آداب زندگی
ادب از فهم سرشار و ادراك حقایق سرچشمه می گیرد و بی ادبی از جهل و نادانی

استخیرُ اللّه‏

«علی بن ابراهیم» در تفسیر و «حِمْیَری» در «قُرْبُ الاَسْناد» روایت کرده‏اند از «علی بن اسباط» که گفت: رفتم به خدمت حضرت امام رضا علیه‏السلام و گفتم می‏خواهم به سفر مصر بروم و نمی‏دانم از راه دریا بروم یا از راه صحرا. حضرت فرمود که برو به مسجد حضرت رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در غیر وقت نماز واجب و دو رکعت نماز بجا آور و بعد از آن صد و یک مرتبه بگو «استخیرُ اللّه‏» و به روایت حمیری صد مرتبه بگو.


دعا

«کلینی» و «شیخ» به سند صحیح از حضرت صادق علیه‏السلام روایت کرده‏اند که دو رکعت نماز بکن و طلب خیر خود از حق تعالی بکن، پس به خدا سوگند می‏کنم که هیچ مسلمان، طلب خیر از خدا نمی‏کند مگر آن‏که البته آنچه خیر اوست خدا به نزد او می‏آورد.

«ابن بابویه» و «شیخ طوسی» و دیگران به سند معتبر از حضرت صادق علیه‏السلام روایت کرده‏اند که هرکه هفتاد مرتبه این دعا را برای طلب خیر از خدا بخواند، البته خدا آنچه خیر اوست برای او مقدر می‏گرداند: یا اَبْصَرَ النّاظِرین وَ یا اَسْمَعَ السامِعین و یا اَسْرَعَ الحاسِبین و یا اَرْحَمَ الرّاحمین و یا اَحْکَمَ الْحاکِمین، صَلّ علی محمدٍ و اهل بَیْتهِ وَ خِرْلی فِی الْاَمْرِ الَّذی أَرَدْتُ.


طریق استخاره

«ابن بابویه» و «سید» روایت کرده‏اند که «محمد بن خالد قسری» از حضرت صادق علیه‏السلام سؤال کرد از طریق استخاره فرمود که: در آخر رکعت‏های نماز شب در سجده صد و یک مرتبه بگو «اَسْتَخیرُ اللّه‏َ برحمتِهِ» و به روایت دیگر صد مرتبه.

به سند معتبر دیگر روایت کرده‏اند که هرگاه حضرت صادق علیه‏السلام اراده می‏فرمودند که غلامی یا چهار پایی بخرند یا امر آسانی یا حاجت سبکی داشتند، برای آن هفت مرتبه طلب خیر از حق تعالی می‏کردند. و اگر امر عظیمی اراده می‏کردند صد مرتبه طلب خیر می‏کردند و اَقلّش «استخیرُ اللّه‏ برحمتِهِ» است.


دعای سفر

به سند معتبر از حضرت امام موسی علیه‏السلام روایت است که مردی به خدمت آن حضرت آمد و گفت: فدای تو شوم، می‏خواهم به سفری بروم و می‏خواهم مرا تعلیم استخاره نمایی که اگر خیر من در این سفر باشد برای من میسر گرداند و اگر برای من شر باشد از من بگرداند. حضرت فرمود که می‏خواهی به این سفر بروی؟ گفت: آری. فرمود: این دعا بخوان تا برای تو خیر شود «اللّهم قَدِّر لی ما أَرَدْتُ وَاجْعَلْهُ خَیرا لی فَاِنَّکَ تَقْدِرُ علی ذلک»


نمازِ استخاره

«سهل قمی» گفت: من در مکّه معظّمه مجاور بودم، پس رفتم به مدینه و بخدمت حضرت امام محمد تقی علیه‏السلام مشرف شدم و اراده داشتم که از حضرت سؤال (تقاضا) کنم از برای شرف و کرامت جامه‏ای را که بپوشم و میسر نشد که سؤال کنم تا وداع کردم و بیرون و خواستم که از مدینه بیرون روم، باز به خاطرم رسید که عریضه به خدمت حضرت بنویسم و جامه را سؤال کنم، چون ترددی داشتم عریضه را نوشتم و رفتم به مسجد حضرت رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و دو رکعت نماز استخاره کردم و بعد از آن صد مرتبه طلب خیر از خدا کردم، پس در دلم افتاد که نامه را نفرستم، نامه را دریدم و از مدینه بیرون رفتم. چون روانه شدم دیدم که خادم آن حضرت می‏گردد و سؤال از مکان من می‏کند، چون به من رسید دستمالی به من داد که دو پارچه بسیار خوش قماش نازک در میان آن پیچیده بود و گفت: مولای تو این جامه‏ها را برای تو فرستاده است، پس «احمد بن محمد بن عیسی» راوی حدیث گفت که: در آن زودی «محمد بن سهل» به رحمت خدا رفت و من او را غسل دادم و در همان جامه‏ها که حضرت فرستاده بودند او را کفن کردم.


