلقي مي شود. 
پيامبر عزيز اسلام (ص) مي فرمايند: آفةُ السَّخاء المَنّ: آفت بخشش و انفاق، منت گذاشتن است (2). يا در روايت ديگري مي فرمايند: حُرمَتِ الجَنةُ علَي المَنّان: بهشت بر کسي که منت گذارد حرام است. از اين روايت و روايات مشابه فهميده مي شود، يکي از اعمالي که مي تواند انسان را جهنمي کند، صدقه همراه با منت است. 
در صدقه، اطعام و انفاق هيچ گونه رفتار تحقيرآميزي نبايد متوجه فقراء شود و اين مسئله تا آن جا اهميت دارد که شخصي خدمت پيامبر اسلام (ص) رسيد و عرض کرد مي خواهم همه فقراي مدينه را دعوت کنم و از آنها پذيرائي کنم. پيامبر اسلام (ص) فرمودند: اين کار شايسته نيست (به خاطر اينکه وقتي همه آنها دور يک سفره مي نشينند، هر يک نگاه مي کنند مي بينند همه فقير هستند، آنگاه مي فهمند که اين سفره، سفره ي فقر است و او هم به خاطر فقير بودنش دعوت شده، لذا ناراحت مي شود.) آن شخص عرض کرد، يا رسول الله پس پول دارها را دعوت کنم؟ پيامبر (ص) فرمودند: نه بلکه فقير و پول دار را با هم دعوت کن. 
اميرالمؤمنين (ع) وقتي صدقه مي داد و دستش به دست فقير مي خورد، دست خود را مي بوسيد و مي فرمود اين دست شرافت دارد.
ائمه (عليهم السلام) ما وقتي چيزي را به فقيري مي دادند، دست خود را پائين مي گرفتند تا فقير از دست امام صدقه بردارد، اينقدر براي فقير کرامت قائل بودند. 
3- صدقه بايد از اموال و اشياء مورد علاقه و محبت انسان باشد: قرآن مي گويد: لَن تَنالُو البِرَّ حَتّي تُنفِقوا مِمّا تُحِبُّون (3): حقيقت صدقه وقتي است که از اموال مورد علاقه انسان پرداخت شود. 
حقيقت صدقات و انفاقات زماني آثار و برکات لازم را دربردارند که دو اثر اجتماعي و تربيتي در آنها لحاظ شود. بديهي است فقدان يکي از اين دو اثر مي تواند آثار مادي و معنوي صدقات را از بين ببرد. براي روشن تر شدن موضوع به انساني توجه کنيد که توفيق ساختن بيمارستاني را پيدا کرده، اثر اجتماعي اين صدقه جاريه اين است که بيماران در اين بيمارستان معالجه مي شوند، دردها درمان مي شود، اما اين عمل به تنهايي کافي نيست، بايد اثر تربيتي و معنوي هم در وجود سازنده ي بيمارستان ايجاد شود و اين جنبه ي تربيتي و الهي زماني محقق مي شود که باني بيمارستان با توجه به آموزه هاي ديني، اموال مورد علاقه خود را براي رضاي حضرت حق جهت ساختن اين بناء با عظمت، اهدا کند و با وجود محبت و علاقه نفساني زيادي که به ثروت و اموال خود دارد جهت قطع اين علاقه گام بردارد و از اين جهت تحت تربيت معنوي قرارمي گيرد و آثار اين تربيت در روح و روان او تعالي و ترقي ارزشي و معنوي را به دنبال دارد. 
در اينجا مناسب است، جمله زيباي شهيد مطهري نقل شود، ايشان در کتاب آشنايي با قرآن، پيرامون فلسفه انفاق مي فرمايد: تنها فلسفه انفاق، پر شدن خلاءهاي اجتماعي نيست تا برخي اين را وظيفه دولت بدانند، بلکه انفاق رابطه اي با ساخته شدن دارد، اين که انسان چيزي داشته باشد و از خود جدا کند و مظهر رحمانيت پروردگار واقع شود، نقش بزرگي در ساختن انسان دارد. 
