آداب زندگی
ادب از فهم سرشار و ادراك حقایق سرچشمه می گیرد و بی ادبی از جهل و نادانی

آیات و روایات نویدها و هشدارهای زیادی در مورد زبان و سخن به ما می دهند از جمله امام علی (ع) در حکمت 382 نهج البلاغه لانقل ما لاتعلم بل لاتقل کل ما تعلم (آنچه را نمی دانی مگو بلکه همه آنچه را که می دانی نیز مگو) امام در واقع در این کلام می فرماید هر چه می خواهد دل تنگت مگو.
هم چنین در حکمت 381 نهج البلاغه می فرماید: سخن تا وقتی که آن را نگفته باشی در بند توست و چون گفتی تو در بند آنی پس زبانت را نگهدار چنانکه طلا و نقره ی خود را نگه می داری زیرا چه بسا سخنی که نعمتی را طرد یا نعمتی را جلب می نماید.

بعضی از آداب سخن گفتن:
1.عدم سخن گفتن در مورد چگونگی خداوند: در مورد اینکه خدا چگونه است کی آمده و کی می رود و از این قبیل سئوالات نباید پرسید. زیرا ما از عالم مادیات هستیم و خداوند از عالم مادیات نیست و آیات متشابه قرآن نیز چون محتوا بسیار والا و بلند است اما لفظ بسیار کوتاه است مثل اینکه در قرآن می فرماید: یدالله فوق ایدیهم اینکه می فرماید دست خدا بالاتر از دست هاست به این معنا نیست که خداوند جسم است و دست دارد بلکه به این معنا است که قدرت خدا از قدرت دیگران برتر است خداوند لیس لمثله شیء است
امام باقر (ع) در این زمینه می فرماید: درباره ی آفریده های خداوند سخن بگوئید زیرا سخن گفتن راجع به خداوند جز سرگردانی برای گوینده ندارد.
امام صادق (ع) نیز در این زمینه می فرماید: هر که درباره چگونگی خداوند فکر کند که او چگونه است هلاک گردد.

2.راستگویی: برای توضیح این مورد به یک حدیث از امامان معصوم (ع) رجوع می کنیم .
امام صادق(ع) در این زمینه می فرماید. به روزه و نماز مردم فریب نخورید زیرا ممکن است انسان به نماز و روزه شیفته شود تا آنجا که اگر ترک کند به هراس می افتد ولی آنها را به راستگویی و اداء امانت بیازمائید
امام باقر (ع) نیز می فرماید: خداوند عزوجل برای بدی قفلهایی قرار داده است و کلیدهای آنها را شراب قرار داده و دروغ بدتر از شراب است.
امام علی (ع) نیز می فرماید: بنده ای مزه ی ایمان را نمی چشد تا دروغ را ترک کند چه شوخی باشد چه جدی.
3.عمل کردن به آنچه می گوئیم:
امام باقر (ع) و امام صادق (ع) در این زمینه می فرمایند: پر حسرت ترین مردم در روز قیامت کسی است که عدالتی (مطلب حقی) را ستوده و عمل خودش بر خلاف آن باشد.
قرآن کریم هم در این زمینه می فرماید: لم تقولون مالا تفعلون (چرا به آنچه می گوئید عمل نمی کنید). هم چنین می فرماید: اتا مرون الناس بالبر و تنسون انفسکم. (آیا دیگران را به نیکی دعوت می کنید ولی خودتان را فراموش می کنید.)
4.عدم فحاشی و بد زبانی:
امیر مومنان امام علی (ع) در این زمینه از رسول خدا (ص) نقل می کند:
خدا بهشت را بر هر فحاشی بی آبرو و کم شرمی که از آنچه بگوید و آنچه به او گفته می شود باکی نداردحرام کرده است زیرا اگر از شخص فحاش بازرسی کنی یا زنازاده است یا شیطان در نطفه ی پدرش شرکت داشته است.
عرض شد ای رسول خدا (ص): در میان مرد مان شرکت شیطان هم هست. رسول خدا (ص) فرمود: آیا گفتار خداوند عزوجل را نخوانده ای که فرموده و شارکهم فی الاموال و الاولاد.
علامه طباطبائی درتفسیر این آیه و روایت ذکر شده در تفسیر المیزان می فرماید. منظور از شرکت شیطان در نطفه ی پدر این نیست که واقعا شرکت داشته باشد بلکه منظور این است که شیطان از این فرزند منفعت می برد.
امام صادق (ع) نیز در این زمینه می فرماید: کسی که مردم از زبانش بترسند در آتش است.

موضوع: آداب سخن گفتن
اما قبل از ادامه بحث خالی از لطف نیست که فرازی از دعای ابوحمزه ثمالی را نقل کنیم.

امام سجاد (ع) در قسمتی از دعای ابوحمزه ثمالی می فرمایند: و ان الراحل الیک قریب المسافه (کسی که به سوی تو در حرکت است راهش نزدیک است).
درره جانان که صدکوه وبیابان منزل است رفتم ازراه دل ودیدم که آن یک گام بود
امام در ادامه می فرمایند: و انک لا تحتجب عن خلقک الا من تحجبهم الاعمال من دونک (و آنچه که باعث شده از خلقت محجوب باشی همان اعمالی است که در راستای او امرالهی نیست)
مورد از اداب سخن گفتن ذکر شده اما مورد
5.عدم سخن چینی: در بسیاری مواقع سخن چینی کارهایمان را توجیه می کند کارهای بد ها را خوب جلوه می دهد.
امام صادق (ع) در این زمینه می فرماید: آیا شما را به بدترین امت آگاه کنم؟
عرض کردند بلی یا بن رسول الله.
امام صادق (ع) فرمود: آنان که سخن چینی می کنند و میانه ی دوستان جدایی می افکنند و برای مردمان پاکدامن عیب جویی می کنند.
6.عدم اهانت و تحقیر:
پیامبر (ص)در این زمینه می فرماید: خدای تعالی فرمود هر کس به یکی از دوستان من اهانت کند پس با من اعلان جنگ کرده است
هم چنین می فرماید: هر کس یکی از بندگان مومن مراخوار کند با من جنگ کرده است.
اصول کافی ج2 ص 352
خداوند نیز در قرآن می فرماید: اناخلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعو با”و قبائل لتعار فوا (همانا شما را به 2 شکل مذکر و مونث آفریدیم و شما را به قبائل و شعبه شعبه کردیم تا یکدیگر را بشناسید).
هم چنین می فرماید: ان اکرمکم عندالله اتقاکم (گرامی ترین شما نزد خدا با تقوا ترین شماست).
یک مسلمان و مومن نباید خود را از هیچ کس حتی کافر برتر بداند.

چرا خود را از کافر برتر ندانیم؟ چون ممکن است کافر مسلمان شود و به مرحله ی اولیا خدا برسد.
7.عدم صدای بلند:
نصیحتهای لقمان حکیم به فرزندانش آن قدر مهم و با ارزش بوده که در قران ذکر شده است. در بخشی از این نصیحتها می فرماید: و اغضض من صوتک ان انکرالا صوات لصوت الحمیر(صدایت را کوتاه کن همانا زشترین صداهها صدای خران است.)

8.اظهار دوستی:
امام صادق (ع) می فرماید: هر گاه شخصی را دوست داشتی او را به آن آگاه ساز زیرا که آن دوستی میان شما را پابرجا می سازد.

