آداب زندگی
ادب از فهم سرشار و ادراك حقایق سرچشمه می گیرد و بی ادبی از جهل و نادانی

 

آداب و شرايط صدقه

در فرهنگ ديني هر صدقه و انفاقي مقبوليت ندارد، بلکه صدقه اي مورد قبول حق قرار مي گيرد که آداب و شرايط انفاق بطور کلي رعايت شود، از جمله آداب و شرايط اينکه:
1- رضايت خدا رعايت شود: خلوص نيت روح و خاصيت عمل است، هر چه در صدقات نيت انسان پاک تر و خالص تر باشد، ارزش عمل بيشتر است، بي جهت نيست که چند قرص نان اهدائي اهل بيت (عليهم السلام) به يتيم و مسکين و اسير غوغايي در قرآن و روايت اسلامي بر پا کرده، ولي بعضي ها ميليون ها پول و ثروت اين طرف و آن طرف خرج مي کنند، ولي هيچ اثر مثبتي بر آن ها مترتب نمي شود، خودنمايي، رياکاري و چشم و هم چشمي آفت بزرگ صدقات است. 
در زمان اميرالمؤمنين (ع)، رئيس يکي از قبايل، شتري کشت و گوشت آن را بين مردم تقسيم کرد، رئيس قبيله ديگر چون چنين ديد، او هم شتري کشت و بذل و بخشش کرد. رئيس قبيله اول اين بار دو شتر کشت و همينطور رؤساي اين دو قبيله به چشم و هم چشمي يکديگر تعداد زيادي شتر کشتند و گوشت آن را انفاق کردند. خبر به اميرالمؤمنين (ع) رسيد، فرمودند: تمام شتر را در بيابان بريزند تا حيوانات درنده استفاده کنند، اينها لايق انفاق نيستند. 
2- همراه با منت و آزار نباشد: قرآن هشدار مي دهد يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا لا تَبطُلوا صَدَقاتِکم باالمَنَّ و الاَذي (1)، صدقات خود را با منت و آزار، باطل نسازيد. 
اساساً زيبايي صدقه به آن است که با دستاني نوازشگر، صورتي گشاده، لباني متبسم و گفتاري نيکو صورت پذيرد. به کار بردن کلمات و سخناني که عواطف و احساسات نيازمند را جريحه دار مي سازد، نه تنها آثار و برکات صدقه را از بين مي برد، بلکه گناهي از گناهان بزرگ تلقي مي شود. 
پيامبر عزيز اسلام (ص) مي فرمايند: آفةُ السَّخاء المَنّ: آفت بخشش و انفاق، منت گذاشتن است (2). يا در روايت ديگري مي فرمايند: حُرمَتِ الجَنةُ علَي المَنّان: بهشت بر کسي که منت گذارد حرام است. از اين روايت و روايات مشابه فهميده مي شود، يکي از اعمالي که مي تواند انسان را جهنمي کند، صدقه همراه با منت است. 
در صدقه، اطعام و انفاق هيچ گونه رفتار تحقيرآميزي نبايد متوجه فقراء شود و اين مسئله تا آن جا اهميت دارد که شخصي خدمت پيامبر اسلام (ص) رسيد و عرض کرد مي خواهم همه فقراي مدينه را دعوت کنم و از آنها پذيرائي کنم. پيامبر اسلام (ص) فرمودند: اين کار شايسته نيست (به خاطر اينکه وقتي همه آنها دور يک سفره مي نشينند، هر يک نگاه مي کنند مي بينند همه فقير هستند، آنگاه مي فهمند که اين سفره، سفره ي فقر است و او هم به خاطر فقير بودنش دعوت شده، لذا ناراحت مي شود.) آن شخص عرض کرد، يا رسول الله پس پول دارها را دعوت کنم؟ پيامبر (ص) فرمودند: نه بلکه فقير و پول دار را با هم دعوت کن. 
اميرالمؤمنين (ع) وقتي صدقه مي داد و دستش به دست فقير مي خورد، دست خود را مي بوسيد و مي فرمود اين دست شرافت دارد.
ائمه (عليهم السلام) ما وقتي چيزي را به فقيري مي دادند، دست خود را پائين مي گرفتند تا فقير از دست امام صدقه بردارد، اينقدر براي فقير کرامت قائل بودند. 
3- صدقه بايد از اموال و اشياء مورد علاقه و محبت انسان باشد: قرآن مي گويد: لَن تَنالُو البِرَّ حَتّي تُنفِقوا مِمّا تُحِبُّون (3): حقيقت صدقه وقتي است که از اموال مورد علاقه انسان پرداخت شود. 
