آداب زندگی
ادب از فهم سرشار و ادراك حقایق سرچشمه می گیرد و بی ادبی از جهل و نادانی

میان اخلاق و آداب تفاوت هایی وجود دارد. اخلاق، عبارت است از ویژگی ها وخصائص پایداری که روح انسان در اثر تکرار و مداومت بر اعمال خاصی به آن ها متصف می شود ولی آداب مربوط به جنبه های ظاهری رفتارهاست. آداب نیز به آداب دینی و غیر دینی تقسیم می شود. بر این اساس، آداب دینی به آداب منسوب به دین گفته می شود که از نظر شرعی، برخی سنت نامیده شده است؛ یعنی شارع مقدس به آنها نظر دارد، و به انجام آنها در قالب یک امر مستحب، دستور داده است.

آداب غیر دینی، آدابی هستند که پیدایش و رواج آنها، ریشه در ویژگی های منطقه ای، نژادی، تاریخی، صنفی، جنسی، فرهنگی و امثال اینها دارد.

از این رو مسائل اخلاقی و همچنین آداب دینی میان فرهنگ های گوناگون ثابت و تغییر ناپذیر است؛ اما آداب اجتماعی غیر دینی که تابع تاریخ و فرهنگ مردم شمرده می شود، بیشتر، نسبی و متغیرند. لازم است توجه داشته باشیم که پایبندی به آداب غیر دینی این دقت را می طلبد که این آداب با دستورات دینی در تضاد و تعارض نباشد.

در شماره قبل نتایج و پیامدهای پایبندی به آداب اجتماعی بیان شد و اینک به بیان نتایج بی مبالاتی در آداب معاشرت و ریشه یابی و درمان آن می پردازیم:

ب. نتایج و پیامدهای بی مبالاتی در آداب معاشرت

- از آنجا که آداب معاشرت افراد هر جامعه، تا حدود زیادی از باورها و اعتقادات مردم آن جامعه، متأثر است و تکالیف شرعی و اخلاقی مورد تأکید دین و ایین مورد پذیرش عموم افراد هر جامعه، اثری بی بدیل در شکل دهی به آداب و رسوم آن جامعه دارد، طبعاً بی توجهی به آداب معاشرت در جامعه، تأثیری منفی در دین مداری برجا می گذارد و باعث کندی حرکت انسان در صراط مستقیم دین می شود؛ چنان که می تواند به تدریج، میان انسان و هویت تاریخی و سابقة فرهنگی اش نیز فاصله اندازد. 

میان اخلاق و آداب تفاوت هایی وجود دارد. اخلاق، عبارت است از ویژگی ها وخصائص پایداری که روح انسان در اثر تکرار و مداومت بر اعمال خاصی به آن ها متصف می شود ولی آداب مربوط به جنبه های ظاهری رفتارهاست. آداب نیز به آداب دینی و غیر دینی تقسیم می شود. بر این اساس، آداب دینی به آداب منسوب به دین گفته می شود که از نظر شرعی، برخی سنت نامیده شده است؛ یعنی شارع مقدس به آنها نظر دارد، و به انجام آنها در قالب یک امر مستحب، دستور داده است.

آداب غیر دینی، آدابی هستند که پیدایش و رواج آنها، ریشه در ویژگی های منطقه ای، نژادی، تاریخی، صنفی، جنسی، فرهنگی و امثال اینها دارد.

از این رو مسائل اخلاقی و همچنین آداب دینی میان فرهنگ های گوناگون ثابت و تغییر ناپذیر است؛ اما آداب اجتماعی غیر دینی که تابع تاریخ و فرهنگ مردم شمرده می شود، بیشتر، نسبی و متغیرند. لازم است توجه داشته باشیم که پایبندی به آداب غیر دینی این دقت را می طلبد که این آداب با دستورات دینی در تضاد و تعارض نباشد.

در شماره قبل نتایج و پیامدهای پایبندی به آداب اجتماعی بیان شد و اینک به بیان نتایج بی مبالاتی در آداب معاشرت و ریشه یابی و درمان آن می پردازیم:

ب. نتایج و پیامدهای بی مبالاتی در آداب معاشرت

- از آنجا که آداب معاشرت افراد هر جامعه، تا حدود زیادی از باورها و اعتقادات مردم آن جامعه، متأثر است و تکالیف شرعی و اخلاقی مورد تأکید دین و ایین مورد پذیرش عموم افراد هر جامعه، اثری بی بدیل در شکل دهی به آداب و رسوم آن جامعه دارد، طبعاً بی توجهی به آداب معاشرت در جامعه، تأثیری منفی در دین مداری برجا می گذارد و باعث کندی حرکت انسان در صراط مستقیم دین می شود؛ چنان که می تواند به تدریج، میان انسان و هویت تاریخی و سابقة فرهنگی اش نیز فاصله اندازد.