9.عدم اشاعه فحشا:
پیامبر (ص) در این زمینه می فرماید: من اذاع فاحشه کان لمبتدئها(کسی که فساد و فحشایی را اشاعه دهد مانند کسی است که آن را از اول انجام داده است).
در زمان پیامبر (ص) به یکی از زنان پیامبر (از نظر شیعه به ماریه قبطیه و از نظر اهل تسنن به عایشه) تهمت زدند در همان زمان این آیه نازل شد: لولا اذسمعتموه ظن المومنین و المومنات بانفسهم خیرا (چرا هنگامی که این تهمت را شنیدید مردان و زنان مومن نسبت به خود گمان خیر نبردند).
آیت الله مطهری در این زمینه می فرماید:« اگر چیزی شنیدید که از آن خبرندارید بگویید دروغ است».
اگر هم از ان مطمئن بودید پرده پوشی کنید.

10.عدم جزع وبی تابی
شخصی نزد امام صادق (ع) آمد و جزع و بی تابی می کرد و امام فرمود برای این شخص مقداری پول بیاورید ان شخص گفت من می خواستم برایم دعا کنید پول نخواستم امام صادق (ع) فرمودند برایت دعا می کنم ولی هیچ گاه بی تابی هایت را برای مردم تشریح نکن چون 2 اثر سوء دارد:
وانمود می شود که تو در صحنه های زندگی شکست خورده ای.
در نظر مردم حقیر می شوی و شخصیت و احترامت از میان می رود.
بحارالانوار ج 11 ص 114



11.عدم تندی در لحن حتی در مقابل دشمنان:
فردی به نام ابن ابوالعوجاء در زمان امام صادق (ع) زندگی می کرد که فردی شکاک و کافروزندیق بود اعتراف کرده که 4000 حدیث را جعل کرده حرام را حلال و حلال را حرام کرده. این فرد همراه با دوستانش به مسجد النبی آمدند اشاره به قبر پیامبر (ص) کرد و شخصیت پیامبر (ص) را زیر سئوال برد یکی از یاران امام صادق (ع) به نام مفضل بن عمر آنجا عبادت می کرد تاب نیاورد و شروع کرد به داد و بیداد. ابن ابوالعوجاء گفت تو کیستی اگر از متکلمین هستی دلیل بیاور و اگر از یاران جعفر بن محمد هستی جعفر بن محمد این گونه با ما برخورد نمی کند اگر با او سخن داشته باشیم خوب به شبهات و سوالات ما گوش می دهدودلیلهای ما را می شنود آنچنان که ما فکر می کنیم او مغلوب ما شده است بعد چنان متین دلیل واستدلال می آورد که همه دلایل مار ا باطل می کند وما را مغلوب خویش می کند اگر تو از یاران جعفربن محمد هستی نباید داد و بیداد کنی.
 





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 5 تیر 1390  ساعت 11:18 ب.ظ | نظرات (0)

آداب سخن گفتن در اسلام
چگونه سخن بگوییم

پيامبر اكرم صلّي اللّه عليه و آله فرمود: هنگامي كه موسي بن عمران عليه السلام با خضر عليه السلام ملاقات كرد موسي عليه السلام به وي گفت: مرا موعظه كن. خضر گفت: اي كسي كه جوياي دانشي! بدان كه گوينده كمتر از شنونده خسته مي‌شود، پس هيچ گاه اهل مجلس خود را خسته مكن. بحار / 1 /2 26


1-
اثر كم سخن گفتن
قال علي عليه السلام: ان احببت سلامة نفسك و ستر معايبك فاقلل كلامك و اكثر صمتك يتوفّر فكرك و يستيز قلبك. غرر الحكم / 3725
اگر سلامت نفس و وجودت و نيز پوشانده ماندن عيوبت را دوست داشتي گفتارت را کم کن و سکوتت را بسيار تا آنکه انديشه‌ات بسيار و دلت روشن شود و مردم از دست تو در امان باشند.

2 - اثر زياد سخن گفتن
قال علي عليه السلام: من كثر كلامه كثر خطاؤ ه و من كثر خطاؤ ه قلّ حياؤ ه و من قلّ حياؤ ه قلّ ورعه و من قلّ ورعه مات قلبه و من مات قلبه دخل النار. بحار / 71 / 286
هر که کلامش زياد شود. اشتباهاتش زياد مي‌شود و هر کس خطايش زياد شود، شرم و حيايش کم مي‌شود و آنکه حيايش کم شود، ورع و پرهيزگاري‌اش کم شود، و هر کسي خداترسي‌اش کم شود، قلبش مي‌ميرد و آنکه قلبش مُرد، در آتش افکنده شود.

-3 بهترين سخن
• الف- سخن راست؛
قال علي عليه السلام: خيرالكلام الصدق. غرر/4 99
بهترين حرف، حرف راست است
• ب- همراه با عمل؛
خير المقال ما صدّقه الفعال. سفينة البحار / 7 / 383
بهترين گفتار کلامي است که عمل و رفتار ثابتش کند.
• ج- ملال آور نباشد؛
قال علي عليه السلام: خير الكلام ما لا يملّ و لا يقلّ. غرر الحكم / 4969
بهترين کلام، گفتاري است که خسته کننده نباشد و از گوينده نکاهد. [يعني جايگاه گوينده‌اش را پايين نياورد]
• د- منظم و همه فهم؛
قال علي عليه السلام:احسن الكلام مازانه حسن النظام و فهمه الخاص و العامّ. غرر الحكم / 3304
نيکوترين گفتار، کلامي است که منطق و نظم زيبايش کرده باشد و همه فهم باشد.
• ه-‍ متقن و استوار؛
قال علي عليه السلام: احسن القول السداد. غرر الحكم / 2865
نيکوترين کلام، کلام استوار و محکم است.

- 4 آداب سخن گفتن
-1 پاكيزه باشد؛
قال رسول الله صلّي اللّه عليه و آله: ثلاث من ابواب البر: سخأ النفس و طيب الكلام و الصبر علي الاذي. محاسن / 1 / 66
سه چيز است که از جمله راه‌ها و درهاي نيکي است: بخشندگي و سخاوت، پاکیزگی گفتار (از حرفهای زشت)و صبوري در مقابل آزارها
-2 زيبا باشد؛
قال علي عليه السلام: اجملوا في الخطاب تسمعواجميل الجواب.
غررالحكم /2568
در گفتار خود اختصار را پيشه کنيد تا جوابهاي نيکو بشنويد.
-3 خريدار داشته باشد؛
قال علي عليه السلام: لا تتكلّمن اذا لم تجد للكلام موقعا.غررالحكم / 10274
هرگاه براي حرف خود جايي نمي‌بيني حرف نزن
-4 نرم و ملايم باشد؛
قال علي عليه السلام: عوّد لسانك لين الكلام و بذل السلام يكثر محبّوك و يقلّ مبغوضك. غرر الحكم / 6231
زبانت را به گفتار نرم بگردان و سلام را هديه کن تا دوستدارانت زياد و دشمنانت کم شوند.
5 از روي علم و آگاهي باشد؛ قال علي عليه السلام: لا تقل بما لا تعلم فتتّهم باخبارك بما تعلم.غرر الحكم / 10426
-6 بي فايده نباشد؛
قال رسول الله صلّي اللّه عليه و آله: من حسن اسلام المرء تركه الكلام فيما لا يعنيه. بحار / 28 / 136
از نشانه‌هاي خوبي ايمانِ شخص اين است که ايمانش او را از کلامي که سودي برايش ندارد باز دارد.
-7 مستهجن نباشد؛
قال علي عليه السلام: اياك و مستهجن الكلام فانه يوغر القلوب.غرر الحكم / 2675
از کلام مستهجن بپرهيز که قلبها را به دشمني و کينه مي‌اندازد.
-8 پاسخ آن انسان را ناراحت ننمايد؛
قال علي عليه السلام: لا تقولنّ ما يسئوك جوابه.غرر الحكم / 10155
حرفي که جوابش ناراحتت مي‌کند را نگو
 