حقيقت صدقات و انفاقات زماني آثار و برکات لازم را دربردارند که دو اثر اجتماعي و تربيتي در آنها لحاظ شود. بديهي است فقدان يکي از اين دو اثر مي تواند آثار مادي و معنوي صدقات را از بين ببرد. براي روشن تر شدن موضوع به انساني توجه کنيد که توفيق ساختن بيمارستاني را پيدا کرده، اثر اجتماعي اين صدقه جاريه اين است که بيماران در اين بيمارستان معالجه مي شوند، دردها درمان مي شود، اما اين عمل به تنهايي کافي نيست، بايد اثر تربيتي و معنوي هم در وجود سازنده ي بيمارستان ايجاد شود و اين جنبه ي تربيتي و الهي زماني محقق مي شود که باني بيمارستان با توجه به آموزه هاي ديني، اموال مورد علاقه خود را براي رضاي حضرت حق جهت ساختن اين بناء با عظمت، اهدا کند و با وجود محبت و علاقه نفساني زيادي که به ثروت و اموال خود دارد جهت قطع اين علاقه گام بردارد و از اين جهت تحت تربيت معنوي قرارمي گيرد و آثار اين تربيت در روح و روان او تعالي و ترقي ارزشي و معنوي را به دنبال دارد. 
در اينجا مناسب است، جمله زيباي شهيد مطهري نقل شود، ايشان در کتاب آشنايي با قرآن، پيرامون فلسفه انفاق مي فرمايد: تنها فلسفه انفاق، پر شدن خلاءهاي اجتماعي نيست تا برخي اين را وظيفه دولت بدانند، بلکه انفاق رابطه اي با ساخته شدن دارد، اين که انسان چيزي داشته باشد و از خود جدا کند و مظهر رحمانيت پروردگار واقع شود، نقش بزرگي در ساختن انسان دارد. 
اصولاً در اسلام مسأله صدقه فقط بهره برداري مردم بي بضاعت و يا پر کردن شکم گرسنه و پوشاندن بدن هاي برهنه نيست، بلکه تربيت روح را هم انتظار دارد، اسلام مي خواهد فرد با صدقه، روحيه هم دردي، تعاون، سخاوت و ساير ارزش ها اخلاقي را در وجود خود پرورش دهد و بدين وسيله رشد کند و اين مهم زماني محقق مي شود که با دست خود از اموال مورد علاقه صدقه داده شود. 
شخصي از اصحاب پيامبر (ص) انبار خرمايي داشت، وصيت کرد پس از مرگش، پيامبر عزيز اسلام (ص) همه آن خرماها را به مصرف فقراء برساند، او از دنيا رفت و مطابق وصيتش عمل شد، پيامبر اسلام (ص) آخرين دانه خرما را برداشت و فرمود: اگر اين شخص با دست خود اين دانه را صدقه داده بود، بهتر از اين بود که اين انبار خرما توسط من انفاق شود، بديهي است که يک دانه خرماي موردعلاقه که با دست خود انفاق مي کند سخاوت و عاطفه و هم دردي را در انسان ايجاد مي کند و در همين حد سبب تکامل او مي گردد، علاوه بر اين وجود روحيه انفاق و صدقه در آدمي، انسان را از تعدي به حقوق ديگران و کسب حرام جلوگيري مي کند، زيرا کسي که به طور مستمر در انديشه صدقه و انفاق است در فکر تکاثر اموال از راه حرام نمي باشد. 
حق تقدم خويشاوندان در صدقه
از آنجايي که خويشان، نفس يکديگرند و خون و رگ و پوست آنها از يک ريشه مي باشد و عزت و سربلندي هر کدام عزّت و سربلندي ديگري است، اسلام سفارشات سازنده اي در رابطه با صله رحم، رسيدگي به مشکلات آن ها و اولويت آن ها در پرداخت صدقات صادر کرده است. پيامبر اسلام (ص) مي فرمايد: کسي که چند دانه خرما يا قرص نان يا چند دينار را مي خواهد، صدقه بدهد. در درجه نخست اگر پدر و مادر محتاج هستند به آنها اهداء کند و در درجه دوم بر زن و فرزند و سپس بر خويشاوندان و در مرحله بعد به ديگران صدقه دهد. 