اصولاً در اسلام مسأله صدقه فقط بهره برداري مردم بي بضاعت و يا پر کردن شکم گرسنه و پوشاندن بدن هاي برهنه نيست، بلکه تربيت روح را هم انتظار دارد، اسلام مي خواهد فرد با صدقه، روحيه هم دردي، تعاون، سخاوت و ساير ارزش ها اخلاقي را در وجود خود پرورش دهد و بدين وسيله رشد کند و اين مهم زماني محقق مي شود که با دست خود از اموال مورد علاقه صدقه داده شود. 
شخصي از اصحاب پيامبر (ص) انبار خرمايي داشت، وصيت کرد پس از مرگش، پيامبر عزيز اسلام (ص) همه آن خرماها را به مصرف فقراء برساند، او از دنيا رفت و مطابق وصيتش عمل شد، پيامبر اسلام (ص) آخرين دانه خرما را برداشت و فرمود: اگر اين شخص با دست خود اين دانه را صدقه داده بود، بهتر از اين بود که اين انبار خرما توسط من انفاق شود، بديهي است که يک دانه خرماي موردعلاقه که با دست خود انفاق مي کند سخاوت و عاطفه و هم دردي را در انسان ايجاد مي کند و در همين حد سبب تکامل او مي گردد، علاوه بر اين وجود روحيه انفاق و صدقه در آدمي، انسان را از تعدي به حقوق ديگران و کسب حرام جلوگيري مي کند، زيرا کسي که به طور مستمر در انديشه صدقه و انفاق است در فکر تکاثر اموال از راه حرام نمي باشد. 
حق تقدم خويشاوندان در صدقه
از آنجايي که خويشان، نفس يکديگرند و خون و رگ و پوست آنها از يک ريشه مي باشد و عزت و سربلندي هر کدام عزّت و سربلندي ديگري است، اسلام سفارشات سازنده اي در رابطه با صله رحم، رسيدگي به مشکلات آن ها و اولويت آن ها در پرداخت صدقات صادر کرده است. پيامبر اسلام (ص) مي فرمايد: کسي که چند دانه خرما يا قرص نان يا چند دينار را مي خواهد، صدقه بدهد. در درجه نخست اگر پدر و مادر محتاج هستند به آنها اهداء کند و در درجه دوم بر زن و فرزند و سپس بر خويشاوندان و در مرحله بعد به ديگران صدقه دهد. 
آيا اگر اين سخن بلند رسول عزيز اسلام (ص) را مردم مؤمن سرلوحه زندگي خود قرار مي دادند و اشخاص در هر فاميلي فقراء فاميل خود را مساعدت مي کردند، الان مشکل فقراء تا اين حد دل خراش جلوه مي کرد؟ چه بسيارند فقيراني که داراي بستگان و خويشاوندان متموّل و پول دار هستند اما در عين حال از ناحيه کميته امداد يا بهزيستي و مؤسسات خيريه امرار معاش مي کنند، اگر افراد ثروتمند هر فاميلي با توجه به مسئوليت خطير ديني و خويشاوند خود افراد نيازمند و مستمند فاميل خويش را مساعدت کنند، اوضاع فقراء سمت و سوي ديگري پيدا خواهد کرد. حضرت امام حسين (ع) مي فرمايد: شنيدم از رسول خدا که فرمود: اِبدأ بِمَن تَعول: اُمُّک و اَباکَ و اُختُکَ و اخاک ثُمَ اَدناکَ فَأدناک (4): صدقه را از خانواده ات شروع کن از مادرت، پدرت، خواهرت، برادرت (اگر آنها فقير هستند) بعد از اينها به خويشاني که در رتبه بعد قرار دارند. 
در روايت ديگر پيامبر اسلام (ص) مي فرمايند: لا صَدَقَة و ذو رَحمٍ مُحتاج (5): تا وقتي که خويشان محتاج هستند بايد صدقه به آنها برسد و اگر با وجود فقير در فاميل انسان پولي به غير فاميل انفاق کند در واقع صدقه کامل نداده است.(6) در روايت ديگر مي فرمايند: اِنَّ صَدقةَ علي ذي القُربة يُضَعَّفُ اَجرها مَرَّتين (7): صدقه دادن به خويشاوند، اجرش دو برابر است. در روايت ديگر باز مي فرمايند: صدقةُ ذِي الرَّحم علي ذيّ الرّحم صَدقةٌ وصِلَةٌ (8): صدقه فاميل به فاميل نيازمند خود، هم ثواب صدقه دارد و هم ثواب صله ي رحم. 