نوشته شده در تاريخ شنبه 4 تیر 1390  ساعت 07:19 ب.ظ | نظرات (0)

آنچه در اين مقاله مد نظر است، مرورى است بر آداب سخن از ديدگاه قرآن.انتخاب اين بحث از جهات گوناگون حايز اهميت است كه ذيلا به آنها اشاره خواهد شد و مهم‏ترين آنها نقش بلندى است كه زبان و سخن در ميان اعضا و افعال انسانى، در سعادت و شقاوت انسان ايفا مى كند/
مباحث اين مقاله عبارتند از:
الف - اهميت كلام؛
ب - آداب سخن گفتن;
ج - آداب سخن شنيدن؛
د - آداب گفت و گو
اهميت كلام
قرآن كريم از سنخ كلام است خود را به عنوان بيان معرفى كرده است:< هذا بيان للناس»(آل عمران، 3 / 138) گر چه بيان، مفهومى است گسترده و بر هر چيزى كه مبين مقصود و مراد انسان باشد اطلاق مى شود، خواه سخن يا خط يا اشاره، لكن شاخص همه آنها سخن است و لذا قرآن به آداب سخن، بيش از خط يا اشاره پرداخته است/
به حسب عادت، سخن گفتن مسأله ساده‏اى به نظر مى رسد لكن با اندك تأمل خواهيم دانست كه اين امر از پيچيده‏ترين و ظريف‏ترين اعمال انسانى است.
اين ظرافت عظمت، از يك سو به نحوه همكارى اعضاى دستگاه صوتى براى ايجاد اصوات مختلف و نيز به وضع لغات و چينش آنها به دنبال يكديگر مربوط است و از سوى ديگر به تنظيم استدلالات و بيان احساسات از طريق عقل مربوط مى شود. عظمت زبان، اين عضو كوچك و فعال، و سخن كه فعل آن است، از نكات زير دريافت مى شود:
1. آن گونه كه از آيات 1 تا 4 سوره الرحمن استفاده مى شود، يكى از مهم‏ترين نعمت‏هاى الهى بعد از نعمت آفرينش، نعمت بيان است. در اين آيات آمده است:<الرحمن.علم القرآن. خلق الانسان. علمه البيان»(خداى رحمان، قرآن را ياد داد، انسان را آفريد، به او بيان آموخت.) گويا مفهوم اين سخن آن است كه انسان است و بيانش/
2. در قيامت از مسؤوليت زبان سؤال مى شود.در سوره بلد آيات 8 و 9 مى خوانيم:<الم نجعل له عينين. و لسانا و شفتين»(آيا دو چشمش نداديم، و زبانى و دو لب). شايد تعقيب آيه فوق به آيه 10 اين سوره:<و هديناه النجدين»( و هر دو راه‏[ خير و شر] را بدو نموديم)، اين مطلب را مى فهماند كه زبان يكى از ابزار هدايت است/
3. سخن بهترين ابزار انتقال افكار و حتى تأثير گذارى است كه در كلام پيامبر به عنوان سحر به آن اشاره شده. فرمود: ان من البيان سحرا.(1)
4. از ميان معجزات انبيا، با عظمت‏ترين معجزه، معجزه خالده نبوى يعنى قرآن، از سنخ كلام است. تأثير اين معجزه تا بدانجا بوده كه كفار با شنيدن اين كلام، از آن به<سحر» تعبير مى كردند:<فقال ان هذا الاسحر يؤثر»(مدثر، 74 / 24)(گفت: اين قركن جز سحر نيست) و گاه تا بدانجا پيش مى رفتند كه مى گفتند:<و قال الذين كفروا لا تسمعوا لهذا القرآن و الغوا فيه لعلكم تغلبون»(فصلت، 41 / 26) 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 25 خرداد 1390  ساعت 07:25 ب.ظ | نظرات (0)

آنچه در اين مقاله مد نظر است، مرورى است بر آداب سخن از ديدگاه قرآن.انتخاب اين بحث از جهات گوناگون حايز اهميت است كه ذيلا به آنها اشاره خواهد شد و مهم‏ترين آنها نقش بلندى است كه زبان و سخن در ميان اعضا و افعال انسانى، در سعادت و شقاوت انسان ايفا مى كند/
مباحث اين مقاله عبارتند از:
الف - اهميت كلام؛
ب - آداب سخن گفتن;
ج - آداب سخن شنيدن؛
د - آداب گفت و گو
اهميت كلام
قرآن كريم از سنخ كلام است خود را به عنوان بيان معرفى كرده است:< هذا بيان للناس»(آل عمران، 3 / 138) گر چه بيان، مفهومى است گسترده و بر هر چيزى كه مبين مقصود و مراد انسان باشد اطلاق مى شود، خواه سخن يا خط يا اشاره، لكن شاخص همه آنها سخن است و لذا قرآن به آداب سخن، بيش از خط يا اشاره پرداخته است/
به حسب عادت، سخن گفتن مسأله ساده‏اى به نظر مى رسد لكن با اندك تأمل خواهيم دانست كه اين امر از پيچيده‏ترين و ظريف‏ترين اعمال انسانى است.
اين ظرافت عظمت، از يك سو به نحوه همكارى اعضاى دستگاه صوتى براى ايجاد اصوات مختلف و نيز به وضع لغات و چينش آنها به دنبال يكديگر مربوط است و از سوى ديگر به تنظيم استدلالات و بيان احساسات از طريق عقل مربوط مى شود. عظمت زبان، اين عضو كوچك و فعال، و سخن كه فعل آن است، از نكات زير دريافت مى شود:
1. آن گونه كه از آيات 1 تا 4 سوره الرحمن استفاده مى شود، يكى از مهم‏ترين نعمت‏هاى الهى بعد از نعمت آفرينش، نعمت بيان است. در اين آيات آمده است:<الرحمن.علم القرآن. خلق الانسان. علمه البيان»(خداى رحمان، قرآن را ياد داد، انسان را آفريد، به او بيان آموخت.) گويا مفهوم اين سخن آن است كه انسان است و بيانش/
2. در قيامت از مسؤوليت زبان سؤال مى شود.در سوره بلد آيات 8 و 9 مى خوانيم:<الم نجعل له عينين. و لسانا و شفتين»(آيا دو چشمش نداديم، و زبانى و دو لب). شايد تعقيب آيه فوق به آيه 10 اين سوره:<و هديناه النجدين»( و هر دو راه‏[ خير و شر] را بدو نموديم)، اين مطلب را مى فهماند كه زبان يكى از ابزار هدايت است/
3. سخن بهترين ابزار انتقال افكار و حتى تأثير گذارى است كه در كلام پيامبر به عنوان سحر به آن اشاره شده. فرمود: ان من البيان سحرا.(1) 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 22 خرداد 1390  ساعت 07:19 ب.ظ | نظرات (0)

          زبان بریده به کنجی نشسته صم و بکم                       به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم 


سعدی


۱-هنر سخن گفتن

۲-بیان لطیف

۳-جاذبه نگاه



۱- هنر سخن گفتن

*-جلوه و زیبایی شخص در نطق و بیان اوست و کمالش در خرد عقل او .