- بی مبالاتی در آداب معاشرت، علاوه بر سردی روابط، پیدایش ذهنیت منفی در دیگران، ایجاد مانع در راه ایجاد و گسترش ارتباطات بیشتر و بهتر، انزوای شخص بی مبالات و بسترساز دوری از زندگی اخلاقی، نیز می تواند -بسته به طرف مقابل انسان- پیامدهای اختصاصی هم داشته باشد؛ مثلاً از آنجا که مراعات آداب در ارتباط با پدر و مادر، عرفاً از مصادیق برّ و احسان شمرده می شود، بی مبالاتی در آداب معاشرت با ایشان نیز از مصادیق بی اعتنایی و عقوق والدین به شمار خواهد آمد که خود، نمونة بارز خسران و شقاوت و از گناهان کبیره است. امام صادق(ع) فرموده است: «عقوق والدین از گناهان کبیره است».1

- بی مبالاتی در آداب معاشرت با سایر بستگان نیز باعث سستی پیوندهای خویشاوندی و زمینه ساز قطع این گونه روابط می شود. این، در حالی است که اسلام عزیز، آحاد امت اسلامی را به الفت و محبت و تقویت روابط دوستانه دعوت کرده و به ویژه درباره روابط خویشاوندی، تأکید بیشتری فرموده است.

- بی مبالاتی در آداب معاشرت با معلمان و مربیان، راه را بر استفادة شایسته علمی و معنوی از ایشان می بندد و مانع ادای حقوق عظیم آنان می شود و در نتیجه، انسان را از برکات وجودی ایشان محروم می کند.

- بی مبالاتی در آداب معاشرت با دوستان و آشنایان نیز گرمی و صمیمیت روابط دوستانه را تحت الشعاع قرار می دهد؛ زیرا یکی از بهترین ضمانت های دوام دوستی، احترام متقابل است و التزام به آداب در معاشرت با دوستان، مصداق بارز احترام به ایشان شمرده می شود.

- بی مبالاتی در آداب معاشرت با افراد جنس مخالف نیز علاوه بر این که انسان را در موضع تهمت و مورد سوء ظن دیگران قرار می دهد، زمینه ساز سوء تفاهم ها، فاصله گرفتن از فرهنگ عفت مدار اسلامی، بسترسازی جهت روابط ناسالم و آشنایی و ارتباط با افراد ناباب و جدایی از حلقة اهل ایمان می شود.
ریشه یابی

بی شک شرط لازم زندگی اجتماعی، توان مندی های لازم انسان ها برای برقراری ارتباط مفید با یک دیگر است؛ اما برخی افراد از این جهت بسیار ضعیفند و در برخورد با دیگران، واکنش هایی غیرعادی از قبیل گوشه گیری، تک روی و بی مبالاتی در آداب معاشرت از خود بروز می دهند. برخورداری از این توانایی ، در ترقی و تکامل انسان و در مجموع در رشد جامعه، تأثیر بسزایی دارد.

نکتة مهم این که، حتی ایمان و اعتقادات دینی نیز خلأ فقدان عناصر تأمین کنندة این توانایی را پر نمی کنند، برای مثال، ممکن است کسی مؤمن و عابد و زاهد باشد؛ ولی در عین حال از کم رویی رنج ببرد یا از رشد کافی برای تشخیص مصادیق حق و باطل و تدبیر امور معاش و معاد خویش برخوردار نباشد. امیر مؤمنان7فرموده است:

انما البصیر من سمع فتفکر و نظر فأبصر و انتفع بالعبر ثم سلک جددا واضحا یتجنب فیه الصرعة فی المهاوی؛2 انسان بصیر، کسی است که بشنود و تفکر کند، نگاه کند و نیک بنگرد، از عبرت ها بهره مند شود و سپس قدم در راه های روشن و مطمئن گذارد و از لغزشگاه ها دوری کند.