از کودکي فرزندانمان را به صدقه دادن عادت دهيم
صاحب ابن عباد وزير آل بويه از شخصيت هاي علمي و ديني اين مرز و بوم محسوب مي شود، اين مرد بزرگ قله ي افراشته اي از علم و عمل به برنامه هاي ديني و قدسي است، مساعدت او به افراد بي بضاعت، از جمله ي عادات اوست که بفرموده ي خود ريشه در ايام کودکي داشت، از کودکي مادرش او را چنين تربيت کرده بود، از همان اوان طفوليت که براي درس خواندن به مسجد مي رفت، هر روز صبح مادرش يک دينار و يک درهم به او مي داد و سفارش مي کرد به اول فقيري که برخورد کردي صدقه بده، اين عمل براي صاحب ابن عباد عادت شده بود و حتي وقتي هم که وزير شده بود، هيچ گاه سفارش مادرش را ترک نمي کرد، از ترس اين که مبادا يک روز صدقه را فراموش کند به خادم که متصدي اتاق خوابش بود دستور مي داد هر شب يک دينار و يک درهم زير بستر خوابش بگذارد و هر بامداد که از خواب بر مي خواست، پول را برداشته به اولين فقير مي داد. (9)
برترين صدقه
حال که بحث صدقه در ابعاد مختلف تعريف شد، در اين جا اين مسئله جاي سؤال دارد که مصداق بارز صدقه يا برترين صدقه کدام است. در اينجا روايات بسيار زيادي از پيشوايان مکتبي بيان شده که بهترين صدقه در وقتي است که انسان دچار مشکل مالي شده باشد و با دست خود به فقير داده شود. امام باقر (ع)مي فرمايد: برترين صدقه، قوت لايموتي است که انسان تهي دست مي پردازد، چرا که خداي متعال فرموده: ديگران را بر خويشتن ترجيح دهند، هر چند خود نيازمند باشند. (10)
امام صادق (ع) مي فرمايد: صدقه دادن براي توانگر آسان است. اما خداي متعال کسي را که اندک مالي دارد و ازهمان مال صدقه اي مي دهد، ستوده و فرموده است: ديگران را بر خود برمي گزينند، در حالي که خود نيازمند است. (11) پيامبر عزيز اسلام (ص) فرمودند: برترين صدقه، صدقه اي است که به خويشاوند کينه ورز داده شود.(12)
از نبي گرامي اسلام (ص) سؤال مي شود که افضل صدقات کدام است؟ حضرت فرمودند: برترين صدقه اين است که وقتي سالم و تنگ چشم هستي، يعني به زندگي اميدواري و مي ترسي اگر مالت را صدقه دهي فقير شوي، صدقه دهي و نگذاري تا وقتي که جانت به لب رسيد و در آستانه مرگ قرار گرفتي، بگويي اين مال را به فلاني دهيد و آن مال به فلان شخص ديگر، چرا که در اين هنگام چه بگويي يا نگويي مال هايت از فلاني و فلاني مي شود.(13)
وجود مبارک امام عصر (عج) در وقت صدقه مقدم شود
صدقاتي که انسان مي دهد براي سلامتي، دفع بلا و تعالي خود يا عزيران مثل والدين، فرزندان، برادران و خواهران اوست. از آنجا که وجود مبارک ناموس عصر، منير آفتاب و ماه، حاضر در قلوب اخيار و غائب از مردمک اغيار، حضرت بقيت الله (عج) براي انسان مؤمن، عزيزترين عزيزان او و حتي عزيزتر از نفس خود اوست، بايد انسان مؤمن در تمام دعاها و صدقات و بريّات، سلامتي و دفع آفات را از آن وجود مبارک مقدم بر خود و عزيزان قرار دهد. در تمام دعاها اول براي وجود آن ذي وجود مبارک دعا کند. در تمام صدقات اول نيت سلامتي آن حضرت مدنظر باشد و چرا چنين نباشد و حال آنکه وجود، حيات، دين، عقل، صحت، عافيت و ساير نعمت هاي ظاهري و باطني تمام موجودات مکتب خلقت از پرتو وجود آن امام همام است. 