آيا اگر اين سخن بلند رسول عزيز اسلام (ص) را مردم مؤمن سرلوحه زندگي خود قرار مي دادند و اشخاص در هر فاميلي فقراء فاميل خود را مساعدت مي کردند، الان مشکل فقراء تا اين حد دل خراش جلوه مي کرد؟ چه بسيارند فقيراني که داراي بستگان و خويشاوندان متموّل و پول دار هستند اما در عين حال از ناحيه کميته امداد يا بهزيستي و مؤسسات خيريه امرار معاش مي کنند، اگر افراد ثروتمند هر فاميلي با توجه به مسئوليت خطير ديني و خويشاوند خود افراد نيازمند و مستمند فاميل خويش را مساعدت کنند، اوضاع فقراء سمت و سوي ديگري پيدا خواهد کرد. حضرت امام حسين (ع) مي فرمايد: شنيدم از رسول خدا که فرمود: اِبدأ بِمَن تَعول: اُمُّک و اَباکَ و اُختُکَ و اخاک ثُمَ اَدناکَ فَأدناک (4): صدقه را از خانواده ات شروع کن از مادرت، پدرت، خواهرت، برادرت (اگر آنها فقير هستند) بعد از اينها به خويشاني که در رتبه بعد قرار دارند. 
در روايت ديگر پيامبر اسلام (ص) مي فرمايند: لا صَدَقَة و ذو رَحمٍ مُحتاج (5): تا وقتي که خويشان محتاج هستند بايد صدقه به آنها برسد و اگر با وجود فقير در فاميل انسان پولي به غير فاميل انفاق کند در واقع صدقه کامل نداده است.(6) در روايت ديگر مي فرمايند: اِنَّ صَدقةَ علي ذي القُربة يُضَعَّفُ اَجرها مَرَّتين (7): صدقه دادن به خويشاوند، اجرش دو برابر است. در روايت ديگر باز مي فرمايند: صدقةُ ذِي الرَّحم علي ذيّ الرّحم صَدقةٌ وصِلَةٌ (8): صدقه فاميل به فاميل نيازمند خود، هم ثواب صدقه دارد و هم ثواب صله ي رحم. 
از کودکي فرزندانمان را به صدقه دادن عادت دهيم
صاحب ابن عباد وزير آل بويه از شخصيت هاي علمي و ديني اين مرز و بوم محسوب مي شود، اين مرد بزرگ قله ي افراشته اي از علم و عمل به برنامه هاي ديني و قدسي است، مساعدت او به افراد بي بضاعت، از جمله ي عادات اوست که بفرموده ي خود ريشه در ايام کودکي داشت، از کودکي مادرش او را چنين تربيت کرده بود، از همان اوان طفوليت که براي درس خواندن به مسجد مي رفت، هر روز صبح مادرش يک دينار و يک درهم به او مي داد و سفارش مي کرد به اول فقيري که برخورد کردي صدقه بده، اين عمل براي صاحب ابن عباد عادت شده بود و حتي وقتي هم که وزير شده بود، هيچ گاه سفارش مادرش را ترک نمي کرد، از ترس اين که مبادا يک روز صدقه را فراموش کند به خادم که متصدي اتاق خوابش بود دستور مي داد هر شب يک دينار و يک درهم زير بستر خوابش بگذارد و هر بامداد که از خواب بر مي خواست، پول را برداشته به اولين فقير مي داد. (9)
برترين صدقه
حال که بحث صدقه در ابعاد مختلف تعريف شد، در اين جا اين مسئله جاي سؤال دارد که مصداق بارز صدقه يا برترين صدقه کدام است. در اينجا روايات بسيار زيادي از پيشوايان مکتبي بيان شده که بهترين صدقه در وقتي است که انسان دچار مشکل مالي شده باشد و با دست خود به فقير داده شود. امام باقر (ع)مي فرمايد: برترين صدقه، قوت لايموتي است که انسان تهي دست مي پردازد، چرا که خداي متعال فرموده: ديگران را بر خويشتن ترجيح دهند، هر چند خود نيازمند باشند. (10)
امام صادق (ع) مي فرمايد: صدقه دادن براي توانگر آسان است. اما خداي متعال کسي را که اندک مالي دارد و ازهمان مال صدقه اي مي دهد، ستوده و فرموده است: ديگران را بر خود برمي گزينند، در حالي که خود نيازمند است. (11) پيامبر عزيز اسلام (ص) فرمودند: برترين صدقه، صدقه اي است که به خويشاوند کينه ورز داده شود.(12)
از نبي گرامي اسلام (ص) سؤال مي شود که افضل صدقات کدام است؟ حضرت فرمودند: برترين صدقه اين است که وقتي سالم و تنگ چشم هستي، يعني به زندگي اميدواري و مي ترسي اگر مالت را صدقه دهي فقير شوي، صدقه دهي و نگذاري تا وقتي که جانت به لب رسيد و در آستانه مرگ قرار گرفتي، بگويي اين مال را به فلاني دهيد و آن مال به فلان شخص ديگر، چرا که در اين هنگام چه بگويي يا نگويي مال هايت از فلاني و فلاني مي شود.(13)