امام جواد (ع)

نظر بزرگان درباره آداب سخن گفتن:

۱-زبان به صاحب خود سرکش است،لذا باید لگامش را نگاه داشت.

۲-سخن مادامیکه از دهان خارج نشده در اختیار اوست،اما هنگامی که گفته شد، تو در پناه

و امان وی در آمدی!

۳- زبان را باید حفظ کرد همان طوری که طلا و نقره را حفظ می کنند.

۴- هر سخن گفتنی نیست، بسیار شده که یک سخن، نعمتی(مانند زندگی انسان یا مقام

وجاه وی و...) را از دست وی برباید.

۵- هر چیزی که نمی دانی مگو زیرا تمام جوارح و اعضای انسان وظیفه ای دارد.

هر کسی که زبانش فرماندار اوست خوار و ذلیل خواهد بود.
 





نوشته شده در تاريخ جمعه 20 خرداد 1390  ساعت 06:01 ب.ظ | نظرات (0)

سومين فاکتور از مواردي که سخنران به متناسب بودن آن دقت مي‌کند. بحث تناسب با مخاطب است. سخنراني در جمع دانش آموزان، اساتيد، جوانان، کهنسالان، قشر فرهنگي، قشر عوام و ... هر کدام از اينها با ديگري بسيار متفاوت است و درايت و دقت يک سخنران در اين زمينه بسيار کارگشاست.
در بحث تناسب با مخطابان، هفت محور مورد بررسي و تحليل قرار مي گيرد که ذيلا به آنها خواهيم پرداخت.



3 ـ تناسب با مخاطبان

در فرایند تبلیغ پیام و پیام رسان نیمی از کار را انجام می دهند و نیم دیگر پیام گیرانند. بنابراین مبلّغ باید مخاطبان خود را بشناسد تا به تناسب آنان کار خود را پی بگیرد. جهاتی را که نسبت به آنان باید مد نظر داشته باشند عبارتند از:

الف ـ سن و سال؛ مبلّغ باید بداند مخاطبان او در چه سن و سالی هستند. تلاش کند به تناسب سن آنان، پیام، قالب و محتوای تبلیغی را تنظیم کند.

انسان در هر دوران از عمر خود با فرهنگ، زبان و نیازهای خاصی رو بروست. مبلّغ باید آن ها را مد نظر داشته باشد و در شیوه بیان و مطالبی که ارائه می کند، از جهات مختلف با سن مخاطب متناسب باشد.

با کودکان و نوجوانان باید عاطفی و احساسی تر سخن گفت و نوشت. مطالب را در سطحی پایین تر بیان کرد و برای تفهیم بیشتر از شیوه تشبیه و تمثیل به خوبی بهره گرفت.

اگر مبلّغ این مسئله را از نظر دور بدارد، هم چون پزشکی است که دارو را به تناسب سن بیماران تجویز نکرده است.

ب ـ جنسیت؛ این ویژگی بیشتر آن جا رخ می نماید که ما مخاطبان خود را از جهت جنسیت تفکیک کنیم. در آن صورت ضرورت دارد، قالب و محتوا را بیشتر با جنسیت مخاطبان خود پیوند بزنیم، زیرا روحیات و نیازها و استعدادهای متفاوت است و مبلّغ نمی تواند هنگام تبلیغ آن ها را نادیده بگیرد. اگر او بتواند به تناسب جنسیت مخاطبان خود مطالب خود را بیان کند، قطعا موفق تر خواهد بود. این تناسب را حتّی می توانیم، در واژه ها، عبارات و محتوایی که در نظر گرفته ایم، ایجاد کنیم. در این زمینه باید درباره ی روحیّات مرد و زن و ویژگی های هر یک اطلاعاتی داشته باشیم. نادیده گرفتن این اصل چون کسی می ماند که در فروشگاهی که اختصاص به یک گروه از زنان یا مردان دارد، فروشنده پوشاک هایی مخلوط یا خلاف تقاضای مشتریان خود عرضه کند.

ج ـ نیازها؛ توجّه به نیازهای مخاطبان یکی از اصلی ترین کارهای مبلّغ است. او باید نسبت به پیامگیران خود آگاهی داشته باشد و بداند که نیازهای فکری، فرهنگی، اخلاقی، آسیب ها وآفت های آنان چیست و با اولویّت بندی آن ها چنان به کار تبلیغ بپرازد که آنان گمشده و پاسخ سؤالات خود را در بیانات او بیابند.

آیا پزشکی که بدون توجّه به نیازها و بیماری های مردمش به کار مداوا دست بزند و داروهای غیر ضرور و بلا مصرف را به همراه ببرد، در کار خود موفق خواهد بود. راستی جوانان امروز چه مشکلاتی دارند و کودکان به چه مسائلی نیازمندند و ...

وقتی مخاطبان، احساس کنند، از نوشته ها و گفته های ما چیزی عایدشان نمی شود و یا هیچ گونه پیوندی بین محتوای تبلیغی خود و مسائل محسوس و ملموس زندگی آنان نمی زنیم انگیزه ای برای شنیدن و یا خواندن مطالب، نخواهند داشت. در نتیجه کم کم از اطراف ما پراکنده می شوند و به دامن دیگران پناه می برند.

د ـ زبان و فرهنگ؛ نظر به این که در هر نقطه ای از جهان و کشور عزیزمان، ایران، فرهنگ خاصی حاکم است و زبان و گویش مردمان هر دیار با جاهای دیگر متفاوت است، باید در تبلیغ به این نکته نیز توجّه ویژه شود. مبلّغ ضمن آگاهی از فرهنگ و زبان مردمی که می خواهد با آنان سر و کار داشته باشد باید تلاش کند متناسب با آنان بنویسد و بگوید.

رعایت این تناسب را به روشنی می توان در سنت خداوند تبارک و تعالی نسبت به بعثت پیامبران دید.

قرآن کریم چنین می گوید:

«و ما ارسلنا برسول الا بلسان قومه لیبین لهم»(12)

«پیام خدا را» برایشان بیان کند.»
 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 11 خرداد 1390  ساعت 06:08 ب.ظ | نظرات (0)

همانطور که بيان شد، يکي از اصولي مهمي که در سخنوري بايد به آن پرداخته شود، اصل تناسب است. اين اصل در چند بخش مورد بررسي قرار گرفت. اکنون درباره تناسب مکاني سخن خواهيم گفت.

بدون شک هر مکاني که يک سخنران در او به روشنگري مي پردازد، شرايط مخصوص به خود را دارد و لحاظ اين شرايط مي‌تواند در اثر گذاري و جذابيت کلام او تاثير بسزايي داشته باشد.