رجوع قلب

در بیان نوع دوم استخاره است که بعد از عمل استخاره رجوع به قلب خود کند و آنچه در خاطرش رجحان به هم رسانیده به آن عمل نماید. چنانچه «شیخ طوسی» در کتاب «اقتصاد» گفته است: کسی که اراده امری کند، سنت است که غسل کند و دو رکعت نماز به جا آورد و بعد از آن به سجده رود و صد مرتبه بگوید «استخیرُ اللّه‏ تعالی فی جمیعِ أموری کُلِّها خِیَرَةً فی عافیَةٍ» پس آنچه در دلش افتد به آن عمل کند.

«کلینی» و «شیخ» و «سید» و «طبرسی» به سند صحیح روایت کرده‏اند که «ابن اسباط» اراده مصر داشت و در راه دریا و صحرا متردد بود. حضرت امام رضا علیه‏السلام فرمود: که برو به سجده و در غیر وقت نماز واجب و دو رکعت نماز بکن و صد مرتبه طلب خیر خود از خدا بکن و آنچه در دلت می‏افتد به آن عمل کن.


مشورت با خدا

شیخ در «مجالس» به سند معتبر از امام علی نقی علیه‏السلام روایت کرده است که حضرت صادق علیه‏السلام فرمود: هرگاه یکی از شما را حاجتی عارض شود باید که مشورت با پروردگار خود بکند. گفتند: چگونه مشورت کند؟ فرمود: بعد از نماز فریضه به سجده رود و صد مرتبه بگوید: «اللّهُم خِرْلی» پس متوسل شود به ما و صلوات فرستد بر ما و ما را شفیع گرداند در درگاه خدا، پس آنچه حق تعالی به دلش می‏اندازد به آن عمل کند و این مطالب را اگر به فارسی بگوید نیز خوب است.
فروشِ ملک

«سید» به سندهای صحیح و معتبر روایت کرده است که مردی به حضرت امام محمد جواد علیه‏السلام عریضه در باب فروختن ملکی نوشت، در جواب نوشتند: دو رکعت نماز به جا آور و بعد از آن صد مرتبه طلب خیر خود از خدا بکن و در اثنای استخاره با کسی سخن مگو تا صد مرتبه تمام شود، پس اگر در دلت بیفتد فروختن آن ملک، بفروش.


طلب خیر از خدا

«اسحاق بن عمار» به خدمت حضرت صادق علیه‏السلام عرض کرد که بسیار واقع می‏شود که امری را اراده می‏کنم و بعضی مرا امر می‏کنند به آن و بعضی نهی می‏کنند. حضرت فرمود: هرگاه چنین باشد دو رکعت نماز بکن و صد و یک مرتبه طلب خیر از خدا بکن، پس نظر کن که کدام یک در دل تو حج را است، پس آن را بکن که ان شاء اللّه‏ خیر تو در آن است و باید که طلب خیر را در عافیت بکنی، یا آن‏که بگویی: «استخیرُ اللّه‏ بَرحمتِهِ خِیَرَةً فی عافیةٍ» زیرا که بسا باشد که خیر آدمی در بریدن دست او باشد یا در مردن فرزند او یا در رفتن مال او؛ یعنی: هرچند خیر در اینها باشد اما چون اکثر خلق صبر بر این بلاها نمی‏توانند کرد و حق تعالی قادر است بر آن‏که خیر را در اموری قرار دهد که مقرون به عافیت از این بلاها باشد، پس در دعا باید که شرط عافیت بکند.