وجود مبارک امام عصر (عج) در وقت صدقه مقدم شود
صدقاتي که انسان مي دهد براي سلامتي، دفع بلا و تعالي خود يا عزيران مثل والدين، فرزندان، برادران و خواهران اوست. از آنجا که وجود مبارک ناموس عصر، منير آفتاب و ماه، حاضر در قلوب اخيار و غائب از مردمک اغيار، حضرت بقيت الله (عج) براي انسان مؤمن، عزيزترين عزيزان او و حتي عزيزتر از نفس خود اوست، بايد انسان مؤمن در تمام دعاها و صدقات و بريّات، سلامتي و دفع آفات را از آن وجود مبارک مقدم بر خود و عزيزان قرار دهد. در تمام دعاها اول براي وجود آن ذي وجود مبارک دعا کند. در تمام صدقات اول نيت سلامتي آن حضرت مدنظر باشد و چرا چنين نباشد و حال آنکه وجود، حيات، دين، عقل، صحت، عافيت و ساير نعمت هاي ظاهري و باطني تمام موجودات مکتب خلقت از پرتو وجود آن امام همام است. 
مرحوم سيد ابن طاوس در کتاب کشف المحجه بعد از اينکه به فرزندش وصيت مي کند، تمسک و توسل به وجود حضرت بقيت الله (عج)و محبت آن حضرت را در تمام امور مدنظر داشته باش، مي فرمايد: در وقت خواندن نماز حاجت مقدم بدار حوائج آن حضرت را بر حوائج خود و در وقت پرداخت صدقه، اول وجود آن حضرت را در نظر بگير، بعد خود و عزيزانت را، همچنين در دعا کردن، اول براي آن حضرت دعا کن بعد براي خود و عزيزانت و در کتاب امان الاختيار، ايشان، ضمن بيان دعايي که در موقع سفر و پرداخت صدقه بايد خواند، متذکر مي شود که صدقه اي که در ابتداي سفر، انسان مي دهد، بايد به نيت سلامتي، طول عمر، دفع بلا از حضرت بقيت الله (عج) باشد. متن آن دعا اين است: 
اللهمَّ اِنَّ لکَ و مِنک و هي صَدَقةٌ عن مولانا حجة ابن الحَسن... عجَّل الله فرجه و صلَّي عليه و بين يَدَي اَسفاره و حرکاته و سَکناتِه في ساعاتِ ليلَه و نهارِهِ و صدقةً عمَّن يعنيه اَمره و ما لا يَعنيه امره و ما يَصحَبه و ما يَخلِفَه.
واسطه گري در امر صدقه
از جمله کارهاي بسيار ارزشمند که در فرهنگ اسلام از قداست بالايي برخوردار است، واسطه گري در مسائل صدقات است. هستند بسياري از اغنيا که نيازمندان واقعي را نمي شناسند، اينجاست که مؤسسات خيريه، کميته امداد و مراکز امدادرساني به عنوان متوليان اين امر، ايفاء نقش مي کنند. پيامبر عزيز اسلام (ص) براي اين گروه از خيرين و متوليان امر صدقه جمله بسيار زيبايي را بيان نمودند، ايشان مي فرمايند: مَن تَصدّقَ، بِصدقة عن رَجُلٍ الي مسکينٍ کانَ لَه مثلُ اَجرهَ وَلَو تَداولَها اَربَعُونَ الفَ انسانٍ ثُمَّ وُصِلت الي المسکينِ کانَ لهم اَجرُ کاملٍ و ما عندالله خيرُ و اَبقي لِلَّذينَ اتَّقوُا و اَحسنوا لو کنتم تَعمَلون (14)
هر کسي صدقه شخصي را به نيازمندي برساند، پاداش او همانند صدقه دهنده است و چنانچه چهل هزار شخص آن را دست به دست دهند تا به شخص درمانده برسد، براي هر يک از آنها پاداش کامل صدقه دهنده خواهد بود. باز در حديث ديگري مي فرمايد هر کس صدقه اي را به نيازمند رساند، پاداش او همانند صدقه دهنده است، بدون اينکه از پاداش صدقه دهنده کم شود.(15) و در روايتي از امام صادق (ع) نقل است که فرمودند: ألا و مَن تَصدَّقَ بصدقة فَلهَ بوزن کل درهم مثل جَبَل احد من نعيم الجَنةِ و من مشي بصدقة الي محتاج کانَ لَهُ کَأجرِ صاحِبها من غيرِ اَن ينقُصَ من اجره شَيٌ.(16)
آگاه باشيد هر کسي صدقه اي بدهد به وزن هر درهمي مانند کوه احد از نعمت هاي بهشت به او داده خواهد شد و کسي که صدقه شحصي را براي فقير ببرد، پاداش اين شخص مثل پاداش صدقه دهنده است، بدون اينکه از اجرا صدقه دهنده کم شود. 