ممکن است کسي در کشورهاي گوناگون، سخنراني کند و يا به تناسب ايام سال در شهرهاي متفاوتي از يک کشور تبليغ کند و يا حتي در يک بخش از يک شهر و در نقاط مختلف آن به سخنراني بپردازد، بدون شک تمام اين موارد با يکديگر متفاوت بوده و تناسب با آن مکان بايد از هر جهت لحاظ شود.

يکي از مهمترين دلائل خستگي و ملال آور بودن يک سخنراني، مراعات نکردن تناسب مکاني آن است.

در تناسب مکاني از دو جهت بحث به سخن مي آيد که تفصيل آن را ذيلا مشاهده خواهيد کرد.

شما تصور کنید یک مبلغ نداند، در محله ای که برای تبلیغ رفته چه مذاهب و فرقه هائی زندگی می کنند. او بسان رزمنده ای است که در میدان مین قرار گرفته اما خود نمی داند. کمترین حرکت ناآگاهانه برای او خطرناک خواهد بود.

2 ـ مکان: که می توان از دو جهت به آن پرداخت:

الف ـ جامعه و محله ای که در آن قرار دارد؛ پیام رسان دینی برای موفقیت بیشتر شایسته است به جایی که در آن قرار گرفته توجّه کند. متناسب با آن به تبلیغ بپردازد. اگر او نشناسد که در کجاست. طبیعی است که نداند، با چه افرادی مواجه خواهد شد، نیاز آنان چیست و چگونه باید با ایشان ارتباط برقرار کند.



اگر تجربه مبلّغان گرانقدر را مرور کنیم، خواهیم دید چه خاطرات تلخ و شیرینی در این زمینه دارند. شما تصور کنید یک مبلغ نداند، در محله ای که برای تبلیغ رفته چه مذاهب و فرقه هائی زندگی می کنند. او بسان رزمنده ای است که در میدان مین قرار گرفته اما خود نمی داند. کمترین حرکت ناآگاهانه برای او خطرناک خواهد بود.



ب ـ نقطه ای که در آن تبلیغ می کند؛ مبلّغ علاوه بر آن که باید جامعه ای را که در آن به سر می برد بشناسد و به تناسب آن پیام رسانی کند. باید ببیند در چه نقاطی به تبلیغ می پرازد، در مسجد، مدرسه، بیمارستان، باغ و بوستان، سفر یا ... او باید در هر نقطه ای قرار گرفته، آن مکان را محملی برای بیانات خود قرار دهد. و مثال ها و مطالب خود را با آن پیوند بزند تا تناسب بیشتری بین مطالب او و مخاطبان ایجاد شود.

او باید در هر نقطه ای قرار گرفته، آن مکان را محملی برای بیانات خود قرار دهد. و مثال ها و مطالب خود را با آن پیوند بزند تا تناسب بیشتری بین مطالب او و مخاطبان ایجاد شود

مثلا، اگر با گروهی به سفر زیارتی و سیاحتی رفته است، در بین راه مناسب است، از سفر روحی انسان و مقایسه آن با مسافرت جسمی سخن بگوید و یا اگر در بیمارستان برای بیماران و کارکنان آن جا سخن می گوید، از بیماری های روحی و مقایسه آن با بیماری های جسمی و لزوم پیشگیری و درمان آن مطالبی بیان کند.



منبع:

پايگاه حوزه
 





نوشته شده در تاريخ سه شنبه 10 خرداد 1390  ساعت 07:39 ب.ظ | نظرات (0)

اگر مباحث گذشته ما را دنبال کرده باشيد بايد خدمت شما عرض کنم که در ادامه به بحث (اصل تناسب) در تبليغ پرداخته و پيرامون آن سخن مي‌گوييم. اينکه اصل تناسب چيست به تفصيل در اين مقاله خواهد آمد. اما در يک جمله بايد گفت که مبلغ بايد متناسب با مخاطب و زمان و پيرامون خود سخنراني کرده و تمام جوانب آن را لحاظ کند.

اکنون به صورت مبسوط و مفصل، توضيحات اين عنوان را مطالعه کنيد.



تبلیغ و اصل تناسب

از مهم ترین عوامل تأثیرگذار در مخاطب رعایت تناسب ها در تبلیغ گفتاری و نوشتاری است. تناسب را، به روشنی در همه ذرات نظام هستی می بینیم و اگر به کشور وجودمان نظری هر چند گذرا داشته باشیم، خواهیم دید که همه ی اعضای ما به تناسب و فراخور نیازها و ضرورت های زندگیمان طراحی شده است.

مبلّغ اگر به اصل تناسب توجّه کند و آن ها را در سنگر تبلیغ رعایت نماید، حسن استفاده را از سرمایه ها و نیروها کرده است و به اهداف خود دست می یابد.



برای آن که به اهمیّت این موضوع بیشتر پی ببریم، باز مناسب است از شیوه تشبیهی استفاده کنیم. مبلّغ را چنان که قبلاً گفته ایم، یک «طبیب» روحانی بدانیم که باید برای درمان بیماران خود داروهای مناسب تهیه کند.

پزشک اگر تناسب ها را در نظر نگیرد، نه تنها در کار طبابت خود موفق نخواهد بود که خسارت های جبران ناپذیری هم به بار خواهد آورد که شاید مهم ترین آن ها بی اعتمادی و تنفر مردم از این پزشکان است. 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 9 خرداد 1390  ساعت 06:32 ب.ظ | نظرات (0)

در ادامه مطالب گذشته به ادامه بحث آداب سخنوري خواهيم پرداخت. مواردي همچون خطابه و معاني بيان و حساسيت خطابه، بحث خواهيم کرد.

در ضمن به بررسي گام‌هاي علمي در اين باره خواهيم پرداخت. مطمئن باشيد که به کارگيري و تمرين مطالب اين مقاله مي‌تواند به قدرت بيان و گيرايي سخنراني شما، بيفزايد.



ب ـ خطابه و معانی و بیان

خطابه با علم فصاحت و بلاغت نیز رابطه ی عمیقی دارد زیرا این دو علم عهده دار شیوه های درستی سخن و رسایی کلام است و آگاهی از آن ها به خطابه زیبایی و تأثیر بیشتر می بخشد.

سئل الصادق علیه السلام : «ما البلاغه؟» فقال: «من عرف شیئا قل کلامه فیه و انما سمّی البلیغ لانه تبلغ حاجته باهون سعیه»(1)

از امام صادق عليه السلام پرسيده شد که بلاغت چيست؟ آن حضرت فرمود: هر کس چيزي را بشناسد، کلامش در باره او کم مي‌شود و بليغ را فقط از آن جهت، بليغ ناميده اند که او حاجتش را با کمترين تلاشي که انجام مي‌دهد به ديگران مي‌رساند.

از امام صادق عليه السلام پرسيده شد که بلاغت چيست؟ آن حضرت فرمود: هر کس چيزي را بشناسد، کلامش در باره او کم مي‌شود و بليغ را فقط از آن جهت، بليغ ناميده اند که او حاجتش را با کمترين تلاشي که انجام مي‌دهد به ديگران مي‌رساند.

علی علیه السلام می فرماید:

«احسن الکلام ما زانه حسن النظام و فهمه الخاص و العام»(2)

امام علي عليه السلام مي‌فرمايد: بهترين سخن، سخني است که حسن نظام داشته باشد و خواص و عامه مردم آن را بفهمند.