مشورت با مؤمنان

بدان که مشورت کردن با برادران مؤمن عاقل، از اَهمّ امور است و تأکید بسیار در آیات و اخبار در آن وارد شده است، چنانچه حق تعالی برای تعلیم سایر بندگان و تألیف قلوب مؤمنان و امتحان منافقان حضرت رسالت پناه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را که صاحب عقل کل بود و خاطر مقدسش اسرار وحی الهی و مشرق انوار الهامات نامتناهی بود خطاب نمود که «... وَ شاوِرهُم فی الْاَمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّل عَلَی اللّه‏ اِنَّ اللّه‏َ یُحِبُّ الْمُتَوکلِّین». یعنی با صحابه مشورت کن در امر جهاد و غیر آن‏که اراده می‏نمایی، پس چون عزم کنی بر آنچه ما بر زبان ایشان جاری می‏سازیم و به خاطر مقدس تو می‏اندازیم، پس توکل کن بر خدا و کار خود را به او بگذار و اعتماد بر غیر او مکن، به درستی که خدا دوست می‏دارد آنها را که در همه امور بر خداوند خود توکل می‏ کنند.


* * *

بدان که امر آن حضرت به مشوره برای تعلیم سایر بندگان و تطییب خاطر مؤمنان و مصالح بسیار، دیگر باز امر فرمود به توکل و اعتماد بر جناب مقدس و او و تفویض امور خود به علم کامل و لطف شامل او، پس با ارتکاب مشورت باید که اعتماد بر آرای خلق نکند و خیر خود را از علاّم الغیوب طلب کند تا آنچه خیر اوست حق تعالی بر زبان ایشان جاری گرداند.

در جای دیگر فرموده است: «والذین استجابوا لِرَبِّهِم وَ اَقامُوا الصَّلاةَ و أمْرُهمْ شُوری بَیْنَهُمْ و مِمّا رزقناهُمْ یُنْفِقُونَ.» پس مدح کرده است جماعتی را که اجابت می‏کنند پروردگار خود را در هر امری از امور دین که ایشان را به سوی آن می‏خواند و نماز را بر پا می‏دارند در اوقات فضیلت با شرائط و آداب آن و کار ایشان مشورت است در میان ایشان، یعنی مستبد به رأی خود نمی‏باشند و در هر کار با یکدیگر مشورت می‏کنند و از آنچه به ایشان روزی کرده‏ایم از مال حلال در راه رضای ما انفاق می‏کنند. و از این آیه کریمه نهایت مبالغه در مشورت ظاهر می‏ شود.
 





نوشته شده در تاريخ جمعه 27 خرداد 1390  ساعت 05:55 ب.ظ | نظرات (0)

« اهميّت استخاره وآداب آن »

بسيار مى شود كه انسان براى انجام كار مهمّى متحيّر و سرگردان مى شود و مطالعه درباره جوانب آن، رفع تحيّر از او نمى كند؛ با افراد آگاه مشورت مى كند، ولى آنها نيز نظرات مختلفى دارند، و او همچنان در كار خود سرگردان مى ماند و اگر اين سرگردانى ادامه يابد خسارت هاى سنگينى دامن گير او خواهد شد. در اين گونه موارد، دستور استخاره داده شده است كه انسان طبق آداب ساده اى با خداوند بزرگ - به وسيله قرآن مجيد، يا تسبيح و مانند آن - مشورت كند و از ذات پاكش هدايت و راهنمايى به آنچه خير و صلاح اوست، بطلبد؛ به يقين خداوند نيز او را ـ طبق روايات صريحى كه داريم ـ راهنمايى خواهد كرد.

استخاره، نه تنها انسان را از حال تحيّر و سرگردانى - كه بدترين حالات است و مايه تلف شدن وقت و نيروى اوست - نجات مى بخشد، و او را با اراده و تصميم قوى و گام هاى استوار به سوى مقصد به حركت وا مى دارد؛ بلكه واقعاً نيز راهنما و راهگشا به سوى خيرات است و اين حقيقتى است كه در روايات اسلامى وارد شده، و ما خود بارها و بارها آزموده ايم كه استخاره ها گوئى معجزه مى كند.

گاه انسان براى كارى استخاره مى كند و مطابق آن، به سوى آن كار مى رود و ظاهراً نتيجه اى نمى گيرد؛ امّا بعد از ماه ها، يا سال ها، رمز عجيب آن استخاره را درمى يابد. به هر حال، استخاره را با پيشگويى نبايد اشتباه گرفت؛ بلكه استخاره خير و صلاح كار را از طريق درخواست از خداوند، به انسان نشان مى دهد.
نكته:

دو چيز را به هنگام استخاره نبايد فراموش كرد:


1ـ استخاره منحصر به جايى است كه مثبت يا منفى بودن كار بر انسان روشن نباشد، و با تفكّر و انديشه، و حتّى با مشورت كردن با افراد خبره و صاحب نظر نيز روشن نشود؛ اين جا، جاى استخاره است و در غير اين صورت استخاره كردن، اشتباه است.
2ـ از استخاره هاى مكرّر در يك چيز بايد پرهيز كرد (مگر اين كه فاصله قابل توجّهى بشود و يا اين كه شرايط تغيير كند.) در استخاره هاى مكرّر، همان استخاره اوّل معتبر است و بقيّه اعتبارى ندارد.
بايد انسان بعد از استخاره - با شرايطى كه در بالا گفته شد - ترديد نكند و به دنبال آن به راه بيفتد و از خدا خير و صلاح خويش را بطلبد و بر ذات پاك او توكّل كند، و مطمئن باشد نتيجه خواهد گرفت.پ


معناى ديگر استخاره:

استخاره معناى ديگرى هم دارد كه در روايات اسلامى كراراً به آن اشاره شده است و آن طلب خير و سعادت از ذات پاك خداست.
يعنى به هنگام شروع در يك كار ـ حتّى كارهاى روشنى كه براى آن استخاره نكرده است ـ انسان از خداوند خير و سعادت خود را بخواهد (اصولا استخاره به معناى طلب خير است) و با گفتن جمله «أَسْتَخيرُاللّهَ بِرَحْمَتِهِ» (از رحمت الهى طلب خير و سعادت مى كنم)، به آن كار اقدام كند و مى تواند اين مطلب را به فارسى هم بگويد. به هر حال، استخاره به اين معنا طبق روايات اسلامى نيز، بسيار مفيد و مؤثّر است.
در روايتى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم:
«مَا اسْتَخارَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ إِلاّ خارَ لَهُ؛ هيچ بنده با ايمانى از خداوند طلب خير نكرد، مگر آن كه پروردگار سعادت او را فراهم ساخت».(1)
همچنين اميرمؤمنان(عليه السلام) به فرزندش امام حسن(عليه السلام) فرمود:
«وَأَكْثِرِ الاِْسْتِخارَةَ؛ بسيار از خداوند طلب خير نما».(2)
در حديثى از امام صادق(عليه السلام) آمده است كه فرمود:
در سجده آخر نماز شب، از خداوند طلب خير نما و صد و يك مرتبه بگو: «أَسْتَخِيرُاللّهَ بِرَحْمَتِهِ؛ از رحمت خداوند طلب خير و سعادت مى كنم».(3)
همچنين در سجده آخر نافله صبح نيز، استخاره به همين معنا وارد شده است.(4)


آداب استخاره:

در روايات اسلامى آداب ويژه اى براى استخاره به معناى معروف آن، ذكر شده؛ مانند وضو داشتن و رو به قبله بودن و حالت توجّه و ارتباط قلبى با خداوند داشتن و استغفار كردن به هنگام استخاره و مانند آن(5) و اين امور، مطلوب و قطعاً مؤثّر است.

1. بحارالانوار، جلد 88، صفحه 224، حديث 4.

2. نهج البلاغه، نامه 31.

3. فقيه، جلد 1، صفحه 562، حديث 1552.

4. همان مدرك، صفحه 563، حديث 1553.

5. رجوع شود به: جواهرالكلام، جلد 12، صفحه 161 و 162.
 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 26 خرداد 1390  ساعت 04:40 ب.ظ | نظرات (0)

اهمیّت استخاره وآداب آن


بسیار مى شود که انسان براى انجام کار مهمّى متحیّر و سرگردان مى شود و مطالعه درباره جوانب آن، رفع تحیّر از او نمى کند; با افراد آگاه مشورت مى کند، ولى آنها نیز نظرات مختلفى دارند، و او همچنان در کار خود سرگردان مى ماند و اگر این سرگردانى ادامه یابد خسارت هاى سنگینى دامن گیر او خواهد شد. در این گونه موارد، دستور استخاره داده شده است که انسان طبق آداب ساده اى با خداوند بزرگ - به وسیله قرآن مجید، یا تسبیح و مانند آن - مشورت کند و از ذات پاکش هدایت و راهنمایى به آنچه خیر و صلاح اوست، بطلبد; به یقین خداوند نیز او را ـ طبق روایات صریحى که داریم ـ راهنمایى خواهد کرد.