مرحوم سيد ابن طاوس در کتاب کشف المحجه بعد از اينکه به فرزندش وصيت مي کند، تمسک و توسل به وجود حضرت بقيت الله (عج)و محبت آن حضرت را در تمام امور مدنظر داشته باش، مي فرمايد: در وقت خواندن نماز حاجت مقدم بدار حوائج آن حضرت را بر حوائج خود و در وقت پرداخت صدقه، اول وجود آن حضرت را در نظر بگير، بعد خود و عزيزانت را، همچنين در دعا کردن، اول براي آن حضرت دعا کن بعد براي خود و عزيزانت و در کتاب امان الاختيار، ايشان، ضمن بيان دعايي که در موقع سفر و پرداخت صدقه بايد خواند، متذکر مي شود که صدقه اي که در ابتداي سفر، انسان مي دهد، بايد به نيت سلامتي، طول عمر، دفع بلا از حضرت بقيت الله (عج) باشد. متن آن دعا اين است: 
اللهمَّ اِنَّ لکَ و مِنک و هي صَدَقةٌ عن مولانا حجة ابن الحَسن... عجَّل الله فرجه و صلَّي عليه و بين يَدَي اَسفاره و حرکاته و سَکناتِه في ساعاتِ ليلَه و نهارِهِ و صدقةً عمَّن يعنيه اَمره و ما لا يَعنيه امره و ما يَصحَبه و ما يَخلِفَه.
واسطه گري در امر صدقه
از جمله کارهاي بسيار ارزشمند که در فرهنگ اسلام از قداست بالايي برخوردار است، واسطه گري در مسائل صدقات است. هستند بسياري از اغنيا که نيازمندان واقعي را نمي شناسند، اينجاست که مؤسسات خيريه، کميته امداد و مراکز امدادرساني به عنوان متوليان اين امر، ايفاء نقش مي کنند. پيامبر عزيز اسلام (ص) براي اين گروه از خيرين و متوليان امر صدقه جمله بسيار زيبايي را بيان نمودند، ايشان مي فرمايند: مَن تَصدّقَ، بِصدقة عن رَجُلٍ الي مسکينٍ کانَ لَه مثلُ اَجرهَ وَلَو تَداولَها اَربَعُونَ الفَ انسانٍ ثُمَّ وُصِلت الي المسکينِ کانَ لهم اَجرُ کاملٍ و ما عندالله خيرُ و اَبقي لِلَّذينَ اتَّقوُا و اَحسنوا لو کنتم تَعمَلون (14)
هر کسي صدقه شخصي را به نيازمندي برساند، پاداش او همانند صدقه دهنده است و چنانچه چهل هزار شخص آن را دست به دست دهند تا به شخص درمانده برسد، براي هر يک از آنها پاداش کامل صدقه دهنده خواهد بود. باز در حديث ديگري مي فرمايد هر کس صدقه اي را به نيازمند رساند، پاداش او همانند صدقه دهنده است، بدون اينکه از پاداش صدقه دهنده کم شود.(15) و در روايتي از امام صادق (ع) نقل است که فرمودند: ألا و مَن تَصدَّقَ بصدقة فَلهَ بوزن کل درهم مثل جَبَل احد من نعيم الجَنةِ و من مشي بصدقة الي محتاج کانَ لَهُ کَأجرِ صاحِبها من غيرِ اَن ينقُصَ من اجره شَيٌ.(16)
آگاه باشيد هر کسي صدقه اي بدهد به وزن هر درهمي مانند کوه احد از نعمت هاي بهشت به او داده خواهد شد و کسي که صدقه شحصي را براي فقير ببرد، پاداش اين شخص مثل پاداش صدقه دهنده است، بدون اينکه از اجرا صدقه دهنده کم شود. 