شناخت این «حسن نظام» و قابل فهم برای خواص و عوام بودن از مطالبی است که در علم بلاغت و فن خطابه روشن می گردد.



«انسان از هر چیز خوب و زیبا و متناسب خوش می گردد و به سوی آن جذب می شود. یکی از این چیزها، لفظ فصیح و شیرین و کلام بلیغ و متناسب است. این جعل و آفرینش الهی است که لفظ خوب در جان ها و دل ها می نشیند و اثر می کند و برعکس، لفظ ناهنجار و کلام غیر بلیغ کمترین نقش و تأثیری ندارد و خستگی و بیزاری می آورد.»(3)



ج ـ حساسیت خطابه:

آنچه درباره ی تبلیغ گفتاری، به ویژه خطابه مهمّ است، حساسیت آن می باشد زیرا مبلّغ در «تبلیغ نوشتاری» فرصت لازم را برای تنظیم مطالب و بازنگری و تجدید نظر در محتوا و قالب آن دارد؛ در مقابل نیز مخاطبان کارهای مکتوب چنانچه مطلب را به خوبی در نیافتند، می توانند با مرور مجدد روی نوشته نکات مورد نظر خود را بیابند امّا در «تبلیغ گفتاری» کار برای گوینده و شنونده حساس تر است، چرا که سخنران در همان حال که اراده می کند سخن بگوید، کلمات را القا می کند و فرصت تجدید نظر و بازنگری مطالب خود را ندارد. و مخاطب نیز همان گونه جملات را دریافت و برداشت می کند.

از این جهت خطیب باید برای گفته های خود از لحاظ قالب و محتوا برنامه داشته باشد تا بتواند در کمترین فرصت بدون این که شنوندگان را دچار کج فهمی و بی حوصلگی کند، مطلب خود را بیان نماید.



قال علی علیه السلام : «احفظ لسانک فان الکلمة اسیرة فی وثاق الرجل فان اطلقها صار اسیرا فی وثاقها»(4)

امام علي عليه السلام مي‌فرمايد: زبانت را حفظ کن، به درستي که کلمه در سرا و حريم آدمي است، پس هر گاه آن را رها کند، آدمي در گرو کلامش خواهد بود.

این حدیث نورانی گویای این حقیقت است که گوینده باید در بیان مطالب کمال دقت را به خرج دهد زیرا وقتی سخنی نسنجیده را بر زبان آورد، شنوندگان برداشتی انحرافی پیدا می کنند. گوینده دیگر در گرو سخنان گفته خود خواهد بود و همیشه خود همراه مردم نیست تا دریافت غلط آنان را تصحیح و گفته خود را توجیح کند.

امام علي عليه السلام مي‌فرمايد: زبانت را حفظ کن، به درستي که کلمه در سرا و حريم آدمي است، پس هر گاه آن را رها کند، آدمي در گرو کلامش خواهد بود.

گامهای عملی

«در این قسمت به برخی از تمرین های عملی اشاره می شود که به کاربستن آن ها، توانایی نطق و خطابه و مهارت بر سخنوری را افزایش می دهد یا برای آغازگران و مبتدیان می تواند به صورت شیوه های عملی مفید باشد:



1 ـ متنی، مقاله ای یا بخشی از یک کتاب را مطالعه کنید، سپس آن را کنار گذاشته به بازگو کردن آن بپردازید.

2 ـ درسی را که آموخته اید، مثل یک معلم برای دیگری (یا برای خودتان) بازگو کنید.

3 ـ در تنهایی به تمرین بپردازید و سخنرانی کنید و جلوی آینه ایستاده، نحوه حرکات و چهره و بیان خود را به دقت کنترل کنید.

4 ـ سخنرانی های تمرینی یا اصلی خود را در نوار ضبط کنید. بعدا گوش کنید تا ضعفها و نارسایی های آن را شناخته، اصلاح کنید.

5 ـ نسبت به رسایی صدای خود و خوش آهنگی آن و فراز و فرود لحن و آهنگ صدا تمرین کنید.6 ـ کلمات را فصیح، محکم، واضح و روشن ادا کنید، نه جویده جویده یا ناقص.



7 ـ از حرکات دست و اندام و تغییر در چهره و شیوه نگاه بهره گیری کنید.

8 ـ متن سخنرانی های مهمّ خطبای نامدار را از نوار بدقت گوش کنید یا اگر نوشته است، بخوانید و از جهت مختلف دقت کنید تا عوامل جاذبه و گیرایی آن ها را شناخته، شما هم به کار ببندید.

9 ـ برای رسایی صدا، در صحرا و جنگل و فضای آزاد با صدای بلند سخن بگویید یا متنی و شعری را بخوانید تا صدایتان صاف و شفاف گردد.

10 ـ گاهی پیش نویس نطق خود را روی کاغذ بیاورید و تدوین کنید، سپس طبق آن به تمرین بپردازید، البته مانعی ندارد که سر فصل های مطالب را یادداشت کنید تا هنگام سخنرانی از یادتان نرود.

11 ـ خود را برای نطق های کوتاه و سخنرانی های 5 دقیقه ای هم آماده سازید تا دور از حواشی و مطالب غیر لازم در حداقل زمان، حداکثر مطالب را بتوانید به اطلاع شنوندگان برسانید، این در پیام رسانی یا ارائه ی گزارش بسیار مهمّ است.

12 ـ برای تقویت نطق و بیان، گاهی موضوعات معمول را (مثلاً: باغچه، کوه، قلم، آب، معلم، اسراف، شهید و ...) در نظر بگیرید و بدون مقدمه شروع کنید به سخنوری پیرامون آن و هرچه به فکرتان رسید در همان لحظه بگویید. این تمرین ذهن را خلاق و بیان را گویا می سازد.»(10)



منبع:

1ـ میران الحکمة، ج 1، ص 462.

2ـ همان، ص 463.

3ـ ادبیات و تعهد در اسلام، محمدرضا حکیمی، ص 2.

4ـ میزان الحکمة، ج 8، ص 442.

5ـ روش ها، جواد محدثی، ص 183 ـ 184.
 





نوشته شده در تاريخ شنبه 7 خرداد 1390  ساعت 07:55 ب.ظ | نظرات (0)

همه ما مي دانيم که يکي از مهمترين و اساسي ترين وظايف طلاب، تبليغ است. اما بحث از چگونگي تبليغ و شيوه ها و راهکارهاي آن فعلا مورد نظر ما نيست.

در اين مقاله درباره راهکارها و آداب و شيوه هاي سخنوري سخن خواهيم گفت. بدون شک، وعظ و خطابه و منبر يکي از مهمترين شيوه‌هاي تبليغي است. اگر چه گستره اطلاعات و جذابيت‌هاي تکنولوژي جديد، راهکارهاي ديگري را نيز پيشنهاد مي‌کند ولي به جرات مي توان گفت، وعظ و خطابه از جايگاه ويژه اي برخوردار است.