پي‌نوشت‌ها:
 

1- بقره (2)/ 264.
2- بحارالانوار، ج 69، ص 389. 
3- آل عمران (3)/ 92. 
4- بحارالانوار، ج 93، ص 147.
5- جامع المدارک، ج 2، ص 101.
6- بحارالانوار، ج 93، ص147.
7- کنز الاعمال، ج 6، ص 395.
8- جامع الصغير، ج 2، ص 94.
9- روضات الجنات،ص 105.
10- بحارالانوار، ج15.
11- حشر (59)/9.
12- ثواب الاعمال، ج 18، ص 171.
13- بحارالانوار، ج 96، ص 178.
14- بحارالانوار، ج 96، ص 178.
15- تحرير الوسيله، ج 2، ص 91.
16- امالي شيخ طوسي، ص 259.
 

منبع: حسين پور، عبدالعلي؛ (1389) صدقه، گلریزان عرشیان، اصفهان، انتشارات حیات طیبه، چاپ اول.

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 21 دی 1391  ساعت 09:16 ق.ظ | نظرات (1)

میان اخلاق و آداب تفاوت هایی وجود دارد. اخلاق، عبارت است از ویژگی ها وخصائص پایداری که روح انسان در اثر تکرار و مداومت بر اعمال خاصی به آن ها متصف می شود ولی آداب مربوط به جنبه های ظاهری رفتارهاست. آداب نیز به آداب دینی و غیر دینی تقسیم می شود. بر این اساس، آداب دینی به آداب منسوب به دین گفته می شود که از نظر شرعی، برخی سنت نامیده شده است؛ یعنی شارع مقدس به آنها نظر دارد، و به انجام آنها در قالب یک امر مستحب، دستور داده است.

آداب غیر دینی، آدابی هستند که پیدایش و رواج آنها، ریشه در ویژگی های منطقه ای، نژادی، تاریخی، صنفی، جنسی، فرهنگی و امثال اینها دارد.

از این رو مسائل اخلاقی و همچنین آداب دینی میان فرهنگ های گوناگون ثابت و تغییر ناپذیر است؛ اما آداب اجتماعی غیر دینی که تابع تاریخ و فرهنگ مردم شمرده می شود، بیشتر، نسبی و متغیرند. لازم است توجه داشته باشیم که پایبندی به آداب غیر دینی این دقت را می طلبد که این آداب با دستورات دینی در تضاد و تعارض نباشد.

در شماره قبل نتایج و پیامدهای پایبندی به آداب اجتماعی بیان شد و اینک به بیان نتایج بی مبالاتی در آداب معاشرت و ریشه یابی و درمان آن می پردازیم:

ب. نتایج و پیامدهای بی مبالاتی در آداب معاشرت

- از آنجا که آداب معاشرت افراد هر جامعه، تا حدود زیادی از باورها و اعتقادات مردم آن جامعه، متأثر است و تکالیف شرعی و اخلاقی مورد تأکید دین و ایین مورد پذیرش عموم افراد هر جامعه، اثری بی بدیل در شکل دهی به آداب و رسوم آن جامعه دارد، طبعاً بی توجهی به آداب معاشرت در جامعه، تأثیری منفی در دین مداری برجا می گذارد و باعث کندی حرکت انسان در صراط مستقیم دین می شود؛ چنان که می تواند به تدریج، میان انسان و هویت تاریخی و سابقة فرهنگی اش نیز فاصله اندازد. 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 15 خرداد 1390  ساعت 02:48 ب.ظ | نظرات (0)