پي‌نوشت‌ها:
 

1- بقره (2)/ 264.
2- بحارالانوار، ج 69، ص 389. 
3- آل عمران (3)/ 92. 
4- بحارالانوار، ج 93، ص 147.
5- جامع المدارک، ج 2، ص 101.
6- بحارالانوار، ج 93، ص147.
7- کنز الاعمال، ج 6، ص 395.
8- جامع الصغير، ج 2، ص 94.
9- روضات الجنات،ص 105.
10- بحارالانوار، ج15.
11- حشر (59)/9.
12- ثواب الاعمال، ج 18، ص 171.
13- بحارالانوار، ج 96، ص 178.
14- بحارالانوار، ج 96، ص 178.
15- تحرير الوسيله، ج 2، ص 91.
16- امالي شيخ طوسي، ص 259.
 

منبع: حسين پور، عبدالعلي؛ (1389) صدقه، گلریزان عرشیان، اصفهان، انتشارات حیات طیبه، چاپ اول.

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 21 دی 1391  ساعت 09:16 ق.ظ | نظرات (1)

 

دیدگاه اسلام درباه آداب سفر را می توان در سه قسمت مطرح کرد: پیش از سفر، هنگام سفر و پس از سفر.

اهمیت سفر

امام علی (علیه السلام) در روایتی، سفر را یکی از راه های درآمد می دانست و می فرمود:

هرگاه [ روزگار] بر یکی از شماها دشوار شد، پس، [از سرزمین خود] خارج شود و [بیهوده] خویش و خاندانش را [با غصه خوردن] غمگین نکند.

امام صادق (علیه السلام)، هدف از سفر مجاز را توشه یافتن برای آخرت، درآمد اقتصادی و لذت و تفریح برمی شمرد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 دی 1391  ساعت 08:52 ب.ظ | نظرات (2)

 

« اهميّت استخاره وآداب آن »

بسيار مى شود كه انسان براى انجام كار مهمّى متحيّر و سرگردان مى شود و مطالعه درباره جوانب آن، رفع تحيّر از او نمى كند؛ با افراد آگاه مشورت مى كند، ولى آنها نيز نظرات مختلفى دارند، و او همچنان در كار خود سرگردان مى ماند و اگر اين سرگردانى ادامه يابد خسارت هاى سنگينى دامن گير او خواهد شد. در اين گونه موارد، دستور استخاره داده شده است كه انسان طبق آداب ساده اى با خداوند بزرگ - به وسيله قرآن مجيد، يا تسبيح و مانند آن - مشورت كند و از ذات پاكش هدايت و راهنمايى به آنچه خير و صلاح اوست، بطلبد؛ به يقين خداوند نيز او را ـ طبق روايات صريحى كه داريم ـ راهنمايى خواهد كرد.

استخاره، نه تنها انسان را از حال تحيّر و سرگردانى - كه بدترين حالات است و مايه تلف شدن وقت و نيروى اوست - نجات مى بخشد، و او را با اراده و تصميم قوى و گام هاى استوار به سوى مقصد به حركت وا مى دارد؛ بلكه واقعاً نيز راهنما و راهگشا به سوى خيرات است و اين حقيقتى است كه در روايات اسلامى وارد شده، و ما خود بارها و بارها آزموده ايم كه استخاره ها گوئى معجزه مى كند.

گاه انسان براى كارى استخاره مى كند و مطابق آن، به سوى آن كار مى رود و ظاهراً نتيجه اى نمى گيرد؛ امّا بعد از ماه ها، يا سال ها، رمز عجيب آن استخاره را درمى يابد. به هر حال، استخاره را با پيشگويى نبايد اشتباه گرفت؛ بلكه استخاره خير و صلاح كار را از طريق درخواست از خداوند، به انسان نشان مى دهد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 دی 1391  ساعت 08:51 ب.ظ | نظرات (0)