لذا براي کسب موفقيت در اين زمينه لازم است با شيوه ها و آداب و روش‌هاي سخنوري آشنا شده و از آنها استفاده کنيم:



در بحث ابزارهای تبلیغ و ترکیب آن ها با هم به تفصیل خواهیم آورد که «تبلیغ گفتاری» منحصر به خطابه و سخنرانی نیست بلکه ممکن است در قالب های مختلفی صورت بگیرد که مشهورترین و رایج ترین آن، در جامعه ما نوع سنتی آن، یعنی خطابه و سخنرانی است. عده ای می خواهند کاربرد این نوع تبلیغ را نادیده بگیرند یا ضعیف بشمرند. اگر منصفانه به موضوع بنگریم در می یابیم که هر یک از قالب های تبلیغی کارکرد خاصّ خود را دارد و به تناسب موقعیت خاصّی که در آن قرار می گیریم، کارآمد است. و هیچ کدام جای دیگری را نخواهد گرفت.



البته نباید از نظر دور داشت که بُرد این نوع تبلیغ، به ویژه با رخ نمودن ابزارها و قالب های جذاب و متنوع تبلیغی، محدودتر شده است. به عنوان مثال، وقتی یک موضوع دینی یا قصه ای از قصه های قرآن، در قالب فیلم در می آید مانند سریال «مردان آنجلس» گذشته از جاذبه های دیگر، مخاطبان بسیاری را با خود همراه می کند. طبعا میزان تأثیرگذاری آن نیز بیشتر است لیکن این امر به معنای آن نیست که از خطابه و تبلیغ رو در رو که دارای تأثیر غیرقابل انکاری است، غافل بمانیم. بنابراین خوب است درباره ی خطابه و سخنرانی که هنوز در میان جامعه ی ما جایگاهی قابل توجّه دارد، مطالبی را بیان کنیم.

خطابه صرف سخن گفتن در یک جمع نیست بلکه «برانگیختن» افراد است، چه نسبت به انجام یک کار، چه نسبت به بازداشتن از یک عمل.

«خطابه» که تنها نوعی از «تبلیغ گفتاری» به شمار می آید، از دیر هنگام مورد توجّه رهبران معصوم علیهم السلام بوده است. آنان که خود امیران کشور سخن بوده اند،(1) با خطابه های خود در مسیر تبلیغ معارف الهی گام های بلندی برداشته اند که خطبه های نهج البلاغه نمونه ای از آن هاست.

در پیروی از این خاندان پاک است که دانشمندان ربانی و مبلّغان پاکباخته نیز در کار تبلیغ به این فن نگرشی دینی دارند و فنون آن را فرا می گیرند و از این «هنر» در سنگر تبلیغ بهره می برند.



ماهیت خطابه:

«خطابه صرف سخن گفتن در یک جمع نیست بلکه «برانگیختن» افراد است، چه نسبت به انجام یک کار، چه نسبت به بازداشتن از یک عمل. از این رو، در خطابه چنان باید سخن گفت که مستمعان برانگیخته شوند و دارای انگیزه «عمل» یا «ترک عمل» شوند به همین دلیل است که خطابه یک هنر است و ویژگی های خاصی می طلبد؛ مثلا، باید چنان سخن گفت که شنوندگان برای جهاد، انفاق، کار، تحصیل، خدمتگزاری، ایثار و ... برانگیخته شوند یا از اموری همچون گناه تنبلی، ترس، عقب نشینی، دنیاگرایی و حرص، تکبر و خود برتربینی و ... دست بکشند. این در سایه ی تأثیرپذیری روحی شنوندگان و تأثیرگذاری نیرومند گوینده در دل و جان شنونده است.



برانگیختن ها، یا براساس «مهر» و «محبت» است یا بر پایه «کین» و «نفرت»؛ یعنی، یا باید در دل طرف شور عشق و امید و مهربانی آفرید تا تحریک بر عمل شود یا باید سردی، افسردگی و ناخوشایندی پدید آورد، تا ترک کند.»(2)

در اين ميان مي توانيد به کتابهايي که در این زمینه نوشته شده، رجوع کنید(3).

در این جا تنها به بیان نکاتی بسنده می کنیم.



الف ـ خطابه و ادبیات:

پیشتر نیز اشاره کردیم که بین تبلیغ نوشتاری و گفتاری رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد. سر و کار داشتن با ادبیات، نوشته های جذاب و شیوا و پرداختن به کار نگارش، به صورت غیرمستقیم در گفتار انسان تأثیر می گذارد. از این رو استادان «فن خطابه» به شاگردان خود سفارش می کنند که همواره با آثار ادبی و نوشته های هنرمندانه در ارتباط باشند تا بتوانند سخنی جذاب و دلنشین داشته باشند و توان به تصویر کشیدن ماهرانه وقایع را بیابند و در مخاطبان خود بیشتر تأثیر بگذارند.

پیوند خطابه با ادبیات را نیز می توان در تعریف دانش ادبیات به دست آورد. جرجانی و زمخشری در این باره گفته اند:

«علم الادب علم یُحترز به عن جمیع الخطأ فی کلام العرب لفظا و کتابةً»(4)

از این رو استادان «فن خطابه» به شاگردان خود سفارش می کنند که همواره با آثار ادبی و نوشته های هنرمندانه در ارتباط باشند تا بتوانند سخنی جذاب و دلنشین داشته باشند و توان به تصویر کشیدن ماهرانه وقایع را بیابند و در مخاطبان خود بیشتر تأثیر بگذارند.

و اشتباه گفتاری و نوشتاری در زبان عرب.

«در کتاب بستان الادب» ـ که علوم ادبی در آن گرد آمده ـ «خطابه» در ردیف این دانش قرار گرفته است. این علوم عبارتند از: لغت، اشتقاق، نحو، معانی، بیان، بدیع، عروض، قافیه، خطابه، قرض الشعر، انشاء النشر، المحاضرات، خطابه و تواریخ.»(5)



منابع:

1 ـ انا لامراء الکلام ... میزان الحکمة، ج 1، ص 465.

2 ـ روشها، جواد محدّثی، ص 166.

3 ـ همانند: آیین سخنوری، محمد علی فروغی؛ آداب سخن، دکتر پاشا صالح؛ اصول خطابه، سید محمد تدیّن؛ سخن و سخنوری، محمد تقی فلسفی و صناعات خطابه، مجتبی سلطان محمدی طالقانی.

4 ـ ادبیات و تعهد در اسلام، محمد رضا حکیمی، ص 41.

5 ـ همان، ص 44.

برگرفته از پايگاه حوزه - ف. خسروي
 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 خرداد 1390  ساعت 05:18 ب.ظ | نظرات (0)

در اندرزهاى لقمان اشاره اى به آداب سخن گفتن شده بود ، و در اسلام باب وسيعى براى اين مساله گشوده شده ، از جمله اينكه : تا سخن گفتن ضرورتى نداشته باشد سكوت از آن بهتر است .
    چنانكه در حديثى از امام صادق (عليه السلام) مى خوانيم : السكوت راحة للعقل : سكوت مايه آرامش فكر است .
    و در حديثى از امام على بن موسى الرضا (عليهما السلام) آمده است من علامات الفقه : العلم والحلم والصمت ، ان الصمت باب من ابواب الحكمه : از نشانه هاى فهم و عقل ، داشتن آگاهى و بردبارى و سكوت است ، سكوت درى از درهاى حكمت است .
    ولى البته در روايات ديگر تاكيد شده است ، در مواردى كه سخن گفتن لازم است مؤمن بايد هرگز سكوت نكند پيامبران به سخن گفتن دعوت شدند نه به سكوت ، وسيله رسيدن به بهشت و رهائى از دوزخ ، سخن گفتن به موقع است .
    از شاخه هاى ديگر حسن خلق ، كه رابطه ها را استوارتر و پيوندهارا صميمى تر مى سازد ، گفتار دلپذير و شادى بخش
است . متانت درسخن و ادب در گفتار و زيبايى در كلام ، خصلت پاكدلان بى كينه است و خلق و خوى اولياء دين .
    ارزش انسان و جوهره وجودى اش را زبان و بيان روشن مى سازد :
    يكى تحقير مى كند ، يكى تشويق .
    يكى عيبجويى مى كند ، ديگرى تحسين و تقدير .
    يكى ملامت مى كند ، ديگرى پر و بال مى دهد و اميد مى آفريند .
    كدام يك خوبتر است ؟
    شما خودتان چگونه بيان و زبانى داريد ؟ تلخ يا شيرين ؟ گزنده يامرهم گذارنده ؟
    آيا با ديگران همان گونه صحبت مى كنيد كه دوست داريد ديگران با شما آنچنان حرف بزنند و خطاب كنند ؟