استخاره، نه تنها انسان را از حال تحیّر و سرگردانى - که بدترین حالات است و مایه تلف شدن وقت و نیروى اوست - نجات مى بخشد، و او را با اراده و تصمیم قوى و گام هاى استوار به سوى مقصد به حرکت وا مى دارد; بلکه واقعاً نیز راهنما و راهگشا به سوى خیرات است و این حقیقتى است که در روایات اسلامى وارد شده، و ما خود بارها و بارها آزموده ایم که استخاره ها گوئى معجزه مى کند.


گاه انسان براى کارى استخاره مى کند و مطابق آن، به سوى آن کار مى رود و ظاهراً نتیجه اى نمى گیرد; امّا بعد از ماه ها، یا سال ها، رمز عجیب آن استخاره را درمى یابد. به هر حال، استخاره را با پیشگویى نباید اشتباه گرفت; بلکه استخاره خیر و صلاح کار را از طریق درخواست از خداوند، به انسان نشان مى دهد.

نکته:


دو چیز را به هنگام استخاره نباید فراموش کرد:


1ـ استخاره منحصر به جایى است که مثبت یا منفى بودن کار بر انسان روشن نباشد، و با تفکّر و اندیشه، و حتّى با مشورت کردن با افراد خبره و صاحب نظر نیز روشن نشود; این جا، جاى استخاره است و در غیر این صورت استخاره کردن، اشتباه است.


2ـ از استخاره هاى مکرّر در یک چیز باید پرهیز کرد (مگر این که فاصله قابل توجّهى بشود و یا این که شرایط تغییر کند.) در استخاره هاى مکرّر، همان استخاره اوّل معتبر است و بقیّه اعتبارى ندارد.
باید انسان بعد از استخاره - با شرایطى که در بالا گفته شد - تردید نکند و به دنبال آن به راه بیفتد و از خدا خیر و صلاح خویش را بطلبد و بر ذات پاک او توکّل کند، و مطمئن باشد نتیجه خواهد گرفت.


معناى دیگر استخاره:


استخاره معناى دیگرى هم دارد که در روایات اسلامى کراراً به آن اشاره شده است و آن طلب خیر و سعادت از ذات پاک خداست.
یعنى به هنگام شروع در یک کار ـ حتّى کارهاى روشنى که براى آن استخاره نکرده است ـ انسان از خداوند خیر و سعادت خود را بخواهد (اصولا استخاره به معناى طلب خیر است) و با گفتن جمله «أَسْتَخیرُاللّهَ بِرَحْمَتِهِ» (از رحمت الهى طلب خیر و سعادت مى کنم)، به آن کار اقدام کند و مى تواند این مطلب را به فارسى هم بگوید. به هر حال، استخاره به این معنا طبق روایات اسلامى نیز، بسیار مفید و مؤثّر است.


در روایتى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم:
«مَا اسْتَخارَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ إِلاّ خارَ لَهُ; هیچ بنده با ایمانى از خداوند طلب خیر نکرد، مگر آن که پروردگار سعادت او را فراهم ساخت».(1)


همچنین امیرمؤمنان(علیه السلام) به فرزندش امام حسن(علیه السلام) فرمود:
«وَأَکْثِرِ الاِْسْتِخارَةَ; بسیار از خداوند طلب خیر نما».(2)
در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) آمده است که فرمود:
در سجده آخر نماز شب، از خداوند طلب خیر نما و صد و یک مرتبه بگو: «أَسْتَخِیرُاللّهَ بِرَحْمَتِهِ; از رحمت خداوند طلب خیر و سعادت مى کنم».(3)


همچنین در سجده آخر نافله صبح نیز، استخاره به همین معنا وارد شده است.(4)

آداب استخاره:


در روایات اسلامى آداب ویژه اى براى استخاره به معناى معروف آن، ذکر شده; مانند وضو داشتن و رو به قبله بودن و حالت توجّه و ارتباط قلبى با خداوند داشتن و استغفار کردن به هنگام استخاره و مانند آن(5) و این امور، مطلوب و قطعاً مؤثّر است.


1. بحارالانوار، جلد 88، صفحه 224، حدیث 4. 2. نهج البلاغه، نامه 31. 3. فقیه، جلد 1، صفحه 562، حدیث 1552. 4. همان مدرک، صفحه 563، حدیث 1553. 5. رجوع شود به: جواهرالکلام، جلد 12، صفحه 161 و 162.

 

منبع:سایت آیت الله مکارم
 





نوشته شده در تاريخ جمعه 20 خرداد 1390  ساعت 06:01 ب.ظ | نظرات (0)