از دیگر ریشه های بی مبالاتی در آداب معاشرت، عدم درک جایگاه بی بدیل جامعه و معاشرت با مردم در زندگی است. در منابع اسلامی، به انس و دوستی مردم با یک دیگر، فوق العاده سفارش شده است. پیامبر اکرم(ص)فرموده است:

بهترین شما، خوش اخلاق ترین شمایند؛ آنان که با دیگران انس می گیرند و مأنوس می شوند.3

بی تردید این همه تأکید بر تحکیم روابط اجتماعی، به دلیل برکاتی است که در این معاشرت، به فرد و جامعه می رسد. ریشة دیگر بی مبالاتی در آداب معاشرت، بی اطلاعی و عدم درک صحیح از حقوق متقابل اجتماعی است. ممکن است کسی از توانایی های لازم برای برقراری روابط سالم اجتماعی برخوردار باشد، و علاوه بر آن، از جایگاه و موقعیت خطیر جامعه نیز با خبر باشد؛ اما از وظایف و حقوقی که در قبال جامعه دارد، غفلت ورزد و همین، باعث بی مبالاتی او در آداب معاشرت می شود.
درمان

برای درمان این کمبود در ارتباطات اجتماعی، باید اولاً آگاهی های لازم درباره جایگاه جامعه، حقیقت زندگی اجتماعی و تکالیف و حقوق متقابل اجتماعی، فراهم آید و ثانیاً تلاش عملی صورت گیرد، تا مراعات آن ها برای انسان آسان شود. این، از سوی خود فرد است؛ اما برخورد دیگران با شخص بی مبالات نیز باید برخورد تربیتی، جذاب و بیشتر مبتنی بر ارائة عملی جذابیت های تأدب به آداب اجتماعی باشد، نه بحث و استدلال دربارة اهمیت و لزوم مراعات آداب اجتماعی؛ هر چند آن هم در جای خود، مهم و تأثیرگذار است و نباید مورد غفلت قرار گیرد. این توصیه، مبتنی بر اصل تأثیر شرایط است که می تواند حالات و رفتار انسان را تا حدود زیادی تحت تأثیر قرار دهد.

مراعات آداب -به ویژه آداب اجتماعی- همواره کار آسانی نیست و با موانعی روبه رو است. نخستین طیف از این موانع، موانع شناختی و معرفتی است. عدم درک درست از فلسفة وجودی و کارکردهای مثبت آداب اجتماعی، از جملة این موانع است. امیرمؤمنان7 فرموده است:

انسان، دشمن چیزی است که نمی داند.4

رعایت معیارهای منش اجتماعی که به وسیلة آداب، تعریف و کد گذاری می شوند، بخشی از فرآیند جامعه پذیری است که به سبب ناقص مطرح شدن آن، متأسفانه همواره شاهد طیفی از نسل های نو هستیم که عامدانه و البته با دلیل، بر ضد آداب درست اجتماعی، می شورند. این افراد، آداب و سنن جامعه خود را به باد انتقاد و تمسخر می گیرند و آن ها را مشتی قواعد دست و پاگیر و فسیل شده می دانند که تنها جلوی رشد، آزادی عمل، خلاقیت و ابتکار و ... را می گیرند. گذشته از برخی آداب نادرست اجتماعی که نیازمند پالایشند، درباره طیف وسیعی از آداب و سنن، نسل نو نیازمند طی دوره های توجیهی است، تا با ریشه و خاستگاه فلسفه و کارکردها و پیامد های این میراث گرانبهای برجای مانده از فرهیختگان آشنا شوند. البته رسانه ها و نهاد های متولی امور فرهنگی، در این زمینه نقش جدی تری برعهده دارند.

بی حوصلگی و راحت طلبی، آفت دیگری است که سبب عدم تمایل انسان به محدودیت هایی می شود که مراعات آداب اجتماعی برای انسان ایجاد می کند. علت دیگر این امر، می تواند دلبستگی و اشتغال به تمایلات بیهوده و بازدارنده باشد. همان طور که ممکن است کسی به علت هواپرستی و تمایل به عدم منع از سوی دیگران، به آداب اجتماعی که لازمه اش جوشیدن و اختلاط با مردم است، راضی شود.
پی نوشت

1- بحارالانوار، علامه مجلسی، لبنان، مؤسسة الوفاء بیروت، 1404 ه ق، ج 71، ص 74.

2- شرح نهج البلاغه، عبدالحمید بن ابی الحدید معتزلی، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی، 1404 ه ق، ج 9، ص 158.

4- «خیارکم احسنکم اخلاقاً الذین یألفون و یؤلفون»، تحف العقول، حسن بن شعبه حرانی، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1404 ه ق، ح 373، ص 45.

5- «المرء عدوّ ما جهل»، غررالحکم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، قم، انتشارات دفتر تبلیغات، 1366 ش، ص 74.
 





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 15 خرداد 1390  ساعت 2:48 PM | نظرات (0)