    پذيرايى از ديگران ، هميشه با غذا و ميوه و شيرينى نيست .
    گاهى پذيرايى ، با يك كلام خوب و سخن شايسته است . اين اكرام ، بالاتر از تغذيه و اطعام است ، چرا كه گفتار شايسته و زيبا ، غذاى روح است .
    گفتن يك آفرين ، احسنت ، بارك الله مگر چقدر هزينه و خرج دارد ؟
    كسانى هستند كه جان مى دهند ، ولى حاضر نيستند يك كلام تشويق آميز و محبت بار بر زبان جارى كنند. بشنويم از رسول خدا صلى الله عليه و آله كه اسوه اخلاق حسنه و الگوى ادب در گفتار و رفتار است كه فرموده است :
    من اكرم اخاه المؤمن بكلمة يلطفه بها وفرج عنه كربته لم يزل فى ظل الله الممدود عليه الرحمة ما كان فى ذلك .
    هر كس برادر با ايمانش را با گفتن كلامى ملاطفت آميز و غم زدا ، مورد تكريم قرار دهد ، تا وقتى او شادمان است ، گوينده آن سخن همواره در سايه رحمت گسترده الهى به سر مى برد.


    كلام تشويقى و آفرين و مرحبا گفتن بر عمل شايسته ديگرى نيز ، از اين گونه صالحات است . باز هم از كلام امام صادق عليه السلام بشنويم :
    من قال لاخيه المؤمن مرحبا كتب الله له مرحبا الى يوم القيامة .
هر كس به برادر مؤمن خود (مرحبا) بگويد ، خداى متعال تا روز قيامت براى او مرحبا و آفرين مى نويسد.
    غير از پاداش الهى ، تاثيرات اجتماعى (خوشگويى) در نرم ساختن دلها و جلب عاطفه ها و استوار ساختن رابطه ها مشهود است . آنكه خوش سخن باشد ، از ديگران نيز كلام نيكو مى شنود. (اين جهان كوه است و فعل ما ندا) و البته كه حرف و سخن ما هم در كوهستان زندگيها انعكاس دارد و خوبى آن به خود ما منعكس مى شود.
    كسى كه گفتار مؤدبانه داشته باشد ، ديگران نيز با او مؤدبانه سخن خواهند گفت . وگرنه ... (كلوخ ‌انداز را پاداش ، سنگ است). از كلام مولاعلى عليه السلام است كه :
    اجملوا فى الخطاب تسمعوا جميل الجواب
    زيبا خطاب كنيد ، تا جواب زيبا بشنويد !...
    كيفيت برخورد ما با انسانهاى ديگر ، همان نتيجه را به ما برمى گرداند. ادب ، ادب مى آورد و توهين و فحش ، بدزبانى و اهانت متقابل را در پى دارد.
    هرگاه در علل مشكلات ناگوارى كه در محيط خانواده ها و اجتماع پيدا مى شود به كاوش پردازيم خواهيم ديد كه منشاء بيشتر آنها بد زبانى و زشت گوئى و سخنان دور از نزاكت است كه بى مطالعه و فكر از شخص سر مى زند و در نتيجه نفرت طرف را بر مى انگيزاند و غالبا هم منجر به منازعاتى مى گردد كه انسان از آنها بى نياز است يعنى بسيار ديده شده و مى شود كه از يك سخن كوچك زشت نزاع بزرگى به وجود آمده كه تبديل به يك معركه خونين گشته است براى همين است كه قران كريم مردم را از بد زبانى بكلى بيزار ميكند و به گفتار نيك تحريص مى نمايد و بد زبانى را به عرعر خر تشبيه نموده تا قباحت آن را كاملا مجسم و محسوس گرداند تا هر كس همينكه خواست صداى خود را به بد زبانى و بد گوئى بلند كند فورا آن صحنه خنده آور و مسخره آميز و منفورى را كه صداى ناهنجار الاغ آنرا ايجاد مى كند بخاطر آورده و از نعره زدن و عربده كشيدن خود دارى كرده و يادآور شود كه الاغ نيست بلكه آدم است .


    پس گفتار نيك و زيبا گوئى و دقت در طرز تكلم و آنگ صدا و انتخاب بهترين سخن و اداى آن با بهترين روش از مهمترين رموز موفقيت و راه رسيدن به يك اجتماع مترقى است و به همين جهت مربيان و مصلحين نيز به آن توجه خاص مبذول نموده و در اين باره كتابهاى زيادى تاليف كرده و در آنها طرز گفتگو با مردم را كه بايد با لهجه اى نرم و مودبانه باشد نشان داده اند .
    پس انتخاب كلمات زيبا با مراعات لهجه و زبان و صدا آسانترين و ارزانترين وسيله محبوبيت انسان در اجتماع و هم باعث پيشرفت وى در كار و حرفه خود ميباشد و هم بهترين راه دوستيابى است كه براى انسان دوستان زيادى كه در نبرد زندگى كمكهاى موثرى به او كنند فراهم مى آورد .گفتار نيك با همه خوب و لازم است هم با دوستان هم با دشمنان اما با دوستان ضامن حفظ و پايدارى دوستى است اما با دشمنان باعث كاهش دشمنى و يا حد اقل مانع از تشديد و افزايش آن است .لذا قران مجيد با يك تعبير كلى و عام يعنى با كلمه (مردم) گه شامل مسلمان و غير مسلمان و دوست و دشمن است به ما دستور خوش گفتارى مى دهد .
    رسو لخدا (ص) فرمود : (در بهشت غرفه (قصر و بالا خانه) هائى هست كه [ از درخشندگى ] بيرون آنها از درون و اندرون از بيرون ديده مى شود ، خدا آنها را براى كسانى آماده كرده است كه مردم را اطعام كنند و خوش سخن باشند).
    و فرمود : الكلمة الطّيّبة صدقة.
    سخن نيكو صدقه است.
    و روايت است كه : (حيوانى از نزد عيسى عليه السّلام مى گذشت ، به او گفت :
    برو به سلامت . شخصى عرض كرد : يا روح اللّه ، به حيوان چنين مى گوئى ؟! فرمود :
    نمى خواهم زبانم به بدى عادت كند).
    حكيمى گويد : (سخن نرم كينه هاى نهانى را مى شويد).

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ساعت 05:37 ب.ظ | نظرات (0)